من اسم ندارم!

من اسم ندارم!

من اسم ندارم!

کلاس چهارم ابتدایی بودم که به همراه پدر و مادرم به یک گفتار درمانی مراجعه کردم.

خانم منشی از پدر و مادرم خواست نزد گفتار درمان بروند، ولی به من گفت همین جا پهلوی خودم بشین.

تنها که شدیم، از من پرسید « عزیزم اسمت چیه؟ » هر کاری کردم دیدم نمیتونم بگم « ریحانه » گفتم: من اسم ندارم!

شش ماه به آن گفتار درمانی مراجعه کردم و هر دفعه وقتی خانم منشی را میدیدم، به خودم میلرزیدم که:

حالا راجع به من چی فکر می کنه؟!

ریحانه – 15 ساله

………………….

 

از: کتاب روزنامه فروش

نوشته: وینس واتر- ترجمه: پروین علی پور

علت بیزاریم از حرف زدن با غریبه ها این است که آنها تا وقتی دهان باز نکرده ام مرا عین بچه های دیگر می بینند. با دوتا چشم، دوتا بازو، موی کوتاه، و بدون هیچ چیز خاص و استثنایی.اما همین که دهان باز می کنم یکهو عوض می شوم!

بیشتر مردم اصلا وقت نمی گذارند که بفهمند چه عیب و ایرادی دارم. احتمالا فکر می کنند عقلم پاره سنگ برمیدارد و سعی می کنند هر چه زودتر از شرم خلاص شوند.

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

  1. Avatar for ......
    ...... گفت:

    برای درمان لکنت زبان استفاده از چه قرص هایی رو پیشنهاد میکنید؟!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *