درد پنهان

سلامی از سر خستگی
از استرس همیشگی
از خنده های زورکی
از اشکای یواشکی
از تصمیمای الکی
از تمرین سرسرکی
از لکنت بی معرفت
از این مایه خجالت
از این ظاهر سازی
از قایم موشک بازی
از این پنهانکاری
از این سهل انگاری
از حرفهای نگفته
از آتشفشان خفته
از فرصت های رفته
از حسرت های خورده

         « نظا م »

این نوشته منتشر شده در مقالات می باشد. جهت اضافه کردن به علاقمندی های مرورگر خود بر روی لینک صفحه کلیک نمایید.

  1. Avatar for نظام
    نظام گفت:

    دلـم ز پرده برون شد کـجایی ای مـطرب بـنال هان که از این پرده کار ما به نواست مرا بـه کار جـهان هرگز الـتـفات نـبود رخ تو در نظر من چنین خوشـش آراسـت نخـفـتـه‌ام ز خیالی کـه می‌پزد دل من خـمار صدشـبـه دارم شرابخانه کجاست

  2. Avatar for رحیم احدی
    رحیم احدی گفت:

    نظام جان من اسمم رحیم . ما ته تهران زندگی میکنیم و من حدود 10 ساله که از این عادت لعنتی رنج میبرم. ایشالاه که هممون بتونیم مثل بقیه صحبت کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *