بدترین خاطره من

بدترین خاطره من

نویسنده خاطره: دکتر سعید

بدترین خاطره من:

حجم و عمق خاطرات تلخ لکنت زبان را نه بدایت و نه نهایت پیداست و تنها یک همدرد می تواند آنرا درک کند و نامحرمان، گرچه از روی دلسوزی، چون و چرا

می گویند و دستورالعمل صادر می کنند، ولی به علت عدم آگاهی و همخوانی با واقعیت و ماهیت لکنت زبان، نصیحت آنان همچون پتک بر سر شخص وارد می شود.

بدترین خاطره من:

سالها پیش رفته بودم بیمارستان، بخش پذیرش. خانم مسئول، اطلاعات شخصی مرا می پرسید.

نام و نام خانوادگی ام را گفتم بعد پرسید نام پدر؟ قفل شده بودم… هر کاری کردم و هر کلکی زدم، نشد که نشد.

مسئول پذیرش سرش را خم کرد و گفت: « هنوز نمیدونی پدرت کیه؟!

مدتها از آن تاریخ می گذرد و من در زندگی موفقیت های بسیاری کسب کرده ام، ولی هنوز نتوانسته ام بار سنگین این جمله را به زمین بگذارم.

  1. Avatar for ندا
    ندا گفت:

    خاطرات بد خیلی آدم رو عذاب میدهمخصوصا اگر در مورد لکنت زبان باشه

  2. Avatar for هادی
    هادی گفت:

    برای سریع ترین روش درمان لکنت زبان میشه یه مقاله بزارید؟تشکر از شما

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *