مقالات

پشت حصار لکنت زبان

دوشنبه, 14 بهمن 1392 00:00 نوشته شده توسط

 رهگذری دیدم 

دست در جیب  

سرش پایین  

نگاهش به بی انتها 

با قدمهایی آهسته و گاه لنگان    

آرام ولی خسته به نظر می رسید  

صدای زوزه باد هم که قطع می شد  

صدایش را نمی شنیدی  

کمی که نزدیک تر شد   

پرسیدم  به کجا ؟  

گفت " تا رهایی"   

گفتم قصه ات چیست ؟  

سکوت کرد  

گفتم غصه ات چیست ؟  

نگاهش را انداخت  

و  

براهش ادامه داد     

گفتم دِ آخر یه چیزی بگو  

گفت آخرش را نمی دانم  

اما اینجا  

هوا چه سرد و تاریک است

             

                     "  کاوه  "

 

محتوای بیشتر در این بخش: « قفل لکنت سرزمین رویاهایم »

نظرات (2)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
  1. علیرضا

به به چقدر زیبا بود کاوه جان

  پیوست ها
 
  1. عارفا

کاوه با حال بود دمت گرم.

  پیوست ها
 
There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

داستان لکنت زبان یتیم

بی تردید متولیان لکنت زبان و استادان رشته گفتار درمانی طبق معمول مطالب این سایت را مطالعه خواهن...

مشاهده

شبه علم در لکنت زبان

هرگز نشد بخواهم مطلبی در مورد لکنت زبان بگویم، ولی از نقد حرفه های متفرقه، متخصصان گفتار درمانی و مح...

مشاهده

چاپ ششم کتاب راز لکنت زبان همانند گذشته توسط انتشارات نسل نو اندیش منتشر گردید

پس از اتمام چاپ پنجم کتاب راز لکنت زبان نوشته کامبخش فرهمندپور این کتاب توسط انتشارات نسل نو اندیش ت...

مشاهده

آمار لکنت زبان

آمار لکنت زبان کمتر کتاب، مقاله یا رسانه ای را میتوان یافت که از لکنت زبان صحبت به میان آورد ولی از...

مشاهده

دلنوشته آسیب لکنت زبان

جناب آقای دکتر سعید - 30 ساله - دکترای مکانیک از دانشگاه شریف هر بار که در اتاق استادمو می زدم انگا...

مشاهده
پشت حصار لکنت زبان | لکنت زبان - فرهمندپور

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره