مقالات
فرهمندپور

فرهمندپور

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

نظریه پرداری که به یک کنفرانس علمی دعوت شده بود، دید که یکی از شاگردانش پشت تریبون رفت و نظریه ای را که او ارائه کرده بود، با دلایل علمی رد کرد. استاد پشت تریبون رفت شاگردش را بوسید و گفت: «من همیشه مدیون تو خواهم بود، تو مرا از سالها اشتباه بیرون آوردی.»

بی تعارف ما ایرانی ها از نقد شدن خود یا هر چه به ما مربوط باشد، وحشت زده می شویم.در فرهنگ ما نقد شدن به مفهوم بی احترامی، ناسزا گفتن و بدخواهی است؛ به طوری که بعد از شنیدن انتقاد، حس کینه توزی و انتقام جویی درما شدت می گیرد. می خواهیم با هر ترفندی که شده انتقاد شخص را به خودش برگردانیم و بگوئیم: «پس معلوم شد که اینها که به من نسبت دادی، در خودت بود... »

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

( ما نباید از نقد شنیدن که موجب پیشرفتمان می شود، بهراسیم )

 

ما یاد گرفته ایم پشت سر یکدیگر تار و پود راست و دروغ را طوری به هم ببافیم تا ضمن تخریب شخص (از دید ما دشمن)؛ هیچ ردی از ما به جا نماند.ولی شهامت رو در رو شدن و بیان حرف دل خود را نداریم و این رفتار برای ما به صورت یک عادت درآمده است. شاید این ضعف فرهنگی یکی از دلایلی باشد که ما در پویایی و تحقیقات علمی کمتر موفق می شویم، زیرا برای پیبشرد تحقیقات علمی، نقد شدن یکی از ضروریات است.

بهتر است سخن دلنشین مریم خانم را آویز گوش کنیم:

هرگز از کسی که همواره با من موافق بود چیزی نیاموختم... 

معمولا کسی که برای درمان لکنت زبان خود اقدام می کند، فرایند پیچیده و دردناکی را طی کرده است:

1) درد لکنت کردن 2) درد پنهانکاری 3) درد عوارض لکنت زبان 4) درد ارتباطات 5) درد احساس متفاوت بودن 6) درد پذیرش و روبرو شدن با لکنت خویش 7) درد تصمیم گیری و اقدام به درمان

باید دانست جوانی که آگاهانه برای درمان و رهایی از زندان لکنت زبان گام جدی برمی دارد، خسته راه است.

نباید با شاد و پشیمان کردن و دادن وعده های پوشالی، آنان را آزرده نمود.

باید یاری در کنار آنها بود تا با اطمینان مسیر پر فراز و نشیب درمان را به پایان ببرند.

 

دکتر سعید ( دکترای مکانیک دانشگاه تهران ):

بعد از دفاع از پایان نامه ارشد و سختی و زجری که موقع ارائه کشیدم، بیش از هر موقعی آرزوی خوب شدن را در خودم احساس می کردم. با این حال اصلا دلم نمی خواست کسی از اعضا خانواده یا دوستام از این موضوع مطلع بشه. حتی حس خوبی از خریدن کتاب های مرتبط با لکنت نداشتم. اینا باعث شد پناه بیارم به اینترنت، جایی که میشد آزادانه و بدون خجالت جستجو کرد و به جواب سوال هایی که راجع به لکنت داشتم برسم. مطالب زیادی بود و هر کسی یه حرفی میزد. از مدتها قبل فکر بودن دستگاهی برای رفع لکنت ذهنم را آروم می کرد و امید به درمان را در من زنده نگه می داشت. با این حال پذیرش چنین دستگاهی و همراه داشتن همیشگی اون برام سخت بود. دلم رضایت نمیداد که از این طریق لکنت نکنم و گفتار روان داشته باشم. با این حال شروع کردم به جستجو کردن توی اینترنت. می خواستم بدونم چطور کار می کنه و نظر افرادی که استفاده کردن چیه. هر چقدر بیشتر بررسی می کردم به نا کارآمدی دستگاه ها بیشتر پی می بردم. افراد زیادی احساس نارضایتی می کردند و کمتر دیدگاه های مثبتی راجع بهش می دیدم. این باعث شد اندک امیدی که به درمان داشتم را از دست بدم. با این حال خوشحال بودم که مجبور به استفاده از اينجور دستگاه ها نیستم. تصمیم گرفتم مدتی به مشکل لکنتم فکر نکنم تا این انقلاب درونی که برای درمان در من شکل گرفته بود فروکش کنه. وضعیت زندگی آینده م و شرایطی که در آینده برام پیش میاد نمی گذاشت ذهن آرومی داشته باشم. دیگه برام چیزی نبود که بهش پناه ببرم و در سایه اون تاثیر لکنتم را کوچک ببینم. دیگه از هر مرجعی حتی تبلیغات کنار خیابون راجع به لکنت جستجو می کردم. خیلی از مطالبی که می خوندم حرف خاصی نمی زد و فقط اشاره ای به لکنت کرده بود.

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

در بین جستجوهای اینترنتی سایتی را دیدم که با مراجع دیگه متفاوت بود. صحبت از افراد درمان شده ای می زد که مثل من از لکنت و عوارض لکنت رنج می بردند ولی دیگه الان آزاد شده بودند. سایت متعلق به یه کلینیک گفتار درمانی در تهران بود. در سایت کتابی برای آشنایی بیشتر با لکنت و درمان اون معرفی شده بود. هم خوشحال بودم و هم مواجه باهاش برام سخت بود. تصمیم گرفتم یه سری به کلینیک بزنم. این اولین اقدام برای درمان لکنتم بود که با خواسته قلبی خودم همراه بود. به بهانه پیگیری ادامه تحصیل و به دور از چشم پدر و مادر راهی تهران شدم. کلینیک جو خاص و متفاوتی داشت. همه درمانجوها در یه اتاقی جمع می شدند و تمرین می کردند. افراد با گروه های سنی مختلف ولی با یک درد مشترک به نام لکنت حضور داشتند. تنها جایی بود که برای اولین بار احساس کردم می تونم راحت و آزادانه از لکنت بشنوم. تقریبا همه از همون مشکلاتی صحبت می کردند که من سال ها درگیرش بودم. افرادی را دیدم که مراحل پایانی درمانشون را طی می کردند و افرادی هم بودند که مشخص بود فرایند درمان را به تازگی شروع کردند. در این فاصله ای که من اونجا بودم دختری به نام سپیده که دانشجوی پزشکی بود برای ارائه مطلبی جلو جمع ایستاد. در حین ارائه آقای دکتر و درمانجوهای با سابقه نکاتی را راجع به درست اجرا کردن تکنیک های گفتاری بهشون می گفتند. به راحتی میشد لکنت را در گفتار، چهره و رفتار سپیده دید. احساس می کردم خودم را از بیرون دارم نگاه می کنم. در آخر اون جلسه آقای دکتر از من خواستن که برای آشنایی بهتر با لکنت کتاب ایشون را مطالعه کنم. در اولین فرصت کتاب را تهیه کردم و با دقت شروع کردم به خوندن. همه حرفایی که میزد انگار حرف دل من بود که تا حالا به کسی نگفته بودم. شنیدن این حرف که لکنت ژنتیکی و عارضه مغزی نیست هم خوشحال کننده بود و هم خیلی سنگین بود برام. یعنی اگه جسمی و ژنتیکی نیست، اگه فقط یه عادت شرطی شده هست، پس باید درمان بشه. آره؟  واقعا آره؟ سنگینی درمان شدن را در درونم حس می کردم. مثل کسی که قراره یه کار سخت را شروع کنه و نمی دونه که می تونه انجامش بده یا نه! برای کسی که همیشه فکر می کرده لکنتش مادرزادی هست شنیدن این حرف سخت بود. هضم کردنش و مواجه باهاش سخت بود. یعنی کسی که باعث شده لکنت کنم خودم هستم؟ یعنی من فقط به لکنت عادت کردم؟ خدا من... واسه من مواجه با این واقعیت خیلی سخت بود.

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

من ساکن اصفهان بودم و کلینیک تهران بود. این مانعی برای شروع و ادامه درمان بود. تصمیم گرفتم برای تحصیل بیام تهران. در اون موقع دانشجوی ترم اول دکترا در دانشگاه صنعتی اصفهان بودم. از خوندن دکترا در اون دانشگاه انصراف دادم که بتونم بیام تهران. چند ماه بعد شرایط ادامه تحصیلم در دانشگاه صنعتی شریف فراهم شد. پس از اینکه چند هفته ای از اومدن تهران و سکنی گرفتنم گذشت مجددا به شروع درمانم و رفتن به اون کلینیک فکر کردم. ولی احساس می کردم در سایه خوندن دکترا می تونم به آرامش برسم و لکنتم را فراموش کنم. شاید درک کردنش سخت باشه. ولی تصور سخت بودن راه درمان، تصور سخت بودن ترک عادت شرطی شده لکنت و پناه بردن به ادامه تحصیل منو وادار می کرد دنبال درمان لکنتم نرم. قرار بود بیام تهران که بتونم راه درمان طی کنم ولی دیگه خبری از اون حس نبود. من نمی خواستم لکنتم آشکار بشه من نمی تونستم بپذیرم که باید به خانواده بگم که می خوام درمان بشم. با این حال بعد از ترم اول دکترا باز یک مرتبه دیگه رفتم کلینیک. پیش خودم می گفتم شاید دیگه فرصت بهتر از این برای درمان پیش نیاد. از درون داد میزدم سعید شروع کن. شروع کن. ولی باز از درون چیزی مانع میشد. چقدر سخته لکنت. بعضی وقتا پیش خودم می گفتم لکنتم جزئی از منه... و حرفای شبیه این... 

خودم را درگیر پروژه های متنوع تحقیقاتی کردم. پروژه های ملی. پروژه هایی که انجام دادنش سایه ای برام می ساخت تا آروم بشم و بگم ببین لکنت تاثیری نداره. بله... دقیقا پنج سال اینجوری گذشت. بهتره بگم پنج سال را گذروندم. وقتی خاری میره توی پا بهتره درد درآوردنش را همون اول تحمل کنیم تا اینکه بخواهیم ذره ذره درد راه رفتن باهاش را بچشیم. به قول قدیمی ها مرگ یه بار شیون یه بار. پیش خودم می گفتم سعید دیگه بسه. چقدر پنهان کاری و فریب دادن خودم. باید راه درمان را شروع کنم. دیگه باید شروع کنی.

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

دلمو زدم به دریا و بعد از پنج سال رفتم کلینیک. همه چیز همونطور بود. از چشمای دکتر میشد فهمید انتظار حضور منو داشت. انگار گفته بودن تشریف بیارید درمان بشید. تفاوت این سری با دو سری قبل این بود که بلوغ فکری را برای درمان لکنت در خودم حس می کردم. ولی باز ترس و سختی شروع درمان را در خودم می بینم. چند جلسه که گذشت یکی از درمانجوهای قدیمی اومده بود دکتر و بچه های جدید را ببینه. تا اومد تو و قبل از اینکه سلام کنیم گفتم سپیده؟! شما سپیده هستی؟! من شما را می شناسم. تعجب را در چشمای سپیده می دیدم. این کیه؟  چی میگه؟ دکتر از سپیده خواست جلو جمع بایسته و صحبت کنه. این یه سپیده دیگه بود. اصلا لکنتی من نمی دیدم. آرامش و اعتماد به نفس در سپیده موج میزد. من فقط زل زده بودم به سپیده و جلسه اولی که پنج سال پیش  اومده بودم را به یاد می آوردم. برای سپیده خیلی خوشحال بودم ولی برای خودم نه! حسرت این را می خوردم که چرا پنج سال پیش شروع نکردم. ولی دیدن سپیده باعث شد به بلوغ فکری بیشتری برسم. مهم اینه که سعید در مسیر درمان قرار گرفته.  هر چیزی که سخت تر بدست بیاد خیلی شیرین تر خواهد بود...

در حال حاضر خوشحالم که میگم من یک درمانجو هستم. به امید روزی که یه سعید درمان شده براتون نامه بنویسه... 

کلینیک گفتار درمانی فرهمندپور

مدتی است دوستان و همراهان گرامی اطلاع می دهند عده ای با استفاده از مشخصات این وبسایت، مطالب متضادی را منتشر می کنند که با اصول حرفه ای و اخلاقی همخوانی ندارند:

1) کلینیک گفتار درمانی فرهمندپور

2) تصویر عوارض لکنت زبان

3) تصویر چرخه لکنت زبان

4) farahmandpoor.ir و farahmandp0or.ir( به جای farahmandpour.ir  ) 

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

من به همه این عزیزان توصیه می کنم به جای صرف انرژی خود در اینگونه ابتکارها، به این نکته بپردازند که « لکنت زبان چگونه آغاز می شود؟ » دستیابی به این راز را باید شاه کلید ورود به دنیای واقعی لکنت زبان دانست.

فقط بعد از این مرحله است که این افراد نیازی به تقلید نخواهند داشت و کورکورانه به دنباله روی از نظریه های ریز و درشت نخواهند پرداخت.

باشد که چنین شود 

نظریه های متغیر من درآوردی و دور از خرد محققان بی تحقیق و دانشمندان بی دانش در مورد لکنت زبان، از مراکزی انتشار می یابند که جملگی در انتشار اخبار نادرست و متعاقب آن، آشفتگی های اطلاعاتی این عارضه سهیم هستند:

. بنیاد گفتار آمریکا(بنیاد لکنت زبان)

. مرکز ASHA در آمریکا 

. انستیتو بهداشت آمریکا

. سازمان بهداشت جهانی و...

مراکزی که خواسته یا ناخواسته با ضایعه عضوی نامیدن لکنت زبان- انگار قسم خورده اند تا عضو مسئول لکنت را کشف نکنند از پای ننشینند!- مسیر شناخت و درمان را به کلی منحرف ساخته اند؛ و هیچ یک در برابر انتشار نظریه های خود، نه مسئولیتی می پذیرند و نه پاسخگو می باشند! اگر به آنچه که تا کنون با نام محقق و دانشمند در این زمینه انتشار یافته دقت کنیم، غیر از نظریه های بی منطق و سلیقه های شخصی مضحک، چیزی نخواهیم یافت. نظریه هایی که به طور مطلق بار علمی ندارند، ولی توسط گروههای فوق و متعاقب آن در دانشگاهها و رسانه های مختلف جهان منتشر می شوند. اگر بتوان نظریه های عضوی دانستن علت لکنت زبان را « نظریه های علمی » به حساب آورد، باید گفت: بر این علم مر بباید گریست

 فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

جمعی از دانشمندان که با گشاده رویی و تشویق مراکز مختلف در به در به دنبال ژن لکنت زبان می گردند

بی تردید آنها موفق نخواهند شد، چرا که لکنت زبان فقط یک عادت شرطی شده است و نمی توان برای آن ژنی تراشید

 

در این میان، هیچ یک زیان بارتر و مخرب تر از این نیست که درمان کننده ای با تکیه بر این نظریه های پریشان، به درمان یا مشاوره بپردازد. من تا به حال تا آنجا که توان داشته ام، در کتاب راز لکنت زبان و همچنین در مقالات مختلف این وبسایت، به نقد اصولی و علمی این نظریه ها پرداخته ام. نظر دوستان گروه درمان در طی دوره های درمانی متعدد - که آنها را به راستی باید صاحبنظران واقعی عارضه لکنت زبان دانست - چنین است:

1) قبل از طی مسیر درمان، بر اساس اطلاعات موجود، فکر می کردم علت لکنت من یک ضایعه یا نقص ژنتیکی، مغزی و یا عصبی است.

2) تصور اینکه انسان نقص عضوی دارد، در او احساس متفاوت بودن ایجاد می کند، که درد آن از درد لکنت زبان بسیار دردناکتر است.

3) درمان من از زمانی شروع شد که متوجه شدم لکنت زبان فقط و فقط یک عادت شرطی شده است و پای هیچ اختلال، نقص و ضایعه جسمی در میان نیست.

 

حال ببینیم آخرین تحقیقات محققان و دانشمندان برجسته لکنت زبان در آمریکا چیست و نتیجه آن سر از کجا در خواهد آورد؟

دانشمندان موش لکنتی تولید کردند:

 فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

 دانشمندان موش لکنتی تولید کردند April 14, 2016

محققان موشهایی را تولید کرده اند که مانند انسان لکنت می کنند. آنها ژن این موشها را مانند جهش ژنتیکی که موجب لکنت انسان می گردند، مهندسی کردند. این پیشرفتی است که می تواند به درمان اختلالات گفتاری منجر شود. اخیرا محققان دانشکاه واشنگتن جهش ژن خاص لکنت زبان را خاطر نشان کرده بودند. لکنت زبان بار سنگینی را به شخص لکنت دار تحمیل می کند. دکتر دنیس دراینا Dennis Drayna ( محقق و دانشمندی که در این زمینه تحقیق می کند ) می گوید هنوز درک ما از علل ایجاد لکنت زبان بسیار اندک است.

 

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

 ( دنیس دراینا )

Stuttering Foundation Hails New Research
بنیاد لکنت آمریکا* تحقیق جدید دکتر Dennis Drayna را مورد تحسین قرار داد
*(بنیاد لکنت آمریکا یک سازمان غیر انتفاعی است که در سال 1947 به منظور کمک رسانی به افراد لکنت دار تاسیس شده است)

و این هم نتیجه آخرین تحقیقات محققان و دانشمندان معروف لکنت زبان:

 ( صدای موش لکنتی! )

 

رمز و رازهای اختلال پیچیده ای به نام لکنت زبان با کشف سه ژن لکنت زبان توسط دکتر دنیس دراینا ( مدیر بنیاد لکنت آمریکا، پژوهشگر موسسه ملی ناشنوایی و سایر اختلالات ارتباطی ) کمی روشن تر شد. این تحقیق از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که نشانه دیگری است که معلوم می کند عوامل عاطفی مانند اضطراب یا رفتار غلط والدین موجب لکنت زبان نمی شود. همچنین این پژوهش می تواند راه را برای درمان یک روزه به ما نشان دهد. دکتر دراینا اشاره می کند که بعید است یافته های او بتواند تاثیر فوری در درمان لکنت زبان ایجاد کند؛ با این حال نشان دهنده یک گام بزرگ رو به جلو می باشد.

 فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

( آقای دنیس دراینا در حال کشف یا اختراع ژن لکنت زبان )

 

آقای دراینا را با ژنهای لکنتش رها کنیم و به خانم و آقای پروفسورIngham  بپردازیم. سالهاست که آنها به همراه گروه محققان دیگر، با دستگاههای پیشرفته MRI در لابلای لایه های مغز به دنبال ضایعه مغزی منجر به لکنت زبان می گردند. آنها نیز مانند دکتر دراینا مورد تحسین و احترام مراکز مختلف لکنت زبان هستند- تا کور شود هر آنکس که نتواند دید- اما پرسش این است: آیا تا به حال موفق به کشف ضایعه، نارسایی یا اختلال مغزی منجر به لکنت زبان شده اند؟ بی تردید پاسخ منفی است و همیشه نیز منفی خواهد بود؛ زیرا آنها اساسا سوراخ دعا را گم کرده اند. لکنت زبان فقط و فقط یک عادت شرطی شده است و نمی توان علت آنرا در اندامهای بدن جستجو نمود.

  آن یکی در وقت  استنجا  بگفت       که مرا با بوی جنت  دار جفت

گفت شخصی خوب ورد آورده‌ای       لیک  سوراخ دعا  گم کرده‌ای

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20 

 ( آخرین تحقیقات لکنت زبان )

این دانشمندان! به جای ارائه مدارک ضایعه مغزی منجر به لکنت زبان، دهها سال است که نظریه های این چنینی صادر می کنند و ژست عالمانه می گیرند )

 

صحبتهای ضد و نقیض دکتر دراینا:

. سه ژن عامل لکنت زبان را کشف کرده ام. 

. این کشف نشان می دهد که فشارهای روانی نمی توانند عامل ایجاد لکنت زبان گردند. 

بعید است یافته های من بتواند تاثیر فوری در درمان لکنت زبان ایجاد کند. 

. تحقیقات من به مفهوم گامی بزرگ رو به جلو است.

. هنوز درک ما از علل ایجاد لکنت زبان بسیار اندک است. 

 

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

 ( موش بینوا در اثر مهندسی ژنتیکی به جای جیر و جیر می گوید: ج ج ج جیر!! آیا این دانشمندان را نباید تشویق کرد؟ )               

* معلوم نیست اگر ایشان  سه ژن عامل لکنت زبان را شناسایی کرده، پس چرا درک او از عامل ایجاد لکنت زبان بسیار اندک است؟! 

* آقای دکتر  چگونه نتیجه گیری کردند که فشارهای روانی نمی توانند در ایجاد لکنت زبان نقشی داشته باشند؟ طبق کدام آزمون؟ کدام آمار؟

من فقط به یک نمونه اشاره می کنم: تا دو دهه پیش که اغلب کودکان را در سنین 2-5 سالگی ختنه می کردند، 25% مراجعین ( کودک یا بزرگسال ) دارای لکنت زبان را کسانی تشکیل می داند که شروع لکنت خود یا فرزند را ترسیدن (= فشار روانی ) از ختنه گزارش می کردند. از دو دهه پیش تا به حال که کودکان را در نوزادی ختنه می کنند ( در این دوران، ترس در حافظه نوزادان نقش نمی بندد ) دیگر شاهد آغاز لکنت زبان در اثر ختنه نیستیم.

 

اگر ایشان به جای دستکاری ژنتیک موشهای ننه مرده، از والدین افراد دارای لکنت زبان پرس جو می کرد، متوجه می شد که این عارضه فقط به دو صورت ایجاد می شود:

1) در اثر فشار روانی بیش از آستانه تحمل کودکان- تا قبل از مرحله ششم تکامل گفتاری- ( کتاب راز لکنت زبان

2) در اثر تقلید از گفتار لکنت دار شخصی دیگر- و یا تقلید از شبه لکنت خود که به علت ضعف زبان کودک پدید می آید-

آنچه انسان را به حیرت می اندازد، تحسین محققان بی تحقیق و دانشمندان بی دانشی است که با انتشار ایده های مضحک و دور از خرد خود، اینچنین موضوع لکنت زبان را به بیراهه می کشانند و افراد لکنت دار را به سخره می گیرند!

Proffesors

( جمعی از محققان لکنت دار لکنت زبان )

 

شاید علت این همه آشفتگی ها و ندانم کاری ها را بتوان در دو عامل زیر جستجو نمود:

1) اغلب محققان برجسته و پایه گذار لکنت زبان - که همچنان منبع اطلاعاتی محققان جدید هستند - خود در دام این عارضه گرفتار بوده اند. در کتاب راز لکنت زبان به تفصیل آمده است که چرا و چگونه  این افراد مسیر شناخت و درمان را خواسته و ناخواسته منحرف ساخته اند؛ و چرا آنان را نمی توان صاحبنظر بی غرض مشکل خویش دانست. ولی آنچه مسلم است، محققان، نویسندگان، استادان و درمانگران تا به امروز، به تقلید کورکورانه از آنها پرداخته اند!

2) شناخت ماهیت و واقعیت لکنت زبان، به تعامل و تماس مستمر با این افراد نیاز دارد؛ ولی دانشمندان و محققانی که به دنبال ژن و نیز ضایعه مغزی منجر به لکنت بوده اند، هرگز زمانی برای این مهم نداشته اند.

چندی پیش یکی از دوستان فرهیخته گروه درمان می گفت: « همه کار می کنند تا زندگی کنند، ولی من متوجه شده ام که درمانگر لکنت زبان باید زندگی کند تا بتواند کارش را به درستی انجام دهد. »

 

شخصی که به قصد ماهیگیری از منزل خارج می شود، لازم است از محل زندگی ماهی اطلاع داشته باشد و گرنه، شب دست خالی باز می گردد. اینکه می بینیم هیچ اطلاع علمی در مورد لکنت زبان انتشار نیافته، علتش این است که محققان آن بیراهه رفته اند؛ به همین دلیل است که همیشه دست خالی باز گشته اند. پکیج لکنت زبان در ذهنیت شخص ساخته و پرداخته می شود و ذهنیت، نتیجه کارکرد و فعالیت مغزی است و نه خود سلول های مغز که بتوان آسیب منجر به لکنت را در MRI یا ژن شناسایی نمود.

 فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

( پنداری این تصویر و شعر مولانا، وصف حال مقلدان نظریه های لکنت زبان باشد! )

حال ببینیم نتیجه این ندانم کاری ها به کجا می انجامد؟

یک) شخص لکنت دار

1- احساس متفاوت بودن - جوان از اینکه می بیند دانشمند و محقق او را به ناحق نقص عضوی می خواند، فشار روانی سنگین و وصف ناپذیری را بر دوش می کشد ( احساس متفاوت بودن. ) احساسی که درد آن، دردناک تر از لکنت کردن است.

2- انحراف از مسیر درمان - وقتی جوان می بیند کسی او را درک نمی کند، او را متفاوت می نگرند و روشهای درمان موجود جوابگوی نیازها و آرامش او نیستند، به ناچار دست به اقدام های مخرب و بیراهه می زند و از مسیر درمان خارج می شود: 

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

( مسیر درمان کدام است؟ فقط تعامل درمانجو با مربی می تواند آنرا مشخص کند )

• خود درمانی ( بارها به این نکته پرداخته ام که درمان لکنت زبان با موضوع واهی خود درمانی امکان ناپذیر است )
• پناه بردن به فعالیت در شبکه های اجتمایی مختلف ( برای اقناع حس مطلوب « ارتباطات » )                                                                                                             
• گشتن به دنبال درمانهای کوتاه مدت ( که این افراد به راحتی طعمه تبلیغاتی می شوند که وعده درمان سریع می دهند )

دو) گفتار درمانها

گفتار درمانهایی که از اطلاعات و نظریه های غیر علمی و بی خرد موجود تغذیه می کنند و به تقلید از آنها می پردازند، دست و پای خویش را در شناخت و نیز درمان لکنت زبان می بندند و چون در خلاء اطلاعاتی قرار می گیرند و نمی توانند پاسخگوی انتظارات درمان جویان خود باشند، مجبور می شوند همانند درمانجویان، به بیراهه های درمان روی آورند:

  • فروش و تبلیغ انواع دستگاههای لکنت شکن!
  • اجرای تمریناتی برای تقویت اندامهای گفتاری و تلفظی ( بر این اساس از او می خواهند کلماتی را تکرار کند که صدای اول آنها، صداهای مشکل شخص باشد: باران، بستنی، بهرام، بادبزن، بیراهه و... )
  • همکاری با روان شناس ( باید دانست لکنت زبان اساسا یک مشکل روانی نیست و تنها متولیان آموزش دیده این عارضه فقط گفتار درمانها می توانند باشند )
  • فعالیت در شبکه های اجتمایی ( همانطور که فعالیت در این شبکه ها، سبب حس مطلوب ارتباطات و انجام کارهای نکرده در جوان لکنت دار می شود، در تعدادی از گفتار درمانها نیز احساسِ بودن، فعالیت و به حساب آمدن تولید می کند!)
  • درمان از راه دور ( لازمه درمان پایدار لکنت زبان، ارتباط سینه به سینه و مستمر درمانگر با درمانجوست. درمان از راه دور هم بیراهه ایست مانند خود درمانی، که اگر تا پایان عمر هم ادامه یابد، باز موجب رضایت پایدار درمانگر و درمانجو نخواهد شد )

 

گفتیم لکنت زبان فقط به دو صورت آغاز می شود:

1- در اثر فشار روانی ( = ترس، استرس، حسادت، احساس ناامنی ) بیش از آستانه تحمل خردسالان                                     

akharin tahghighat 12

2- در اثر تقلید

akharin tahghighat 13

حال ببینیم در روز جهانی لکنت زبان ( اول آبان ماه ) متخصصان تیم لکنت در ایران چگونه والدین را راهنمایی می کنند؟

« تلاشی برای آگاه سازی جامعه از لکنت - آیا می دانید تحقیقات نشان داده اند که:

1) ترس و استرس عامل ایجاد لکنت نمی باشند؟

2) لکنت در اثر تقلید به وجود نمی آید؟ »

برای درک بهتر این فرایند، می توانید به کتاب راز لکنت زبان مراجعه کنید

اگر گفتار درمانی به جای تقلید کور از اطلاعات کور محققان! خود به تحقیق عملی دست بزند، متوجه می شود که چنانچه با کودک 3-4 ساله ای مرتب با لکنت صحبت شود، او نیز مبتلا خواهد شد.

طبق آماری که من از 4400 پرونده مربوط به لکنت زبان در اختیار دارم، شروع لکنت 3300 تن بعد از یک فشار روانی، توسط والدین گزارش شده است؛ و 1100 تن در اثر تقلید از افراد لکنت دار دیگر مبتلا شده اند.

یعنی علت %75 لکنت ها فشار روانی، و %25 به علت تقلید است. بی تردید آنچه را که من و شما به عنوان لکنت زبان می شناسیم، نمی تواند علت دیگری داشته باشد.

 

سه) حرفه های متفرقه و نامربوط به موضوع لکنت زبان

این یک قانون کلی و حتمی است که اگر متولیان حرفه ای نتوانند رضایت مردم را جلب نمایند، حرفه های متفرقه و نا مربوط، به این علت که مسئول واقعی نیستند، جای آنان را با رفتار های غیر حرفه ای خواهند گرفت. من بارها در مقالات مختلف این وب سایت دلیل آورده ام که متولیان واقعی لکنت زبان، فقط و فقط گفتار درمانها هستند؛ ولی نتیجه تقلید آنها از محققان بی تحقیق و آشفته حال این می شود که کارایی خود را از دست می دهند و جای آنها را عده ای عوام فریب می گیرند.

یکی از آموزش ها در گروه درمان، تشخیص سریع این نکته است که چه کسانی لکنت زبان دارند- حتی اگر شخص اصلا صحبتی نکند و یا در تلویزیون مصاحبه کند -

موضوع از این قرار است: جوانی به خاطر درمان لکنت خود، رشته روانشناسی را در دانشگاه انتخاب می کند. ولی می بیند چیزی تغییر نکرد! به در و دیوار میزند تا با تغییر جایگاه و به چنگ آوردن پست بالاتر شاید بتواند بر مشکل خویش چیره شود؛ ولی باز چیزی تغییر نمیکند. آیا می توانید حرکت بعدی او را پیش بینی کنید؟ او با مشاهده زمینه خالی، در جایگاه درمان کننده لکنت زبان ظاهر می شود! او در این جایگاه، از احساس تعادل بهتری برخوردار می شود و دو دستی به آن می چسبد. در این جایگاه او نه تنها یک فرد دارای لکنت محسوب نمیشود، بلکه درمان کننده آن است. آیا انتظار دارید که او روزی به خود بیاید و بگوید « آقا منو چه به درمان لکنت زبان! » نه! او تلاش می کند با تبلیغات متنوع، جایگاه تعادلی خود را هر چه بیشتر مستحکم کند و تا آنجا پیش می رود که بدون هیچ پشتوانه علمی و تجربی، ضمن دهن کجی به گفتار درمانها، در رسانه ها مدعی اختراع شیوه ای برای درمان قاطع لکنت زبان در مدتی بسیار کوتاه می شود! اما همه این رفتارها را باید واکنش های سرکوب شده او دانست.

دیدم عده ای به نقد و بگو مگو با ایشان پرداخته اند؛ ولی آیا مشکل لکنت زبان با اینگونه برخوردها حل می شود؟ آیا درد اصلی موضوع لکنت زبان فقط دخالت حرفه های نا مربوط است؟ خیر! مهمترین مشکل این عارضه، تقلید بدون تحقیق متولیان لکنت زبان ( گفتار درمانها ) است. اگر ما ندانیم که لکنت زبان

چگونه آغاز میشود؟ چگونه گسترش می یابد؟ تعریف آن چیست؟ و... هیچگاه نخواهیم توانست از مبتلایان به این عارضه، و همچنین از جایگاه متولیان واقعی آن حمایت کنیم.

 

بر تیر نظر کرد و پر خویش  بر آن  دید
گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست

چندی پیش در صف تعمیر خودرو منتظر بودم. جوان 35 ساله ای صحبت آغاز کرد و گفت « بهتر است با هم همصحبت شویم تا گذشت زمان را کمتر حس کنیم. » من با شوق فراوان پذیرفتم و گفتگو از در و دیوار بالا رفت. او ضمن گفتگو مرتب می گفت « شما چقدر مرد خوب، با تجربه و جالبی هستید؛ کاش نوبت ما دیرتر می رسید تا از نقطه نظرهای شما بیشتر استفاده کنم؛ خدا را شکر که امروز با چنین مردی آشنا شدم و... »

صحبتی پیش آمد که پرسیدم شغل شما؟ گفت این یک رازه من نمی تونم اینو به کسی بگم، شغل شما چیه؟ من کلی طفره رفتم مگر آن را پنهان کنم، ولی با سماجت و اصرار جوان گفتم که کار من درمان لکنت زبان است. او مدتی با نگاه بهت زده به من خیره شد و به کلی از من روی گردانید و تا لحظه خداحافظی حرفی نزد.

من چگونه از یک شخص محبوب به هیولایی منفور تبدیل شده بودم؟!

چنین رفتاری ریشه در دیدگاه عدم پذیرش و عدم تمایل به روبرو شدن با لکنت خویش داشت. دوست عزیز من لکنت زبان داشت!

فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

 

معرفی در دانشگاه  

روز اول کارشناسی ارشد کمی دیرتر به کلاس رسیدم و رفتم ردیف آخر نشستم.

با خودم گفتم الآنه که استاد از بچه ها بخواد از ردیف جلو خودشونو معرفی کنند؛ اونوقت تا نوبت من برسه، دق می کنم.

یه دفعه رفتم ردیف جلو پیش استاد نشستم.

بعد از مدتی که استاد با بچه ها خوش و بشی کرد، به ردیف آخر اشاره کرد و گفت:

« حالا از اون آخر خودتونو معرفی کنید! »

moarefti daneshgah   

 فقط کسی که لکنت داره می فهمه من چی می گم  

احتمالا بقیه به خودشون میگن:

« اینم شد درد دل؟!!! »    

                                                                 « منصوره »

 

همه می دانیم خواسته های برآورده نشده، انسان را به رویاهای رنگی می کشاند:

 

. جوانی که حوصله ورزش نداشته، گاهی خود را  در هیبت آرنولد می بیند.

. کسی که در فقر زندگی کرده، گاه ممکن است خود را در جایگاه راکفلر قرار داده و از بذل و بخشش خویش لذت ببرد.

. محصلی که همیشه تنبلی پیشه کرده و سرکوفت خورده، در رویای خود می بیند که او را نابغه قرن می نامند و سر صف برایش دست می زنند.

 khastan natavanestan 1

معمولا آن چیزی را که نداشته ایم ولی خواهانش بوده ایم، در نظر ما « ارزش » محسوب می شود؛ در نتیجه خود را کم می بینیم و کسانی که آن را دارند، بیش از اندازه بزرگ حساب می کنیم. بار سنگین احساس خود کم بینی سبب می شود تا گاهی بخواهیم با مکانیسم دفاعی « جلوه کردن » خود را به عنوان یک فرد با ارزش به دیگران معرفی کنیم؛ تا همانطور که آنها در نظر ما بزرگ و محترم هستند، ما نیز در نظر آنها مهم و ارزشمند جلوه کنیم. حال اگر محصل ضعیفی خود را شاگرد ممتاز معرفی می کند، جوانی خود را استاد می خواند، فرد لکنت داری در هیبت درمانگر ظاهر می شود، آیا می توان آنان را دروغگو و حقه باز نامید؟ باید پذیرفت هر یک از ما در طول زندگی زهر تلخ احساس خود کم بینی را چشیده ایم و به خوبی می دانیم که اینگونه رفتارها جنبه دروغ و حقه بازی ندارد؛ بلکه شخص با این مکانیسم دفاعی تلاش می کند از فشار روانی خرد کننده درون خود بکاهد.

در روند زندگی فرد لکنت دار، خواستن ها و نتوانستن های متعددی بوجود می آید که یکی از مهمترین آنها، ارتباط با جنس مخالف « جنس مکمل » است. جوان نیز دوست دارد مانند هم سن و سالهای خود، با جنس مکمل معاشرت داشته باشد، ولی این ارتباط به پیش زمینه هایی نیاز دارد:

 

گفتار طبیعی- که حتی فکر کردن به آن، او را به نفس نفس می اندازد.    

آموزش و تجربه کافی- که به خاطر لکنت هیچگاه شکل نگرفته است؛ زیرا او درغلب ارتباطاتش نقش شنونده و بیننده داشته و نتوانسته به خوبی نقش فاعلی و اکتیو خویش را بیاموزد.

 

او در دانشگاه ناظر بوده که دوستش با جنس مکمل صحبت می کند، با هم درس می خوانند، جزوه رد و بدل می کنند و غیره؛ ولی او اغلب در حاشیه قرار گرفته است. هر کس دیگری هم باشد، وقتی به خلوت می رود، از خود می پرسد: « پس من چی؟! »   

وقتی به دوست خود می نگرد، ارتباطات او را شایسته تحسین می بیند؛ فکر می کند او دارای ارزش است و خودش فاقد آن است. برای او قلبا احترام خاصی قائل می شود و در رویای خود دوست دارد به جای دوستش قرار گیرد تا اطرافیان نیز او را با همان کیفیت بنگرند. در این صورت، او در محیطی دیگر چنین ادعا می کند:

 

- من با اکثر پسرها / دخترهای دانشگاه دوستم.  

– گفتار الآنمو نگاه نکن، من با جنس مکمل اصلا گیر نمی کنم.  

– اگه همه یه دوست دارن، من هر هفته با یکی جدید دوست می شم.

 khastan natavanestan 2

چه می شود کرد؟! در نظر آنها دوست مکمل داشتن، به بزرگترین ارزش تبدیل می شود. چنین رفتاری را نباید با صفت دروغگویی بیالائیم؛ بلکه باید درک خود را نسبت به عوارض این مشکل افزایش دهیم.    

 

اینها ذره ای از عوارض لکنت زبان است.

آیا کسی می تواند باور کند که چنین عارضه ای در کوتاه مدت درمان شود؟  

لکنت زبان فقط یک چاره دارد و بس:

طی نمودن مسیر درمان

بارها به این نکته اشاره کرده ام که آسیب های لکنت زبان بسیار فراتر از گیر کردن، اضطراب و گوشه گیری است.

گاه ممکن است فردی فرهیخته، با امکانات متعدد و مناسب، اسیر یک خصوصیت شخصی و یا یک دیدگاه نامطلوب شده و کل زندگی و خوشبختی او تخریب شود. در مسیر درمان، دهها چاه در راه و زنجیر بر پا وجود دارد که لازم است درمانجو از سد هر یک به سلامت بگذرد و به آزادی باز گردد:

 doshmna tarashi 1

آزادی یعنی آزادی از عوارض لکنت زبان

آزادی از یک زندگی واکنشی

دوری جستن از حاشیه ها و وارد گود زندگی شدن

یافتن کیفیت ذهنی ارام و بدون تضاد

 

اصلاح « عوارض لکنت » برخلاف « روانی گفتار » به عناصری نیاز دارد که متاسفانه نمی توان همگی را در تمام درمانجویان یافت. گاه دیده می شود که جوان بعد از کسب گفتار روان در ارتباطات مختلف، به جای اصلاح عوارض و دیدگاههای آسیب دیده، به تلافی و جبران گذشته خود روی می آورد. در این صورت او تلاش می کند به طور افراطی با صحنه هایی خود را روبرو سازد که قبلا آنها را در توان خود نمی دیده است.

 

هنگامی که دخترم چهار ساله بود، از ما خواست تا برای او هم چتر بخریم، ولی این خواسته را پشت گوش می انداختیم. او می دید هر وقت برف و باران می بارد، من و مادرش با باز کردن چتر خود، او را در برابر آسیب محافظت می کنیم. ولی میل باطنی او این بود که با دست خودش از خود محافظت کند. دخترم تا زمستان بعدی این حسرت را با خود حمل کرد تا بالاخره صاحب یک چتر قشنگ شد؛ ولی از بخت بد، هر چه صبر کرد از برف و باران خبری نشد که نشد! در این مدت چترش را در منزل، راهرو و خیابان باز می کرد و روی سرش می گرفت، ولی بدون دشمن ( برف و باران ) برایش محافظت معنایی نداشت و او را قانع نمی کرد. بالاخره روزی از من خواست تا او را به کوچه ببرم تا مادرش از پنجره با آبپاش به روی چتر بازش آب بریزد ( آی که چه لذتی داشت! )

 

یک جوان لکنت دار نیز ممکن است در حسرت پاسخ دادن و دفاع از خود در برابر تهاجم دیگران باشد که بعد از توانایی های نسبی، چنین امیالی در او جان بگیرد. در این صورت ممکن است او در به در به دنبال مشاجره هایی بگردد که احتمال برد را در آنها بیشتر می بیند. گاه دیده می شود اگر چنین افرادی دم دست نبود، او برای خود حتی از یک دوست نزدیک، یک دشمن می تراشد و او را به چالش و مشاجره می کشاند! معمولا اینگونه افراد اگر به درمان ادامه دهند، بر این واکنش غلبه میابند و ذهنشان آرام می گیرد؛ در غیر اینصورت، با کنترل گفتارو هراس از بازگشت لکنت، به زندگی واکنشی خود ادامه می دهند.

 doshman tarashi 2

زندگی واکنشی یعنی عوارض لکنت زبان، یعنی نمایش دادن زندگی به جای زندگی کردن 

 

صفحه3 از3

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

گفتار درمانی متولی لکنت زبان

گفتار درمانی بارها در مورد رشته گفتار درمانی و نقش آن در احیا و درمان اختلالات گفتاری صحبت کرده ای...

مشاهده

30 مهر روز جهانی لکنت زبان

سال پیش انجمن علمی گفتار درمانی ایران به مناسبت روز جهانی لکنت زبان سمپوزیوم با شکوهی برگزار نم...

مشاهده

داستان لکنت زبان یتیم

بی تردید متولیان لکنت زبان و استادان رشته گفتار درمانی طبق معمول مطالب این سایت را مطالعه خواهن...

مشاهده

شبه علم در لکنت زبان

هرگز نشد بخواهم مطلبی در مورد لکنت زبان بگویم، ولی از نقد حرفه های متفرقه، متخصصان گفتار درمانی و مح...

مشاهده

چاپ ششم کتاب راز لکنت زبان همانند گذشته توسط انتشارات نسل نو اندیش منتشر گردید

پس از اتمام چاپ پنجم کتاب راز لکنت زبان نوشته کامبخش فرهمندپور این کتاب توسط انتشارات نسل نو اندیش ت...

مشاهده
فرهمندپور | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #20

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره