مقالات

دلنوشته ای از دوستان گروه درمان لکنت زبان 7

سه شنبه, 10 مرداد 1391 ساعت 00:00 نوشته شده توسط

 سلام

هیچ وقت دوست نداشتم در مورد لکنت زبان صحبت کنم یا برای کسی تعریف کنم . هروقت هم که هرجا بحث لکنت پیش می اومد سعی می کردم موضوع بحث رو عوض کنم .

قراره یه خاطره بنویسم ولی نمیدونم از کدوم خاطره بگم . از غولی بگم که همیشه وجودش و رو شونه هام حس می کردم و همیشه مثل یه نارفیق نامرد همراه بود هیچ جایی منو تنها نمی ذاشت . یا از اون روزایی بگم که تمام سعی و تلاشت و انجام میدی تا تو خانواده صحبت کنی ، یه موضوعی رو تعریف کنی ولی آخرش که تموم میشه بهت میگن چرا اینجوری حرف میزنی ، چرا آروم حرف نمی زنی ، اونجا می فهمی که حتی به یک کلمه از حرفات هم گوش ندادن و از همه بدت می آد . یا از موقعی که در محل کار رئیست یه کاری بهت محول می کنه که پیگیری کنی ولی چون تلفن زدن سختته و نمیتونی خوب حرف بزنی انجامش نمی دی و اونم مواخذت می کنه .

دوستان عزیز من اگه بخوام خاطرات بد زندگی رو براتون تعریف کنم باید اندازه 26 سال براتون بگم و اما حالا حس خوبی دارم . حس میکنم روزنه ای از نور رو دیدم و دارم با سرعت به طرفش حرکت می کنم . دیدگاهم نسبت به افراد ، دوستان ، همکاران داره تغیر پیدا می کنه . با همه مهربون تر شدم و حس می کنم بقیه هم با من رابطشون بهتر شده .

((چه لذتی داره ، هر چی می خوای به هرکسی که میخوای بتونی بگی ))      

ابراهیم . م   26 ساله

کارشناس برق قدرت

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
دلنوشته ای از دوستان گروه درمان لکنت زبان 7 | لکنت زبان - فرهمندپور

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • لکنتی تنها
  • یکى مثل خود شماها
  • علیرضا
  • علیرضا توکلی
  • سلمان
  • حین جاوید
  • سارا
  • رهگذر
  • حسن خوانین

نظرات (9)

  • مهمان - لکنتی تنها

    منم 24 سالمه و بالکنت دارم زندگی میکنم.چه روزای سختی تو مدرسه داشتم.یکی از همکلاسیم همش منو مسخره میکرد.منم میومدم خونه یواشکی گریه میکردم.بعد ار چندسال اونو دیدم تو خیابون.هیچوقت نمیبخشمش...هیچوفت...هنوزم شبا گریه میکنم.نمیدونم چرا انقد ناامیدم..دوستای لکنتی من همتونو از ته قلبم دوس دارم.الان که دارم اینو مینویسم چشام خیسه...

  • مهمان - یکى مثل خود شماها

    منم واقعا شما ها رو درک میکنم من 20سالمه و زجر میکشم

  • مهمان - علیرضا

    سلام ابراهیم جان دقیقا خصوصیاتی که یادداشت هات داشت منم همونا رو تجربه کردم ولی با تمام مشکلات ارتباطی ام هنوز امید دارم و تصمیم دارم برای درمانم از مشهد مقدس به تهران بیا و حتی از دانشگام هم بزنم و 1 سالی تهران زندگی کنم تا درمانم حل بشه من 20 سالمه از مشهد رشته کامپیوتر

  • مهمان - علیرضا توکلی

    دکتر کارت عالی بود.من در سن 6 سالگی نمیتونستم صحبت کنم.ضمنا از خانم شیرین هم متشکرم

  • مهمان - سلمان

    ابراهیم بهت تبریک میگم

  • مهمان - حین جاوید

    سلام ابراهیم جان منم مثل خودت دچار لکنت هستم دنبال درمان قطعیش می گردم تنها ارزوم اینه فقط لکنتم خوب بشه همتون رو دوست دارم و ارزو می کنم زود تر تمام لکنتی ها خوب بشن ان شالله

  • مهمان - سارا

    خوش به حالت دوست عزیز زندگی دوباره رو بهت تبریک میگم. من بیست ساله که در گیره همین زندگی وحشتناکم مطمئنم با رفتن به کلینیک تونستی خوب بشی.................... موفق باشی . امیدوارم یه روزی بشه که منم بتونم بیام

  • مهمان - رهگذر

    دوست عزیز مطمئن باش حرفای با اهمیتی داری که بزنی، نترس و حرفت رو بزن.

  • مهمان - حسن خوانین

    ابراهیم عاشقتم

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

6 روش درمان لکنت زبان

هنگامی که کودکی دچار لکنت زبان میشود، والدین با فرهنگ را به تحقیق پیرامون درمان آن وادار میکند. ولی ...

مشاهده

لکنت زبان و دفاعیه دکتر هلاکویی

نامه نقد در نقد زیر مربوط به مقاله دکتر هلاکویی در دام لکنت زبان، توسط سرکار خانم نوشین زارع دریافت ...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان در کودکان و بزرگسالان!

درمان قطعی لکنت زبان! مدتی است ناظر تبلیغات درمان قطعی لکنت زبان، آنهم از نوع بدون بازگشت آن هستیم...

مشاهده

لکنت زبان عارضه ای ناشناخته

لکنت زبان عارضه ای است که پکیج آن فقط برای افرادی قابل ادراک است که « مسیر درمان لکنت زبان » را طی ک...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان

در سال 1817 ( 200 سال پیش ) یک پزشک فرانسوی به نام Jean marie hard با این تصور که لکنت زبان به علت ض...

مشاهده

خرید کتاب راز لکنت زبان

دلنوشته ای از دوستان گروه درمان لکنت زبان 7 | لکنت زبان - فرهمندپور

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره