نقد و بررسی
مدیر سایت

مدیر سایت

 

فرقی نمی کند در ابتدا یا در انتهای مسیر درمان باشی؛ تجربه به من آموخته جوانی که در مورد لکنت زبان مقاله می نویسد، در مورد آن بحث می کند و نظر سازنده می دهد، به این معنی است که:

 

انتخاب شخص « درمان » است نه بیراهه رفتن

....................

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

حامد

از گابریل گارسیا می پرسند اگه بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید داشتن بنویسی ، چی می نویسی؟ گفت :

99 صفحه اولش را خالی میذارم...صفحه آخر...سطر آخر می نویسم ...یادت باشه دنیا گرده ...هر وقت احساس کردی به آخر خط رسیدی شاید در نقطه شروع باشی...

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

درسته، برای زندگی کردن باید به ادامه زندگی امید داشت. این برای لکنت زبان هم صادقه. مسیر درمان پر از افت و خیزه ، باید در این مسیر ناهموار هیچ وقت امید خود را از دست ندیم و تا رسیدن به قله از تلاش دست برنداریم. ممکنه رو قله باشیم ولی یادمون باشه که دره ای هم هست ممکنه تو دره باشیم ولی یادمون باشه که میشه به قله رسید.

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 

رفتارها در لکنت زبان

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

3- رفتار کودکان دبستانی

 کودکی که به دبستان می رود، از دو جهت مورد تهدید قرار می گیرد:

یک) او دیگر قادر است به چگونگی گفتار خویش پی ببرد و درک کند که با بقیه متفاوت است ( شروع احساس متفاوت بودن ) 

دو) همکلاسها به سنی رسیده اند که بتوانند با اشاره به گفتار متفاوت او، لوازم شوخی و خنده خود را فراهم آورند

 

کودک در این مرحله، در معرض فشارهای متعددی قرار می گیرد:

- ورود به مدرسه و تغییر جو آموزشی

- عوارض جانبی گسترده ای که در پی احساس متفاوت بودن حاصل می شود

- مقابله با رفتارهای ناآگاهانه برخی دوستان؛ و گاه رفتار ناآگاهانه برخی آموزگاران

- اگر به اینها رفتارهای ناشیانه – مانند سفارش والدین به مسئولان مدرسه – و اقدامات ناموفق در درمان هم اضافه کنیم، کودک در گرداب سهمگینی قرار می گیرد:

 

. با دوستان به زد و خورد می پردازد

. پنهانی گریه می کند

. از محیط مدرسه و تحصیل متنفر می شود

. بهانه جو و ناسازگاری پیش می گیرد

. به تدریج راههای پنهانکاری لکنت خود از دید دیگران را می آزماید و به شدت به آنها تکیه می کند

 

* یکی از اقدامات معمول والدین در این شرایط، مراجعه به آموزگار و مدیر مدرسه می باشد؛ تا از بچه ها بخواهند ادای او را در نیاورند. ولی این عمل، اغلب نتیجه عکس می دهد. از یکسو کودک بیشتر خود را متفاوت حس می کند؛ و از سویی دیگر، هر گاه همکلاسها کم بیاورند، نصیحت بزرگترها را زیر پا می گذارند.

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 

تا آنجا که من اطلاع دارم، هر حرفه ای برای خود یک متولی، یک انجمن و بالاخره یک مسئولی دارد.

هیچ معلوم نیست چرا موضوع لکنت زبان اینچنین بی کس و یتیم افتاده است؟

 

چرا انواع حرفه های ناموفق در رشته خود، بدون هیچ آموزش و آگاهی، بختشان را در درمان لکنت زبان می آزمایند؟

چرا برخی متولیان واقعی آن( گفتار درمانها ) بدون هیچ دلیل علمی و اخلاقی، درمانجویان خود را وادار به استفاده از دستگاههای بی حاصل لکنت زبان می کنند؟

چرا ... و چرا ... و چرا ...؟! و بالاخره چرا هیچکس جوابگوی این نابسامانی ها نیست؟!

 

چند ماه پیش به یک دکتر هیپنوتیزور و یکی از فروشندگان دستگاه لکنت شکن! نامه ای نوشتم ولی پاسخی از آنان دریافت نکردم:

 

نامه اول

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 

                                                                                                                                                                      ( جای محققان عارضه لکنت زبان خالی است! )  

 

با سلام- جناب آقای دکتر حریری گرامی، مطالب سایت شما را با دقت خواندم

1- مقاله هایی که بدون ذکر منبع آمده، همگی تاریخ گذشته، و مطالبی را که از زبان خود بیان فرموده اید، فاجعه هستند.

2- برای اثبات ادعای خود مبنی بر درمان لکنت توسط هیپنوتیزم، کافی است فقط یک تن را معرفی بفرمایید. اگر شخص بهبود یافته باشد، مطمئن باشید از معرفی خود سر باز نمی زند.

3- نامه هایی را که برای شما ارسال کرده اند نیز پر از اشکالات متعدد هستند- که جایش اینجانیست-

سرافراز و پاینده باشید- فرهمندپور

 

نامه دوم

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

با سلام- سرکار خانم شیرازی گرامی اگر ممکن است فردی را که تا به حال با این شیوه بهبود یافته معرفی بفرمایید.

مطمئن باشید اگر بهبود یافته باشد، به راحتی حاضر است از این طریق به بقیه کمک کند.

متشکرم

 

رفتارها در لکنت زبان

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

2- رفتار کودکان پیش دبستان

مرحله ای است که کودک متوجه لکنت خود شده است و نسبت به آن واکنش نشان می دهد: 

 

- هنگام گیر کردن دست خود را جلوی دهانش می گیرد تا اطرافیان متوجه لکنت او نشوند.  

- از والدین خود می پرسد « مامان/بابا من چرا اینجوری حرف می زنم؟!  

- هنگام اسپاسم شدید، از صحبت کردن امتناع می ورزد.  

- گاهی شاهد عوارض لکنت در او هستیم؛ مانند عصبیت، زودرنجی، پرخاشگری، بهانه جویی، و ...  

- ...    

 

. بهترین اقدام، مراجعه به گفتار درمان است.    

. بدترین اقدام:  

  - رها کردن کودک با این باور که خودش خوب خواهد شد.  

  - اجرای توصیه های من درآوردی دوستان و آشنایان.  

  - مراجعه به پزشک، روانشناس، روانپزشک و مشاور.

 

 

رفتارها در لکنت زبان

 

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 

1- رفتار خردسالان تازه مبتلا

 

علت لکنت کردن خردسالان تازه مبتلا، پیروی از الگوی گفتاری است که در اثر فشار روانی بیش از آستانه تحمل، و یا در اثر تقلید از گفتار لکنت دار افراد دیگر حاصل شده است.    

 

خردسال در این مرحله، قادر به تجزیه و تحلیل طریقه حرف زدن خود نمی باشد و نمی تواند به تفاوت گفتارش با بقیه پی ببرد؛ زیرا او فقط می تواند به موضوع بیندیشد نه به چگونگی گفتار خود.  

به همین علت، خردسال تازه مبتلا رفتار و واکنش خاصی نسبت به لکنت خود بروز نمی دهد.  

 

. بهترین واکنش والدین در این مرحله، مراجعه به گفتار درمانی است.    

. بدترین واکنش والدین، انگولک کردن و در نتیجه آگاه شدن فرزند نسبت به اشکال گفتاری پیش آمده است:   

- درست صحبت کن!  

- چرا اینجوری حرف می زنی؟!   

- اگه بازم تکرار کنی می زنم ها...!   

- عزیزم سعی کن مثل من حرف بزنی.  

- هر وقت دیدی داری گیر می کنی، یه نفس عمیق بگیر.  

- عجله نکن، از اول بگو.    

- اگه خوب حرف بزنی و لوس بازی در نیاری، می برمت پارک.

 

هرگز فرزند خود را با این حرفها آزرده نکنید، زیرا او فقط از الگوی خویش پیروی می کند نه از الگوی شما

وقتی از خردسال تازه مبتلا می خواهیم که خوب صحبت کند، او اصلا منظور ما را درک نخواهد کرد

 گام اول- شناخت

فشارهای روانی متعدد و پیوسته این عارضه و همچنین اجبار در اجرای ترفندهای پنهانکاری، شناخت شخص را نسبت به مشکل خویش مختل می سازد. برای این منظور مطالعه کتاب راز لکنت زبان پیشنهاد می شود.

 

گام دوم- پذیرش

به این معنی است که شخص به جای فرار مکرر از مشکل خویش، بتواند آنرا ببیند و بدون پنهانکاری در رفع منطقی آن بکوشد.

معمولا شناخت مشکل به پذیرش سریع آن نمی انجامد. پذیرفتن مشکل به فرایندهای مختلف و متعددی نیاز دارد.

( مدتی باید که تا خون شیر شود )

 

گام سوم- حضور در گروه درمان

بسیاری از درمانجویان با شنیدن « گروه درمان » دچار نگرانی های مجهولی می شوند که فقط بعد از حضور در گروه، به پوچی آن پی خواهند برد:

چه کسانی در گروه هستند؟!

آیا من هم باید در جمع صحبت کنم؟!

اگر گیر کردم؟!

« گروه درمان » یعنی جمعی از جوانان 18 تا 50 ساله که به منظور درمان این عارضه، به هم یاری تعریف شده ای می رسانند. یاری گرفتن و یاری رساندن در محیطی دوستانه، لازمه درمان بدون اضطراب است

.

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

گام چهارم- طی مسیر درمان

گام نهادن در مسیر درمان، تجربه ای با شکوه برای رسیدن به زندگی جدیدی است که هرگز شخص آنرا نیازموده.

یعنی بازسازی آسیب های گذشته

یعنی توانایی در ارتباطات گوناگون

یعنی درمی یابیم که کی بوده ایم، کی هستیم و به چه چیزی باید برسیم

یعنی خواسته ها و آرزوهایمان با خود ما یکی می شوند

و این ها به « شناخت » نیاز دارد؛ شناخت لکنت زبان – شناخت خود – شناخت دیگران

 

بعد از دو سال تلاش و رسیدن به آنچه که باید باشیم، درونمان ندا می دهد:

 

ای کاش زودتر به زندگی باز می گشتم!

 

به خاطر لکنت ام:

 

هر روز 60 کیلومتر می رفتم و می آمدم

به جای معلم، پرستار شدم

اغلب یواشکی گریه می کردم

همیشه..........................

 

آیا خانواده دوست داشتنی ام توانستند درد مرا درک کنند؟!

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 

خانم سمانه - 24 ساله 

کارشناس ارشد پرستاری

 

با سلام خدمت همه دوستان عزیز من 24 سال دارم دانشجوی ارشد ترم دوم هستم از زمانی که بچه بودم ویادمه لکنتو داشتم. متاسفانه از دوران ابتدایی تاکنون خاطرات بدی از کلاس درس دارم به خاطر مشکل لکنتم و این که چون یکی از اقوام ما درمدرسه راهنمایی بود حاضر نشدم به مدرسه برم وبه همین خاطر مسافت 30 کیلومتری رو هر روز با ماشین می رفتم ومی یومدم!

 

وقتی یادم می یاد دلم واسه خودم کباب میشه. در تموم سال حتی تابستونها به لکنتم فکر میکردم و غصه میخوردم خیلی دوس داشتم معلم بشم ولی به خاطر لکنتم نشد.

 

وقتی میخواستم انتخاب رشته کنم، همه دوستام میگفتن تربیت معلم رو بزنم ولی ااز بس دعا کردم اون سال برا تربیت معلم اصلا دانشجو نگرفتند! تنها کسی که خیلی خوشحال بود من بودم. واسه همین پرستاری رو انتخاب کردم چون کارش عملیه؛ غافل از اونکه این شغل به برقراری ارتباط با بیمار خانواده، پزشک وهمکاران دیگه نیاز داره. بعد که فهمیدم چه اشتباهی کردم وا رفتم؛ تصمیم گرفتم انصراف بدم ولی به خاطر گریه های پدر ومادرم مجبور شدم بخونم. چه زجری کشیدم چه روزوشب هایی که گریه میکردم حتی در حالت عادی هم گریه بی صدا میکردم ودر جواب بقیه می گفتم حساسیت فصلیه که از چشام اشک می یاد.

 

هیچ وقت انگیزه ای واسه درس خوندم نداشتم بالاخره با هر بدبختی فارغ التحصیل شدم خواهرم واسه ارشد ثبت نامم کرده بود با اصرار رفتم شرکت کردم امتحان عصر بود مراقب هم استاد دانشگاه بود ومنو میشناخت. چوب جواب نمی دادم گفت چرا سوالا رو جواب نمی دی منم یه کلمه نخونده بودم واز سر رودربایستی با استاد شروع کردم به جواب دادن. هرچی رو میدیم وفکر میکردم درسته الکی میزدم، گفتم من که نخوندم بزار همه رو بزنم.

 

بعد از اعلام نتایج دیدم دانشگاه اصفهان قبول شدم! به جای اینکه خوشحال بشم شروع کردم به گریه با صدای بلند؛ ولی دوستم که فکر میکرد از خوشحالی دارم گریه میکنم ......

 

از6-7 شهریور تا 31 شهریور فقط وفقط استرس داشتم که عجب اشتباهی کردم سولا روجواب دادم. همه خبر دار بودند که قبول شدم و مجبور شدم ثبت نام کنم والان که ترم دوم هستم اونقدر گریه کردم که دیگه اشکی واسم نمونده

 

دوس ندارم بیام دانشکده ولی به خاطر بابام ومادرم مجبورم چون وقتی یه مدت میرم خونه ونمیرم کلاسا رو، اونها هم باهم گریه میکنند واسه همین مجبورم برم.

 

وقتی نمیتونم درست حرف بزنم واسه چی درس بخونم منی که پس فردا با مدرک ارشد واسه طرحم باید برم دانشگاه با چه انگیزه ای درس بخونم کاش یه شب بخوام ودیگه بیدارنشم.

 

حدود سی سال پیش پدرم را به چشم پزشکی برده بودم. مطب بسیار شلوغ بود و نوبت ما به آخرین ها رسید. در اتاق انتظار متوجه شدم که دو مرد میانسال در باره کمر درد صحبت می کنند و تجارب خود را در میان می گذارند. 

 

یکی می گفت اگر صبحها قبل از برخاستن از رختخواب زانوهای خود را جمع کنی و چند بار به طرفین حرکت دهی، کمتر دچار درد خواهی شد؛ و دیگری از مزایای حمام سونا صحبت می کرد...  

 

در طرف راست من دو خانم خانه دار نشسته بودند و در مورد وسواس خود صحبت می کردند:

 

اولی- سه ماه از ازدواجم نگذشته بود که مامانم اومد و گفت قابلمه تفلون هاتو بیار غذا درست کنیم. وقتی اونارو اوردم، رنگ چهرش پرید و گفت پس تفلوناش کو؟! از بس سیم کشیده بودم، همه اش رفته بود! 

دومی- ولی وسواس من در مورد دستگیره درهاست. اگه کسی به اونا دست بزنه، حتما باید با الکل پاکشون کنم... 

 

خانمها پا شدند و جای آنها را دو جوان دانشجو گرفتند که همانجا با هم آشنا شده بودند.

 

آنها در مورد خیلی چیزها صحبت می کردند: دانشکاه، استادان، کیفیت غذاها، واحدهای درسی و غیره. هر چه بیشتر حرف می زدند، توجه من بیشتر به آنان جلب می شد. آنها از هر دری صحبت کردند غیر از آن چیزی که من انتظارش را می کشیدم. 

 

هر دو لکنت زبان داشتند!

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

هدف از درمان لکنت زبان ، گذشته از روان شدن گفتار، آزادی از عوارض آن و آشفتگی ذهنی است.  

 « درمان » یعنی انگیزه گفتار و ارتباطات شخص، خود او باشد نه لکنت و عوارض آن.

  « درمان » یعنی حذف افکار و اعمال واکنشی که نسبت به مشکل پیدا شده است.  

 

بسیاری از محققان و درمان کنندگان لکنت زبان معتقدند که چون این عارضه غیر قابل درمان می باشد، باید تلاش کرد تا شخص بتواند گفتار خویش را کنترل نماید!   

 

آنان غافلند از اینکه:  

1- کنترل گفتار – که باید همراه اصلاح عوارض صورت گیرد – فقط می تواند بخشی از مقدمات مسیر درمان باشد نه پایان آن.  

 

2- کنترل کردن گفتار نمی تواند روندی دائمی داشته باشد. بی تردید بعد از یک یا چند فشار روانی – که برخورد با آن گریز ناپذیر است – همه زحمات درمانگر و درمانجو بر باد می رود. 

 *معمولا در چنین مواقعی است که درمانگر به جای بازنگری در کار خود، بر سر درمانجو غر می زند و علت عدم موفقیت در درمان را به درمانجوی خود نسبت می دهد. 

 

3- اگر به فرض محال شخصی بتواند تا پایان عمر گفتار خویش را کنترل نماید، در واقع بر لیست پنهانکاریها و باری بر خاطر خود افزوده است. هنگامی که فرد گفتار خود را کنترل می کند، یعنی مرتب به لکنت می اندیشد؛ و این یعنی قرار گرفتن در عرصه پنهانکاری ها و عوارض لکنت.

 

 با لکنت موفقیت شاید، خوشبختی هرگز

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

   توانمندی در هر موضوعی علاوه بر عشق و انگیزه، بهایی دارد که تا آنرا نپردازیم به هدف خود نخواهیم رسید.      

 

 می خواهیم شاگرد اول باشیم، ولی بدون مسئولیت یادگیری   

 می خواهیم اندامی متناسب داشته باشیم، ولی تحمل رژیم و ورزش را نداریم  

 می خواهیم ثروتمند شویم، ولی بدون زحمت – ارثی برسد، دعایی خوانده شود، کیسه پولی پیدا کنیم -  

می خواهیم سخنور شویم، ولی بدون پرداخت بهای آن که دود چراغ خوردن است  

 

و بالاخره درد لکنت را مرتب می چشیم و زهر آنرا غرغره می کنیم و هر روز رویای گفتار روان را در ذهن خود نشخوار می کنیم، ولی به جای طی کردن مسیر درمان، پنهانکاری و تغییر نکردن را ترجیح می دهیم. ما فقط می خواهیم لکنت نداشته باشیم، بدون اینکه بهای آنرا بپردازیم!    

 

بهای درمان لکنت زبان  

  برای درمان لازم نیست از کار و درس  دانشگاه خود بزنید، لازم نیست تغییرات اساسی در زندگی خود بدهید، بلکه کافیست برنامه ریزی های شخصی خود را تغییر دهید.  دوری راه، دانشگاه، شغل و گرفتاری هایی از این دست نمی توانند بها نه ای برای اقدام نکردن شخصی باشند که انگیزه کافی برای درمان دارد.

 

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

گفتار درمانی متولی لکنت زبان

گفتار درمانی بارها در مورد رشته گفتار درمانی و نقش آن در احیا و درمان اختلالات گفتاری صحبت کرده ای...

مشاهده

30 مهر روز جهانی لکنت زبان

سال پیش انجمن علمی گفتار درمانی ایران به مناسبت روز جهانی لکنت زبان سمپوزیوم با شکوهی برگزار نم...

مشاهده

داستان لکنت زبان یتیم

بی تردید متولیان لکنت زبان و استادان رشته گفتار درمانی طبق معمول مطالب این سایت را مطالعه خواهن...

مشاهده

شبه علم در لکنت زبان

هرگز نشد بخواهم مطلبی در مورد لکنت زبان بگویم، ولی از نقد حرفه های متفرقه، متخصصان گفتار درمانی و مح...

مشاهده

چاپ ششم کتاب راز لکنت زبان همانند گذشته توسط انتشارات نسل نو اندیش منتشر گردید

پس از اتمام چاپ پنجم کتاب راز لکنت زبان نوشته کامبخش فرهمندپور این کتاب توسط انتشارات نسل نو اندیش ت...

مشاهده
مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #80

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره