مقالات
فرهمندپور

فرهمندپور

همه می دانیم خواسته های برآورده نشده، انسان را به رویاهای رنگی می کشاند:

 

. جوانی که حوصله ورزش نداشته، گاهی خود را  در هیبت آرنولد می بیند.

. کسی که در فقر زندگی کرده، گاه ممکن است خود را در جایگاه راکفلر قرار داده و از بذل و بخشش خویش لذت ببرد.

. محصلی که همیشه تنبلی پیشه کرده و سرکوفت خورده، در رویای خود می بیند که او را نابغه قرن می نامند و سر صف برایش دست می زنند.

 khastan natavanestan 1

معمولا آن چیزی را که نداشته ایم ولی خواهانش بوده ایم، در نظر ما « ارزش » محسوب می شود؛ در نتیجه خود را کم می بینیم و کسانی که آن را دارند، بیش از اندازه بزرگ حساب می کنیم. بار سنگین احساس خود کم بینی سبب می شود تا گاهی بخواهیم با مکانیسم دفاعی « جلوه کردن » خود را به عنوان یک فرد با ارزش به دیگران معرفی کنیم؛ تا همانطور که آنها در نظر ما بزرگ و محترم هستند، ما نیز در نظر آنها مهم و ارزشمند جلوه کنیم. حال اگر محصل ضعیفی خود را شاگرد ممتاز معرفی می کند، جوانی خود را استاد می خواند، فرد لکنت داری در هیبت درمانگر ظاهر می شود، آیا می توان آنان را دروغگو و حقه باز نامید؟ باید پذیرفت هر یک از ما در طول زندگی زهر تلخ احساس خود کم بینی را چشیده ایم و به خوبی می دانیم که اینگونه رفتارها جنبه دروغ و حقه بازی ندارد؛ بلکه شخص با این مکانیسم دفاعی تلاش می کند از فشار روانی خرد کننده درون خود بکاهد.

در روند زندگی فرد لکنت دار، خواستن ها و نتوانستن های متعددی بوجود می آید که یکی از مهمترین آنها، ارتباط با جنس مخالف « جنس مکمل » است. جوان نیز دوست دارد مانند هم سن و سالهای خود، با جنس مکمل معاشرت داشته باشد، ولی این ارتباط به پیش زمینه هایی نیاز دارد:

 

گفتار طبیعی- که حتی فکر کردن به آن، او را به نفس نفس می اندازد.    

آموزش و تجربه کافی- که به خاطر لکنت هیچگاه شکل نگرفته است؛ زیرا او درغلب ارتباطاتش نقش شنونده و بیننده داشته و نتوانسته به خوبی نقش فاعلی و اکتیو خویش را بیاموزد.

 

او در دانشگاه ناظر بوده که دوستش با جنس مکمل صحبت می کند، با هم درس می خوانند، جزوه رد و بدل می کنند و غیره؛ ولی او اغلب در حاشیه قرار گرفته است. هر کس دیگری هم باشد، وقتی به خلوت می رود، از خود می پرسد: « پس من چی؟! »   

وقتی به دوست خود می نگرد، ارتباطات او را شایسته تحسین می بیند؛ فکر می کند او دارای ارزش است و خودش فاقد آن است. برای او قلبا احترام خاصی قائل می شود و در رویای خود دوست دارد به جای دوستش قرار گیرد تا اطرافیان نیز او را با همان کیفیت بنگرند. در این صورت، او در محیطی دیگر چنین ادعا می کند:

 

- من با اکثر پسرها / دخترهای دانشگاه دوستم.  

– گفتار الآنمو نگاه نکن، من با جنس مکمل اصلا گیر نمی کنم.  

– اگه همه یه دوست دارن، من هر هفته با یکی جدید دوست می شم.

 khastan natavanestan 2

چه می شود کرد؟! در نظر آنها دوست مکمل داشتن، به بزرگترین ارزش تبدیل می شود. چنین رفتاری را نباید با صفت دروغگویی بیالائیم؛ بلکه باید درک خود را نسبت به عوارض این مشکل افزایش دهیم.    

 

اینها ذره ای از عوارض لکنت زبان است.

آیا کسی می تواند باور کند که چنین عارضه ای در کوتاه مدت درمان شود؟  

لکنت زبان فقط یک چاره دارد و بس:

طی نمودن مسیر درمان

بارها به این نکته اشاره کرده ام که آسیب های لکنت زبان بسیار فراتر از گیر کردن، اضطراب و گوشه گیری است.

گاه ممکن است فردی فرهیخته، با امکانات متعدد و مناسب، اسیر یک خصوصیت شخصی و یا یک دیدگاه نامطلوب شده و کل زندگی و خوشبختی او تخریب شود. در مسیر درمان، دهها چاه در راه و زنجیر بر پا وجود دارد که لازم است درمانجو از سد هر یک به سلامت بگذرد و به آزادی باز گردد:

 doshmna tarashi 1

آزادی یعنی آزادی از عوارض لکنت زبان

آزادی از یک زندگی واکنشی

دوری جستن از حاشیه ها و وارد گود زندگی شدن

یافتن کیفیت ذهنی ارام و بدون تضاد

 

اصلاح « عوارض لکنت » برخلاف « روانی گفتار » به عناصری نیاز دارد که متاسفانه نمی توان همگی را در تمام درمانجویان یافت. گاه دیده می شود که جوان بعد از کسب گفتار روان در ارتباطات مختلف، به جای اصلاح عوارض و دیدگاههای آسیب دیده، به تلافی و جبران گذشته خود روی می آورد. در این صورت او تلاش می کند به طور افراطی با صحنه هایی خود را روبرو سازد که قبلا آنها را در توان خود نمی دیده است.

 

هنگامی که دخترم چهار ساله بود، از ما خواست تا برای او هم چتر بخریم، ولی این خواسته را پشت گوش می انداختیم. او می دید هر وقت برف و باران می بارد، من و مادرش با باز کردن چتر خود، او را در برابر آسیب محافظت می کنیم. ولی میل باطنی او این بود که با دست خودش از خود محافظت کند. دخترم تا زمستان بعدی این حسرت را با خود حمل کرد تا بالاخره صاحب یک چتر قشنگ شد؛ ولی از بخت بد، هر چه صبر کرد از برف و باران خبری نشد که نشد! در این مدت چترش را در منزل، راهرو و خیابان باز می کرد و روی سرش می گرفت، ولی بدون دشمن ( برف و باران ) برایش محافظت معنایی نداشت و او را قانع نمی کرد. بالاخره روزی از من خواست تا او را به کوچه ببرم تا مادرش از پنجره با آبپاش به روی چتر بازش آب بریزد ( آی که چه لذتی داشت! )

 

یک جوان لکنت دار نیز ممکن است در حسرت پاسخ دادن و دفاع از خود در برابر تهاجم دیگران باشد که بعد از توانایی های نسبی، چنین امیالی در او جان بگیرد. در این صورت ممکن است او در به در به دنبال مشاجره هایی بگردد که احتمال برد را در آنها بیشتر می بیند. گاه دیده می شود اگر چنین افرادی دم دست نبود، او برای خود حتی از یک دوست نزدیک، یک دشمن می تراشد و او را به چالش و مشاجره می کشاند! معمولا اینگونه افراد اگر به درمان ادامه دهند، بر این واکنش غلبه میابند و ذهنشان آرام می گیرد؛ در غیر اینصورت، با کنترل گفتارو هراس از بازگشت لکنت، به زندگی واکنشی خود ادامه می دهند.

 doshman tarashi 2

زندگی واکنشی یعنی عوارض لکنت زبان، یعنی نمایش دادن زندگی به جای زندگی کردن 

 

صفحه3 از3

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

6 روش درمان لکنت زبان

هنگامی که کودکی دچار لکنت زبان میشود، والدین با فرهنگ را به تحقیق پیرامون درمان آن وادار میکند. ولی ...

مشاهده

لکنت زبان و دفاعیه دکتر هلاکویی

نامه نقد در نقد زیر مربوط به مقاله دکتر هلاکویی در دام لکنت زبان، توسط سرکار خانم نوشین زارع دریافت ...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان در کودکان و بزرگسالان!

درمان قطعی لکنت زبان! مدتی است ناظر تبلیغات درمان قطعی لکنت زبان، آنهم از نوع بدون بازگشت آن هستیم...

مشاهده

لکنت زبان عارضه ای ناشناخته

لکنت زبان عارضه ای است که پکیج آن فقط برای افرادی قابل ادراک است که « مسیر درمان لکنت زبان » را طی ک...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان

در سال 1817 ( 200 سال پیش ) یک پزشک فرانسوی به نام Jean marie hard با این تصور که لکنت زبان به علت ض...

مشاهده

خرید کتاب راز لکنت زبان

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره