مقالات

قصه تلخ لکنت

جمعه, 22 فروردين 1393 ساعت 00:00 نوشته شده توسط
بشنو تو این حکایت ، قصه ی رنج و محنت
قصه ی غصه ها را ، قصه ی تلخ لکنت
 
حسِ بدِ تفاوت ، حسِ جدا نشستن
دانسته ها نگفتن ، ساکت؛ ولی شکستن
 
گوشی پر از نصیحت ، بیزار از ترحّم
قلبی شکسته و سرد ، سرشار از تألّم
 
افسوس از گذشته ، سودی ندارد امّا
امان از اضطراب و دلشوره های فردا
 
آه و فغان از این درد ، صد شکوِه و گلایه
طاقت به دل نمانده ، از گوشه و کنایه
 
از لکنت کذایی کی می رسد رهایی؟
باید که باشد آخر ، این درد را شفایی
 
ای کاش من نبازم ، با سوختن نسازم
بی شک بدون لکنت ، بس شاد و سرفرازم
 
                                       « نظام »

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
قصه تلخ لکنت | لکنت زبان - فرهمندپور

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • آزاده
  • م
  • الکن
  • ایدا
  • ناشناس
  • ط
  • ارش ا
  • عارف
  • علیرضا

نظرات (9)

  • مهمان - آزاده

    با تشکر از شعر زیباتون من بخاطر دختر کوچولوم اومدم اینجا اینجوری ک شما ب من امید دادین تا صبحم زنده بمونم خیلی کار کردم. مگه درمون نداره؟من اطمینان دارم مثل قدیما هنوز خواستن توانستنه. امیدوارم دفعه دیگه میام دلگرم بشم به حرفاتون

  • مهمان - م

    امان از لکنت . یه مدت فکر میکردم لکنتم کمتر شده واز دستش راحتت میشم ولی نه دوباره اوج گرفته .ما هم منتظریم ببینیم دنیا چی به سرمون میاره

  • مهمان - الکن

    آقا نظام مرسی از شعر با احساستون. دوستان من هم یه فرد لکنتی هستم که 27سالمه. اضطراب و استرسی که از لکنت کردن در این چند سال داشتم، باعث شده که بیماری قلبی هم بگیرم. انشاالله به زودی .... از این زندگی ترحم آمیز خلاص میشم.

  • مهمان - ایدا

    سلام.منم 25 سالمه خسته سدم از لکنت .کاش خدا هیچ وقت منو خلق نمیکرد .نمیشه جای حرف زد نه میشه خوس باشی .نه عاشق شد.همیسه سکوت سکوت سکوت.خستخ سدم

  • مهمان - ناشناس

    وقتی نظرتو خوندم گریه ام گرفت.آخه منم جفت تو ام.دقیقا احساساتی رو که داری منم دارم.به قول تو خدا برای چی ما ادمای بدبخت رو به دنیا آورده؟آورده که بدبختی بکشیم؟

  • مهمان - ط

    این لکنت دیوونم کرده بعضی اوقات پیش خودم میگم کاش به دنیا نمیومدم اره به خدا ازاین زندگی کوفتی که بهتره یک عمره که دارم بدبختی میکشم بدبختانه جرئت خودکشیم ندارم این زبونم از همه چی عقبم انداخته از درس .زندگی.حتی جرئت عاشق شدنم ندارم این زندگیه که من دارم...

  • مهمان - ارش ا

    نظام خیلی قشنگ بود من هم شعر گفتم ولی ضعیف تر از توست نفرین به این لکنت دیوانگی کردن دانسته ها بسیار نادیدگی کردن اوج حقارت در هر کوی هر برزن نفرین به هر لحظه نفرین به هر لکنت

  • مهمان - عارف

    آقا نظام شعرتون واقعا زیبا بود مرسی:)

  • مهمان - علیرضا

    تبریک میگم نظام جان. شعرت خیلی قشنگ و احساسی بود:-)

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

دلنوشته آسیب لکنت زبان

جناب آقای دکتر سعید - 30 ساله - دکترای مکانیک از دانشگاه شریف هر بار که در اتاق استادمو می زدم انگا...

مشاهده

انجمن علمی گفتار درمانی ایران

به نام خدا با پیگیری های انجمن علمی گفتار درمانی خراسان رضوی و همکاری اداره نظارت بر درمان استان، ف...

مشاهده

اصول درمان لکنت زبان بزرگسالان

اصول درمان لکنت زبان بزرگسالان مسیر درمان لکنت زبان             ...

مشاهده

آموزش درمان لکنت زبان در گفتار درمانی

بسیاری از همکاران گفتار درمان و همچنین حرفه های متفرقه در امر درمان لکنت زبان بارها از من خواسته ‌‌‌...

مشاهده

علت مغزی لکنت زبان

علت لکنت زبان در مغز چیست؟ علت لکنت زبان کاهش جریان خون در منطقه ای از مغز است که مربوط به زبان م...

مشاهده
قصه تلخ لکنت | لکنت زبان - فرهمندپور

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره