خاطره یک دانشجو

 

به خاطر لکنت ام:

 

هر روز ۶۰ کیلومتر می رفتم و می آمدم

به جای معلم، پرستار شدم

اغلب یواشکی گریه می کردم

همیشه……………………..

آیا خانواده دوست داشتنی ام توانستند درد مرا درک کنند؟!

 

خانم سمانه – ۲۴ ساله 

کارشناس ارشد پرستاری

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز من ۲۴ سال دارم دانشجوی ارشد ترم دوم هستم از زمانی که بچه بودم ویادمه لکنتو داشتم. متاسفانه از دوران ابتدایی تاکنون خاطرات بدی از کلاس درس دارم به خاطر مشکل لکنتم و این که چون یکی از اقوام ما درمدرسه راهنمایی بود حاضر نشدم به مدرسه برم وبه همین خاطر مسافت ۳۰ کیلومتری رو هر روز با ماشین می رفتم ومی یومدم!

 

وقتی یادم می یاد دلم واسه خودم کباب میشه. در تموم سال حتی تابستونها به لکنتم فکر میکردم و غصه میخوردم خیلی دوس داشتم معلم بشم ولی به خاطر لکنتم نشد.

 

وقتی میخواستم انتخاب رشته کنم، همه دوستام میگفتن تربیت معلم رو بزنم ولی ااز بس دعا کردم اون سال برا تربیت معلم اصلا دانشجو نگرفتند! تنها کسی که خیلی خوشحال بود من بودم. واسه همین پرستاری رو انتخاب کردم چون کارش عملیه؛ غافل از اونکه این شغل به برقراری ارتباط با بیمار خانواده، پزشک وهمکاران دیگه نیاز داره. بعد که فهمیدم چه اشتباهی کردم وا رفتم؛ تصمیم گرفتم انصراف بدم ولی به خاطر گریه های پدر ومادرم مجبور شدم بخونم. چه زجری کشیدم چه روزوشب هایی که گریه میکردم حتی در حالت عادی هم گریه بی صدا میکردم ودر جواب بقیه می گفتم حساسیت فصلیه که از چشام اشک می یاد.

 

هیچ وقت انگیزه ای واسه درس خوندم نداشتم بالاخره با هر بدبختی فارغ التحصیل شدم خواهرم واسه ارشد ثبت نامم کرده بود با اصرار رفتم شرکت کردم امتحان عصر بود مراقب هم استاد دانشگاه بود ومنو میشناخت. چوب جواب نمی دادم گفت چرا سوالا رو جواب نمی دی منم یه کلمه نخونده بودم واز سر رودربایستی با استاد شروع کردم به جواب دادن. هرچی رو میدیم وفکر میکردم درسته الکی میزدم، گفتم من که نخوندم بزار همه رو بزنم.

 

بعد از اعلام نتایج دیدم دانشگاه اصفهان قبول شدم! به جای اینکه خوشحال بشم شروع کردم به گریه با صدای بلند؛ ولی دوستم که فکر میکرد از خوشحالی دارم گریه میکنم ……

 

از۶-۷ شهریور تا ۳۱ شهریور فقط وفقط استرس داشتم که عجب اشتباهی کردم سولا روجواب دادم. همه خبر دار بودند که قبول شدم و مجبور شدم ثبت نام کنم والان که ترم دوم هستم اونقدر گریه کردم که دیگه اشکی واسم نمونده

 

دوس ندارم بیام دانشکده ولی به خاطر بابام ومادرم مجبورم چون وقتی یه مدت میرم خونه ونمیرم کلاسا رو، اونها هم باهم گریه میکنند واسه همین مجبورم برم.

 

وقتی نمیتونم درست حرف بزنم واسه چی درس بخونم منی که پس فردا با مدرک ارشد واسه طرحم باید برم دانشگاه با چه انگیزه ای درس بخونم کاش یه شب بخوام ودیگه بیدارنشم.

این نوشته منتشر شده در مقالات می باشد. جهت اضافه کردن به علاقمندی های مرورگر خود بر روی لینک صفحه کلیک نمایید.

  1. Avatar for ابوالفضل
    ابوالفضل گفت:

    سلاممن 29 سالمه لکنت زبان دارم.ولی خیلی نیست طوری ک وقتی استرسی ندارم و مواظب حرف زدنم هستم کسی متوجه نمیشه-ولی موقع عصبانیت و اظطراب لکنتم بیشتر میشهروی (گ-ق-ک)با ضمه بخصوص …اول کلمات مشکل دارم….ل و نون هم گاهی از دستم در میرن.میخام زبان تدریس کنم.راستش پول زیادی ندارم هزینه کنم.برای همین میخام برم گفتار درمانی همین شهرستان خودمون.ایا جواب میگیرم.؟شما رو بخدا خیلیا میگن الکیه و ازین چیزا

    • Avatar for کامبخش فرهمندپور
      کامبخش فرهمندپور گفت:

      ابوالفضل جان اگر درمانی وجود داشته باشد، فقط از عهده رشته گفتار درمانی بر می اید و بس. با بهترین آرزوها

  2. Avatar for حسین
    حسین گفت:

    سلام.منم لکنت زبان دارممنم رشته پرستاری قبول شدم یه سالی هم خوندم اینقدر فشار روم بود که انصراف دادم.کاش میشد یه طوری اینو حل کرد واقعه.

    • Avatar for کامبخش فرهمندپور
      کامبخش فرهمندپور گفت:

      حسین عزیز تا شما نتوانید لکنت خود را بپذیرید، هیچگاه به گفتار درمانی مراجعه نخواهید کرد.

  3. Avatar for من
    من گفت:

    برای فردی که سن بلوغ رو رد کرده و اخلاقیات و روحیاتش شکل گرفته و لکنت هم جزیی از وجودش شده شاید بشه گفت حداقل برای چنین فردی غیر ممکنه حتما میدونی تغییر شخصیت تو بزرگسالی شاخ غول شکستنه

    • Avatar for کامبخش فرهمندپور
      کامبخش فرهمندپور گفت:

      دوست گرامی من، درمان لکنت زبان نه سن میشناسد و نه غیر ممکن، فقط همت و انگیزه میخواهد که البته در سخنان گهربار شما دیده نمیشود… مگر خدا مدد کند…

  4. Avatar for من
    من گفت:

    کاملا درکت میکنم منم این مشکل رو دارم و چندبار تاحالا خودکشی کردم ولی فایده نداشت فقط یه لکنتی درد لکنت رو میفهمه لکنت درمان نداره بیماری جسمی که نیست با امپول خوب شی با روان ادم سروکار داره

    • Avatar for کامبخش فرهمندپور
      کامبخش فرهمندپور گفت:

      و هر چه با روان آدم سر و کار داشته باشد، برای حل آن باید زحمت کشید، و درد پذیرش و متحول شدن را باید تحمل کرد. به نظر میرسد عزیزم شما تا به حال به دنبال بیراهه های درمان لکنت زبان رفته اید مثل خود درمانی، دستگاه لکنت شکن، و یا شاید درمانهای سریع!

  5. Avatar for hajar
    hajar گفت:

    تنها راه درمان این مشکل اینکه که اول بخش بخش و بعد کلمه به کلمه و بعد چند کلمه با هم صحبت کنی .این تنها راهشه و من امتحان کردم.مثلا با صدای متوسط بگی /من/ بعد مدتی صبر کنی و بعد بگی /میرم/ بازم صبر کنی و بعد بگی /بیرون/.بعد یک ماه اینجور حرف زدن باید بعدش دو کلمه به کلمه حرف بزنی.بعد ماه بعدش سه کلمه سه کلمه

    • Avatar for کامبخش فرهمندپور
      کامبخش فرهمندپور گفت:

      هاجر خانم شما امتحانش کردید، ولی آیا لکنت زبان شما درمان شد؟ اگر شما بتوانید اینرا ثابت کنید، بی شک لایق جایزه نوبل هستید!

  6. Avatar for darya
    darya گفت:

    Samane azizam alan daram neveshtato mikhonam ashkam sarazire chon manam daghighan mesle to hastam kash mishod ye faraji beshe man ye modat khob shode bodam ama inghad feshar zendegi ron hast k alan be sakhti mitonam harf bezanam ghose nakhoe aji jon mesle to ziyadan azizam be omid behbodi heme dostaye loknatimon

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *