پرسش و پاسخ های متداول
مدیر سایت

مدیر سایت

 چالش های مسیر درمان لکنت زبان

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

بارها این نکته توضیح داده شده است که « درمان » به فعالیت در گروه نیاز دارد ؛ یعنی طی مسیر درمان لکنت زبان در گروهی که اعضای آن از نظر فرهنگی – اجتماعی ، هماهنگی نزدیکی با هم داشته باشند . با این همه ، اساس تشکیل هر گروهی ، بر پایه اتفاق و اختلاف نظر بین افراد گروه استوار است و اعضای گروه درمان لکنت زبان لازم است با هر دو جنبه روبرو شوند :

 

- چشیدن طعم شیرین اتفاق و اتحاد در مسیر درمان لکنت زبان ، سبب احساس امنیت و خود باوری می شود .

- مواجه شدن با اختلاف نظرها و چگونگی حل و فصل یا کنار آمدن با آنها ، بر توان ارتباطات شخص می افزاید .

 

اغلب درمانجویان با پیوند « واقع بینی ذاتی » و همچنین « تغییرات دیدگاهی » در ماههای اول درمان لکنت زبان ، بدون دست اندازها و چالش های برجسته و باز دارنده مسیر درمان لکنت زبان را ادامه می دهند . به طور معمول رفتار این افراد را اینگونه می توان ارزیابی نمود :

 

. با نگاه رو به جلو ، دوری از حاشیه ها و تطبیق خود با اختلاف نظرها ، مسیر درمان لکنت زبان را طی می کنند .

. با افراد گروه رابطه خیرخواهانه و با مسئولیتی دارند و اغلب می دانند حفظ منافع اعضا ، بر اعتبار و تعادل خود آنان می افزاید .

. در برقراری ارتباط با افراد تازه وارد پیشگامند و به آنها مشاوره های صادقانه و مفیدی ارائه می دهند .

. برای ارزیابی و اصلاح دیدگاه های خود ، بدون مقاومت و دلیل تراشی با دوستان گروه مشورت می کنند .

 

همیشه چنین افراد با تدبیری هستند که با وجود مشکلات خویش ، با حس مسولیت و دوری از واکنش تلافی و جبران ، می توانند در تعیین مسیر درمان لکنت زبان و حتی تغییر نظر و رفتار مربی خود نقش سازنده و پابرجایی داشته باشند .

 

ولی همیشه چالش هایی که درمانجویان با آن روبرو می شوند به این راحتی ها نیست . معمولا 10% جوانان در طی مسیر درمان لکنت زبان، دچار دست اندازهای ذهنی بزرگی می شوند که حل آنها به همکاری نزدیک خانواده با محیط درمان نیاز دارد ؛ ولی اگر خانواده به هر دلیلی نتواند نقش مثبتی داشته باشد ، به مفهوم طولانی شدن مدت زمان درمان و گاه متوقف شدن آن خواهد بود . متوقف شدن درمان به این معنی است که شخص گفتار نسبی خوبی به دست می آورد ولی از برخی دیدگاه های اصلاح نشده که شرایط بازسازی آن را نیافته ، همچنان رنج خواهد برد .

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

چالش ها چگونه پدید می آیند ؟

 

اگر فاکتورهای زیر را در یک جوان با هم جمع کنیم :

عوارض لکنت زبان

ترفندهای پنهانکاری

خواستن ها و نتوانستن ها

شکست ها و ناامیدی ها

تحمل کردن ها و دم نیاوردن ها

...

طبیعی به نظر می رسد که برخی از آنان بنا به خصوصیات فردی ، جو آموزشی و جو خانوادگی خود ، دچار نوعی سرخوردگی شوند ؛ و می دانید « سرخوردگی » همچون فنر جمع شده ای در روحیه انسان عمل می کند . هنگامی که آنان به توانایی های گفتاری و ارتباطی مطلوبی می رسند ، با عطش سیری ناپذیری به جبران نتوانستن ها ، ناامیدی ها و دم نیاوردن ها می پردازند . آنها در این شرایط پند پذیری و منطق خود را از دست می دهند و ناخواسته به چون و چرا و بهانه جویی از اطرافیان خود می پردازند . میل به پرخاشگری و توقعات بی جا و دور از انتظار ، سبب رنجش و دلخوری اطرافیان می شود ؛ معمولا خانواده ها موضوع را اینگونه بیان می کنند :

دخترم / پسرم گفتارش خیلی خوب شده ، ولی مثل اینکه با همه سر جنگ داره .

 

معمولا این افراد به این دلیل که محیط درمان را امن ترین مکان برای مانورهایشان می بینند ، و همچنین می دانند دوستان گروه درمان لکنت زبان از گفتار سابق آنان اطلاع دارند ، ناخواسته بیشترین واکنش های پرخاشگری و تخریب را از دید خود ، در همین محیط می آزمایند . آنها مرتب به طور پنهانی در تلاشند تا افراد ضعیف یا تازه وارد را به عنوان « طعمه » در گروه شناسایی کرده و با دشمن خواندن دیگر اعضا و حتی مربی ، خود را به عنوان تنها دوست و درمانگر دلسوز به آنان تحمیل نمایند .

اگر این پیوند شکل گیرد ، سعی می کند به بهانه تمرینهای کلینیک ، خارج از محیط درمان لکنت زبان با طعمه خود ملاقات کند . در این صورت رابطه ای شکل می گیرد پر از دروغ ، تضاد و کینه ورزی _ شاید یکی از دلایل این رفتارها را بتوان در فقدان توانایی شخص در تطبیق و تغییر دیدگاه ها دانست ._ در این مرحله شخص گفتار و رفتار بقیه را به میل خود تفسیر میکند :

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

لبخند = مسخره کردن

محبت = منظور داشتن

راهنمایی = فضولی

سکوت = بی محلی

نگاه کردن = خصومت ورزی

نگاه نکردن = دشمنی

شوخی = بی ادبی

...

پیش چشمت داشتی شیشه کبود         زان سبب دنیا کبودت می نمود

 

ضمن اینکه همیشه در حال بهانه جویی ، پرخاشگری و تخریب هستند ، با این همه ، کمتر ساعتی است که به محیط درمان لکنت زبان، دوستان گروه و مربی خود نیندیشند . آنها به قدری درگیر تغذیه به این خوی تلافی و جبران خویش هستند که کمتر می توانند رفتارهای خود را تجزیه و تحلیل نمایند .

حال اگر طعمه نیز به این مرحله برسد ، پاسکاری مخربی بین ایده ها و خلق و خوی آنان در می گیرد و ندانسته به تخریب یکدیگر می پردازند .

اگر چنین شخصی در این مرحله عاشق شود ، عشق او بیشتر جنبه نمایشی و واکنش به شرایط روانی او خواهد داشت .

تشخیص اینکه کدام یک از دوستان گروه به این دام خواهد افتاد ، بسیار مشکل است . در این شرایط لازم است مربی به دو نکته مهم بپردازد :

 

. مراقبت از دوستان دیگر _ بخصوص تازه واردها _ در برابر پرخاشگری ها و طعمه یابی این افراد .

. صبر و شکیبایی ، تا شاید جو ذهنی شخص رفته رفته آرام گیرد .

 

می توان گفت نیمی از این افراد تا کنون با این تدبیر به جمع دوستان باز گشته اند . ولی اگر صبر هم نتواند کارساز باشد ، می شود داستان « تیغی در دست زنگی مست » ... .

معمولا افرادی که با صبر و شکیبایی دوستان گروه و مربی از چنین بحرانی بیرون جسته اند چنین می گویند :

- نمی دونم چرا اون کارها رو می کردم !

- الان که فکرشو می کنم از خودم خجالت میکشم

- همش می خواستم یه دشمن بتراشم و باهاش دعوا کنم

- فشارهای درونمو می خواستم رو یکی خالی کنم

- از صبح تا شب از همه بهونه میگرفتم ، پدر ، مادر ، فامیل ، دوست و بخصوص از محیط کلینیک ... .

 

*********

 

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

برخی از دوستان گروه درمان لکنت زبان وقتی می بینند با اجرای تکنیکهای گفتاری ، می توانند گفتار طبیعی را در ارتباطات مختلف تجربه نمایند ، به جای پرداختن به بازسازی دیدگاه ها و ارتباطات خویش _ که اساسی ترین مرحله درمان است _ مانند یک عصا دودستی به تکنیکها می چسبند و به آن تکیه می کنند . آنها تصور می کنند اگر ضعفی در گفتارشان دیده شود ، به علت فقدان تسلط بر اجرای تکنیکها می باشد . از اینرو اغلب زمان خود را به طور آشکار و نهان ، صرف تقویت اجرای این تکنیکها می کنند .

علت چنین رفتاری را اینگونه میتوان ارزیابی نمود :

 

1 – آنها « درمان » را در لکنت نکردن می بینند _ به طور برجسته ای چنین دیدگاهی را در خانواده آنان می توان ردیابی نمود _

2 – وحشت و هراس از بازگشت لکنت ، قدرت و توان تغییر و تحول شخص را متزلزل می سازد .

 

در این مرحله اگر دوستان آگاه به مسیر درمان و حتی مربی به او چنین راهنمایی کنند :

« خانم / آقا انقدر به این عصا تکیه نکن ، وقت آن رسیده که مانند یک شکارچی به تعقیب شرایط دشوار بپردازی ، خود را محک بزنی و به ارزیابی ارتباطات و دیدگاه های آسیب دیده توجه نمایی و ... . »

دراین شرایط او به دلیل تراشی روی می آورد ، مقاومت می نماید و در صورت اصرار ، ممکن است گوینده را دشمن خود تصور کند .

اشتباه نشود ، قصد او لجبازی نیست ، بلکه بدون عصای تکنیکها ، چاه عمیقی را سر راه خود می بیند و از لغزش درون آن به شدت می هراسد .

 

داستان

کوهنوردی با تجهیزات حرفه ای ، شبانگاه از یال کوهی فرود می آمد که ناگهان پایش در برف می لغزد و توسط طناب مخصوص خود ، بین زمین و هوا معلق می ماند .

در این هنگام از درگاه خداوند کمک می خواهد که ندایی به گوشش می رسد :

« اگر نجات می خواهی ، طناب رابا خنجر ببر »

ولی چون او نمی تواند در تاریکی شب تیره ، موقعیت خود را درک نماید ، امر ندا را نیز نمی تواند اجرا کند .

فردا صبح گروه نجات مرد یخ زده ای را می یابند که با زمین فقط یک متر فاصله داشته است !!

 

 

مهر ماه سال 85 وارد مقطع دبیرستان شدم و به خاطر آشنا نبودن با محیط جدید ، استرس زیادی داشتم . وقتی با بچه هایی که چند روزی بیشتر نبود می دیدمشون حرف می زدم ، همه تلاشم این بود که متوجه لکنتم نشن . فکر می کردم اگه بفهمن که لکنت دارم ، حتما رفتارشون باهام تغییر می کنه .

 

بعد از چند هفته که درسهامون شروع شده بود دبیر عربی از من و یکی از بچه های دیگه خواست برای درس جواب دادن جلوی کلاس بریم . با اینکه درس رو خوب خونده بودم و بلد بودم خیلی استرس داشتم و می دونستم با حرف زدنم همه تلاشهای قبلیم برای مخفی نگهداشتن لکنت ، از بین میره و بی نتیجه می مونه . رفتم جلوی کلاس و رو به همه بچه ها ایستادم و منتظز صحبت معلم شدم .

 

خانم معلم گفت شیوه درس پرسیدن من به این صورته که یه سئوال می پرسم و هر کدوم زودتر جواب بده ، نمره می گیره . بعد از این حرف معلم ، استرسم بیشتر شد و خودمو برای یه اتفاق وحشتناک آماده کردم .

 

سئوال اول مطرح شد ، جواب رو می دونستم ، سعی کردم با هر سختی که شده جواب رو بگم ولی به قدری طول کشید که نفر بعد جواب رو گفت . هر لحظه مثل یه ساعت می گذشت . مثل ماشینی بودم که هر چی استارت می زنی روشن نمی شه . سئوال دوم و سوم هم پرسیده شد و من همینطور ساکت بودم .

 

معلم که متوجه تلاش من برای جواب دادن شده بود ، جلوی همه بچه های کلاس با تعجب از من پرسید :

 

شما لکنت داری ؟!

 

با حرکت سر حرفشو تایید کردم و بدون اجازه از کلاس بیرون رفتم . کنترل اشکهام دست خودم نبود . بدترین اتفاق ممکن افتاده بود .

مجبور بودم به کلاس برگردم . با چشمای گریان وارد کلاس شدم . نه معلم و نه همکلاسی ها راجع به اتفاقی که افتاد با من حرفی نزدن اما ، اما ، ...

 

تحمل سنگینی نگاه های ترحم آمیز و دلسوزانه ، طاقت زیادی می خواست ... .

 

مریم - م

دانشجوی سال سوم فلسفه

سال پیش دختر بیست ساله ای با لکنت و اسپاسم شدید از شهرستان بروجرد مراجعه نمود و چند عکس از مهره های گردنی خود را روی میز گذاشت و گفت : برای درمان لکنت زبانم به چند پزشک مراجعه کردم که آخرین آنها مرا به دکتر ارتوپد معرفی نمود . دکتر دستور داد از مهره های گردنم عکس بگیرم بعد گفت مشکلی در مهره های گردنت نیست و بهتر است به گفتار درمان مراجعه کنی . حقیقت ماجرا : از مشخصه های لکنت کردن و حرکات اضافی او این بود که سر خود را خم می کرد و با اسپاسم عضلات گردن ، سعی می کرد تارهای صوتی خود را برای تولید صوت آزاد سازد . این دردی مشترک است که اغلب افراد لکنت دار ، به نوعی با آن برخورد داشته اند : تشخیص و تجویزهای من درآوردی ، که به دلیل عدم شناخت لکنت زبان برای آن صادر می گردد . خوشبختانه از 25 سال پیش تا کنون ، تعداد چنین تشخیص هایی کمتر شده ؛ ولی پرسش این است : به نظر شما چه اقداماتی لازم است تا دیگر شاهد آنها نباشیم ؟

 

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100 

 

سال 88 دوستان گروه درمان از من ناوارد به امور سایت و اینترنت خواستند تا برای کلینیک سایتی راه اندازی نمایم .

این خبر از طریق یکی از اعضای گروه ، به گوش دوستش که مهندس کامپیوتر بود رسید . آقای مهندس که بارها به عنوان مهمان به جمع ما پیوسته بود ، بی خبر آمد و از من خواست تا کارهای سایت را به او بسپارم ؛ و من با کمال میل پذیرفتم . از آن به بعد مهندس 35 ساله ما مرتب به کلینیک می آمد و با دلسوزی کم نظیری از من می خواست مقالات خود را به ایشان بدهم و ... . مهندس در این رفت و آمدها – که هر بار با استقبال و احترام من و همسرم همراه بود – با کلیه دوستان گروه درمان رابطه ای نزدیک برقرار نموده بود ، به طوری که خیلی ها تصور می کردند او عضوی از گروه است .

این رابطه تا یک سال به خوبی ادامه داشت تا اینکه آقای مهندس رفتاری وارونه از خود بروز داد :

مرتب بهانه جویی می کرد - سایت را بروز رسانی نمی کرد - به منظور خرج تراشی ، بخش های غیر ضروری و بازاری را بدون هماهنگی اضافه می نمود – مرتب از من می خواست به محل کارش که بسیار دور است بروم ؛ وهنگامی که من و همسرم می رفتیم ، بی پروا صحبت های جاهلانه و زیر شکمی می کرد . کار تا آنجا بالا گرفت که من مطمئن شدم او قصد مزاحمت دارد . دوستان گروه درمان علت تغییر رفتار او را در احترام بیش از حد به او ارزیابی می نمودند .

روزی به او نامه ای نوشتم و خواستم یوزرنیم و پسورد مرا پس دهد ، ولی او به جای پاسخ ، نمای سایت را عوض کرد ! من مصرانه از او خواستم همه هزینه ها را بردارد و اجازه دهد سایت را به شخص دیگری بسپارم . بعد از رفت و آمد ها و سر کار گذاشتن های متعدد که یک سال طول کشید ! پاسخ آقای مهندس این بود : نمیدم...!! می تونی بری شکایت کنی...!!

من لحظه به لحظه رفتارهای او را زیر نظر داشتم و می دانستم حفظ این سایت برای او چه اهمیتی دارد . هر وقت همسرم می پرسید چرا این کارها را می کند ؟ جواب می دادم دست خودش نیست ، او مجبور است .

بالاخره با انجمن انفورماتیک موضوع را مطرح کردم ؛ ولی تمامی مسئولان این انجمن یک صدا گفتند : « محال است یک مهندس 35 ساله انفورماتیک بگوید من دومین farahmandpour.com را که هیچ سودی برای او ندارد ، پس نمی دهم .» بعد از محاکمه و پس گرفتن دومین ، همین مسولان می گفتند : « اصلا معلوم نیست چرا او این کارها را می کند ! » ولی این پرسشی است که پاسخ به آن ، کارشناس خودش را می خواهد :

مهندس عزیز ما لکنت زبان داشت ! او مجبور بود با ترفند « تغییر جایگاه » تعادل خویش را حفظ نماید . این نکته برای من قابل پیش بینی بود که با پس دادن دومین ، تعادل ایشان هم از بین خواهد رفت و مثل قبل دچار اسپاسم خواهد شد . از اینرو تلاش فراوانی نمود تا بتواند به هر قیمتی که شده خشم خود را بر سر سایت خالی کند . نمونه تلاش ایشان برای ربودن سایت و در نتیجه حفظ تعادل از دست رفته ، درفایل زیر مشخص است :

 

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

بزودی .........

 

آیا می بینید چگونه ترفند « تغییر جایگاه » انرژی و وقت یک مهندس خبره در کار خویش را به تباهی می برد ؟

آیا می بینید چگونه لکنت زبان زندگی را برای یکی دو درصد از افراد لکنت دار و نیز همراهان آنان سیاه می کند ؟

آیا می توان امید داشت روزی چنین جوانانی مشت بسته را باز نموده و مشکل خویش را درمان نمایند و به زندگی باز گردند ؟

همانطور که یک غریق به هر چیزی چنگ می اندازد و کسی از او نمی رنجد ، از نظر اخلاقی نیز نمی توان هیچ گناهی را متوجه چنین افرادی دانست . 

این نکته را بارها تکرار کرده ام که افراد نا آگاه به ماهیت لکنت زبان ، کمتر می توانند چنین فرایندی را باور کنند . باید اندیشید چه نیرویی سبب می شود چنین شخصی : 

سه سال برنامه ریزی کند ؟

سه سال وقت بگذارد ؟ 

سه سال انرژی صرف کند ؟

به تخریب دسترنج خود بپردازد ؟

دوستان خود را آزرده نماید ؟

 

« ترفند » در موضوع لکنت زبان ، به مفهوم راه و چاره ای است که شخص به اجبار _ خواسته یا نا خواسته _ به آنها تن می دهد تا بتواند تعادل خویش را در برخی ارتباطات خاص حفظ نماید .

 

ساختار این ترفندها را می توان به سه دسته طبقه بندی نمود :

1- ترفندهای ساده

( از اینرو آنها را « ساده » می نامیم که فقط متوجه لکنت ظاهری شخص در هنگام صحبت هستند )

. مترادف گویی

. درنگ کردن

. تولید صداهای کمکی

. باز گشت

. تغییر در تن صدا ، لهجه ، تلفظ

*چنین شگردهایی از خرد سالی تا بزرگسالی به تدریج پیچیده تر و گسترده تر می شوند .

 

2- ترفندهای ذهنی

( ترفندهایی هستند که شخص برای کاهش یا پنهان نمودن لکنت زبان ، در ذهن خویش اجرا می کند )

. سکوت

. حرافی

. حاشیه گویی

. تغییر دادن شخصیت و رفتار خود

. دستکاری نمودن ذهن خود

*معمولا جوانان از هر دو ترفند بالا بهره می گیرند و اغلب هر دو را با هم پیوند می دهند .

 

3- ترفندهای برنامه ریزی شده

( همانطور که از نام آن بر می آید ، به برنامه ریزی و صرف وقت زیاد نیاز دارد و بیشتر حالت حمله و تهاجم در آن احساس می شود )

 

در این نوع ، شخص از ترفندها و واکنشهای برنامه ریزی شده ای استفاده می کند که زندگی را برای او به مراتب دشوارتر می سازد .

وجه اشتراک ترفندهای ساده و ذهنی این است که متوجه خود شخص می باشند ، یعنی شخص _ آگاه یا ناآگاه _ تلاش می کند گفتار یا ذهن خویش را تغییر دهد . ولی گاه ممکن است شخص به این نتیجه برسد که برای حفظ تعادل ، بهتر است در برخی ارتباطات ، به جای تغییر در خود ، شرایط و موقعیت های بیرونی را تغییر دهد :

 

. تغییر مکان

تلاش می کند محل ملاقات با بعضی افراد را که شرایط دشوار خود می داند ، در مکانی قرار دهد که از نظر ذهنی تعادل بیشتری داشته باشد .

 

. تغییر نوع ارتباط

تلاش می کند « نوع ارتباط » با افراد خاص و دشوار را به آنان تحمیل کند . مثلا در شرایط ذهنی خاصی به دوست دانشگاهی خود می گوید « رابطه ما فقط یک رابطه کاریه » ؛ و وقتی تاریخ مصرف این نوع رابطه پایان می یابد و به شرایط خاص ذهنی او تبدیل می شود میگوید « رابطه ما یک رابطه دوستانه چند ساله است .»

* درک این موضوع برای همراهانی که با ماهیت لکنت زبان آشنایی کافی ندارند ، بسیار دشوار به نظر می رسد .

 

. تغییر جایگاه

هیچ یک از ترفندهای پنهانکاری به اندازه « تغییر جایگاه » انرژی و وقت شخص را به هدر نمی دهد و او را به یک زندگی نمایشی و المثنی وادار نمی سازد . از آنجا که این افراد زندگی را از دید ضعف و قدرت ، بالا و پایین ، توانا و ناتوان ، پرستیژ و امل و ... می نگرند ، با انگیزه ای بسیار قوی تلاش می کنند در جایگاه قدرت قرار گیرند . قصد آنان برای رسیدن به میز ریاست و مدیریت ، قبل از آنکه پیشرفت حرفه ای باشد ، نگریستن به اطرافیان از جایگاه برتر ، و در نتیجه حفظ تعادل در ارتباط با آنها می باشد .

از نظر اخلاقی نمی توان به این افراد خرده گرفت و آنها را سرزنش نمود ؛ زیرا این رفتار مانند واکنش غریقی است که برای نجات و حیات ، ممکن است نا خواسته با نجات دهنده خود نیز در گیر شود .

بهترین مثال برای این نمونه را که یک داستان واقعی است ، می توانید در دلنوشته گفتار درمان

در دوران دانشجویی (1353) به خوبی می دیدم استادان انگلیسی زبان دانشکده ، هنگامی که در مورد انواع اختلالات گفتاری صحبت می کنند ، چقدر با منطق ، استدلال و استحکام تئوری و عملی موضوع را دنبال میکردند ؛ ولی وقتی میخواستند از عارضه لکنت زبان صحبت به میان آورند – بخصوص درجلسات کلینیکی _ استدلال و استحکام آنان رنگ می باخت ، شایدها و اگرها نمایان می شد و زبانشان به من و من می افتاد .

در واقع چیزی را که خود نمی دانستند و تجربه نکرده بودند ، می خواستند در کلاسهای تئوری و کلینیکی به خورد دانشجویان بدهند .

در آن ایام این من و من ها و تته پته ها ، اینگونه نزد دانشجویان تفسیر می شد :

« هر کس در مورد لکنت زبان صحبت کند ، خودش هم به آن دچار خواهد شد »

 سلام

هیچ وقت دوست نداشتم در مورد لکنت زبان صحبت کنم یا برای کسی تعریف کنم . هروقت هم که هرجا بحث لکنت پیش می اومد سعی می کردم موضوع بحث رو عوض کنم .

قراره یه خاطره بنویسم ولی نمیدونم از کدوم خاطره بگم . از غولی بگم که همیشه وجودش و رو شونه هام حس می کردم و همیشه مثل یه نارفیق نامرد همراه بود هیچ جایی منو تنها نمی ذاشت . یا از اون روزایی بگم که تمام سعی و تلاشت و انجام میدی تا تو خانواده صحبت کنی ، یه موضوعی رو تعریف کنی ولی آخرش که تموم میشه بهت میگن چرا اینجوری حرف میزنی ، چرا آروم حرف نمی زنی ، اونجا می فهمی که حتی به یک کلمه از حرفات هم گوش ندادن و از همه بدت می آد . یا از موقعی که در محل کار رئیست یه کاری بهت محول می کنه که پیگیری کنی ولی چون تلفن زدن سختته و نمیتونی خوب حرف بزنی انجامش نمی دی و اونم مواخذت می کنه .

دوستان عزیز من اگه بخوام خاطرات بد زندگی رو براتون تعریف کنم باید اندازه 26 سال براتون بگم و اما حالا حس خوبی دارم . حس میکنم روزنه ای از نور رو دیدم و دارم با سرعت به طرفش حرکت می کنم . دیدگاهم نسبت به افراد ، دوستان ، همکاران داره تغیر پیدا می کنه . با همه مهربون تر شدم و حس می کنم بقیه هم با من رابطشون بهتر شده .

((چه لذتی داره ، هر چی می خوای به هرکسی که میخوای بتونی بگی ))      

ابراهیم . م   26 ساله

کارشناس برق قدرت

 

واقعیت این است که لکنت زبان به بسیاری از توانایی های انسان اسیب جدی وارد می کند و به تدریج شخص را به یک زندگی المثنی وادار می سازد.

 

آسیب های لکنت زبان در یک نگاه :

 .به هدر رفتن انرژی ذهنی

صبح هنگام برخاستن از خواب، لکنت نیز بیدار می شود و کاسه ی چه کنم چه کنم به دست می گیرد. امروز کدام اداره ای باید برم؟ با چه کسانی ملاقات دارم؟ کلاس های دانشگاهم کدامند؟ چه طور حرف بزنم؟ چگونه پنهانش کنم؟ چگونه؟ در واقع شخص با صرف انرژی خیلی زیادی در حال تغذیه ی اضطراب های خود ساخته می شود.

.سلامتی وطول عمر

طبیعی است که این اضطراب ها و چون و چراها بر سلامتی جسمانی شخص تاثیر می گذارد و طول عمر او را کاهش می دهد.

. معیار و منطق

معیار و منطق شخص لکنت دار به تدریج دگرگون می شود، تا جایی که ممکن است دوست را دشمن، و دشمن را دوست انگارد. پدری که از روی دلسوزی می گوید عزیزم آرام تر صحبت کن تا کمتر گیر کنی. ممکن است در نظر او یک هیولا جلوه کند. جوان به قدری از کلمه ی لکنت بیزار است که با شنیدن آن منقلب می شود، و تا زمانی که بهبود نیابد محال است نظر او تغییر کند.

.دیدگاه و ارتباطات

لکنت سبب می شود شخص مرتب به راه های گریز از آن بیندیشد و شیوه های پنهان کاری را بیازماید. چنین جو ذهنی با چون و چراها و آشفتگی های متعددی می آمیزند و فرایند آن ها موجب تغییر شخصیت و ارتباطات شخص می گردد.

تصورکنید شخص لکنت داری مدیر یک شرکت است او ذاتا دوست دارد با کارمندان خود خوش و بش کند و به درد دل آن ها گوش کند .و... ولی قبل از آن، او باید به فکر پنهان کاری لکنت خود باشد (زیرا لکنت در نظر شخص لکنت دار مترادف با بی عرضگی و بی کفایتی است) در نتیجه او رابطه ای خشک، عصبی، کم جوش و دیکتاتور مابانه از خود بروز می دهد، تا بتواند لکنت خویش را در پس چنین ارتباطی از دید کارمندان مخفی کند...............................

 

اگر شما لکنت زبان دارید

 . لکنت زبان عارضه ای است که به طور کامل بهبود می یابد.

 .برای رهایی فقط یک انگشت از مشت بسته ی خود را باز کنید و به یک گفتار درمان مراجعه کنید.

 . لکنت عارضه ای است که وقتی با آن روبرو می شوی خیلی راحت تر خواهد شد، ولی وقتی پنهانش می کنی بیشتر آزارت خواهد داد.

 . هیچگاه هیچ دستگاه یا دارویی سبب بهبود لکنت نشده و نخواهد شد

زیرا این خود شخص است که باید بهبود یابد نه گفتار او (حتما متوجه شده اید که در بعضی موقعیت ها هیچگونه لکنت ذهنی یا لکنت ظاهری در شما وجود ندارد و مفهوم آن این است که گفتار ما در شرایط خاصی اسیب دیده، و درمان لکنت زبان به مفهوم تبدیل شرایط خاص به شرایط عادی شخص می باشد.)

 .خود درمانی

  خوددرمانی در مورد عارضه ای چون لکنت، امری غیر ممکن به نظر می رسد.

 

چگونه از لکنت زبان رهایی یابیم؟

برای رسید به درمان عمیق و ماندگار باید سه جنبه  درمان به طور همزمان اصلاح شوند:

1- آسیب (یا لکنت ذهنی: وضعیت خاص- ذهن آشفته – پیش بینی – پنهان کاری- عوارض لکنت)

2- واکنش (یا لکنت ظاهری: اسپاسم تارهای صوتی، لکنت کردن، اسپاسم و حرکات اضافی سایر اندام ها – شنیدن یا احساس کردن لکنت خود)

3- نتیجه (یا تغییرات دیدگاهی و ارتباطی)

چنین فرایندی به دو سال تلاش درمان جو نیاز دارد تا شخص بزرگسال به مرحله ی «تثبیت» گفتاری و ذهنی برسد.

 

 

نظریه‌پردازان با مشاهده‌ی حالات و تأثیراتی که لکنت زبان بر فرد لکنت‌دار می‌گذارد، در علت‌شناسی آن دچار اشتباهات متعدد می‌شوند. آنان ضمن مشاهده‌ی لکنت ظاهری افراد لکنت‌دار- که فقط جلوه‌هایی از لکنت ذهنی شخص هستند، نه خود مشکل -چنین نتیجه می‌گیرند:

لکنت زبان گاهی به صورت یک «مشکل روانی» جلوه‌ می‌کند.

لکنت زبان گاهی به صورت یک «مشکل عصبی» جلوه می‌کند.

لکنت زبان گاهی به صورت یک «مشکل شیمیایی» جلوه می‌کند.

لکنت زبان گاهی به صورت یک «مشکل مکانیکی یا حرکتی» جلوه می‌کند.

* جالب است بدانیم تمامی فرآیند‌های ذهنی و زیستی انسان در همین پنج فاکتور خلاصه می‌شود یعنی: (Psycho- Neuro- bio- chemo- Mechanical)

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

( در فضای دانشویی، آموخته های خود را کمتر مورد بازنگری قرار می دهیم )

اینکه کسی به نام محقق و دانشمند بخواهد از طریق «واکنش افراد به مشکل»، به خود مشکل دست یابد و ماهیت آن را شناسایی کند، مسیری غیرممکن و نشدنی است.

موضوع شناخت لکنت زبان هم مانند حکایت پیل در تاریکی مولاناست که هر کس دستش به هر جا می‌رسد، لکنت را در همان قسمت می‌یابد و تعریف می‌کند. به همین علت است که هر محقق و نظریه‌پرداز لکنت زبان، علت‌شناسی آن را در حوزه‌ی حرفه‌ای خویش ارزیابی و تعریف می‌نماید:

- روانشناس با معیار‌های خود، بیشتر جلوه‌های روانی را جستجو می‌کند.

- عصب‌شناس با معیار‌های خود، بیشتر جلوه‌های عصبی را جستجو می‌کند.

- روانپزشک و ... هر یک به فراخور حرفه خود لکنت زبان را ارزیابی می نمایند.

 

بقیه هم بر اساس حرفه‌ی خود و بدون هیچ چون و چرایی، دیدگاه‌های آنان را تکرار و تکرار می‌کنند. اما خطرناک‌ترین بخش این موضوع، مربوط می‌شود به محققان جوان. آن‌ها به طور معمول نظریه‌های اثبات نشده‌ی نویسندگان مختلف را با دیده‌ی احترام می‌نگرند و به آن‌ها تکیه می‌کنند. طبیعی است جوان دانشجو توان چون و چرایی در مورد پیچیدگی‌های موضوع لکنت زبان را ندارد و بعد از پایان تحصیلات:

1- به مطالبی که در دانشگاه، خوانده خو می‌گیرد و حتی گاه بی‌دلیل تعصب نشان می‌دهد.

2- به طور معمول فرصت چون و چرا در جریان حرفه‌ای به خاموشی می‌گراید.

3- «تغییر» بسیار دشوار است. حتی اگر نظریه‌پردازی، نظریه‌ی خود را تغییر دهد، برای استاد دانشگاهی که نظریه‌ی پیشین را سال‌ها تدریس نموده، پذیرش تغییر بسیار دردناک است.

موضوع لکنت زبان سال‌هاست بدون هیچ دستاوردی، در این گردونه‌ی باطل دست و پا می‌زند و هنوز نظریه‌پردازان! نتوانسته‌اند توضیح دهند که:

چرا عصبی؟ چرا ژنتیکی؟ چرا مغزی؟ چرا ...؟

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

(تا زمانی که دانشجویان به پرسشهای فوق تسلط نیابند، جایشان خالی خواهد بود!)

آن‌ها به جای اینکه انرژی خود را صرف « چگونگی آغاز لکنت زبان »کنند، می‌کوشند عناصری را که به نظر آنها در ایجاد این عارضه نقشی ندارند اثبات کنند.

کارنامه‌ی بررسی‌های اخیر آنان به خوبی نشان می‌دهد که با چه جو ذهنی فعالیت می‌کنند:

لکنت زبان را می‌توان به هرچیزی نسبت داد مگر خلاف آن ثابت شود!!

 

* این نابسامانی‌ها به همت محققان جوان نیاز دارد.

 

اغلب کسانی که در رشته‌های انتزاعی (روانشناس، مشاوره، لکنت زبان و ...) فعالیت می‌کنند، رفته رفته در حرفه‌ی خود به دیدگاه‌های جالبی می‌رسند. آن‌ها تجارب مثبت ولی اندک خود را به طور برجسته‌ای به توانایی‌های خویش نسبت می‌دهند. - برای مثال، درمانجویانی را که در اثر ریکاوری و گذشت زمان نیز بهبود می‌یابند، به حساب تسلط خود می‌گذارند- و تجارب منفی و نامحدودشان را یا فراموش می‌کنند و یا به عناصری چون بدشانسی، ناشناخته بودن مشکل، عدم همکاری درمانجو و ... نسبت می‌دهند- برای مثال، استادان لکنت زبان غربی مرتب می‌گویند «لکنت زبان یک بیماری چند علتی ناشناخته گیج‌کننده، پیچیده وغیرقابل درمان است».

 

یک مربی لکنت زبان لازم است مرتب نظریه‌ها و روش‌های درمانی را که در دانشگاه آموخته، با تجربه‌ها و تعامل با درمانجویان خود محک زده و با روشن‌ینی علمی و صداقت به بازنگری آن‌ها بپردازد. اگر درمانجو یک جوان لکنت داراست و در درمان موفقیت ماندگاری حاصل نشده، لازم است سه جنبه‌ی زیر مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد:

1- گاهی مشکل در نظریه‌ها و روش‌های درمان است.

2- گاهی مربی در اجرا و انتقال مسیر درمان ضعف دارد.

3- گاهی مشکل در خود درمانجوست.

اگر مشکل در روش درمان یا اجرای مربی باشد. (یعنی یا آواز ایراد داشته باشد، یا آوازه‌خوان) غیر از اتلاف وقت و انرژی، چیزی دستگیر درمانجو نخواهد شد. در بهترین شرایط، در دوره‌ای گفتار جوان بهتر می‌شود (لکنت ظاهری) ولی بعد از مدتی بازگشت می‌یابد.

 

از طرفی، تجربه‌ی شکست‌های پیاپی در کارنامه‌ی مربی، به تدریج سبب دلسردی او از حرفه‌اش می‌گردد. مربی که کارش دستگیری و بخشیدن تعادل به جوان لکنت داراست، شخصیت حرفه‌ای وارونه‌ای می‌یابد. او شخصی می‌شود پنهانکار، ترسو در برابر محک خوردن، زیر سئوال رفتن و نقد شدن. او حتی ممکن است از نقد کردن- که از لازمه‌های اساسی پیشرفت در هر رشته‌ی علمی است- بپرهیزد، تا خود از نقد شدن در امان بماند.

.گاهی مشکل در خود درمانجوست. ممکن است درمانجویی که از صافی‌های پذیرش گفتار درمان گذشته، بعد از مدتی، مشکلاتی (شخصیتی، ارتباطی، روانی، ناسازگاری و ...) ازخود بروز دهد که ادامه‌ی مسیر درمان را دشوار سازد. دراین شرایط،اغلب دو حالت پیش رو داریم:

1- مشکلات شخص ناشی از لکنت زبان و عوارض آن است؛ بنابراین، باید با مدارا و مراقبت ویژه،‌او را در ادامه‌ی مسیر درمان یاری نمود. از آن‌جا که نمی‌توان لکنت ظاهری را از لکنت ذهنی و عوارض لکنت تفکیک نمود، باید گفت غیر از گفتار درمان، هیچ رشته‌ی دیگری توانایی یاری رساندن به اینگونه افراد لکنت‌دار را ندارد.

2- شخص غیر از لکنت زبان و عوارض آن، مشکلاتی دارد که حل آن‌ها در تخصص گفتار درمان نیست؛ در این صورت لازم است او برای حل این مشکل ابتدا به متخصصان امر (روانشناس، روانپزشک و ...) مراجعه نماید و بعد برای درمان لکنت خویش اقدام نماید.

* فقط در این وضعیت نادر است که موضوع لکنت زبان با رشته‌های دیگر پیوند می‌ یابد.

 

آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که چرا استادان و متخصصان رشته‌ی گفتار درمانی در برابر دخالت رشته‌های نامربوط به عارضه‌ لکنت زبان سکوت کرده‌اند؟

 

roya 03 

لکنت زبان مانند محدودیت های دیگر، می تواند انسان را به واکنش های تخیلی و رویاهای رنگی هدایت کند. جوان لکنت داری که پیوسته ناکامی ها و شکست های ناخوشایند را در ارتباطات گفتاری تجربه کرده، اغلب در رویا خود را جوانی می یابد که در مقام یک مدیر توانا قادر است با گفتاری محکم، منطقی و آتشین، بر گروهی تسلط یافته و به این ترتیب کمبودهای خود را جبران نماید. چنین فرایندی به تدریج بخشی از عادات ذهنی جوان می شود، به طوری که در پی هر فشار روانی ناشی از لکنت، به آن پناه می برد.

معمولاً شخص لکنت دار موقعیت ساده و موقعیت مشکل گفتاری خویش را می شناسد. او تلاش می کند با ترفندهای پنهانکاری، از روبرو شدن با شرایط مشکل بپرهیزد و تا آنجا که ممکن است در شرایط ساده و غیر خاص قرار گیرد.

«درد لکنت» یعنی زنده شدن حس حقارت، یعنی چون و چرا، یعنی آشفتگی، یعنی احساس متفاوت بودن، و از همه مهم تر یعنی «عدم تعادل» و این ها همه، شخص را وادار می سازد تا با هر شگردی از برخورد با شرایط خاص دوری جوید.

گاهی جوان لکنت دار در اثر تلاش خود و یا به اجبار، مرتب با شرایط خاصی که از آن می گریخته روبرو می شود. در این صورت این امکان وجود دارد که رفته رفته شرایط خاص پیچیده ی او، به شرایط عادی و ساده تبدیل شود.

بهترین نمونه ای را که به خاطر می آورم شخصی بود با لکنت بسیار زیاد که به اجبار تلفن چی رودهن شده بود (25 سال پیش) او توانسته بود در اثر تماس های مکرر، فقط تلفنی در محیط کارش بدون لکنت صحبت کند. طبیعی است خوشایندترین و ارام بخش ترین زمان ها برای او هنگامی بود که مشغول کار می شد. او توانسته بود با پذیرفتن کشیک های شبانه ی همکاران، رابطه ای دوستانه با آنان برقرار سازد و به قدری عاشق کارش شده بود که می گفت:

«اگر زن و بچه نداشتم، حتی شب ها هم اینجا می خوابیدم.»

 

roya 02

در این جا چند پرسش مطرح می شود:

  1. علت عشق و علاقه ی شدید او به محیط کارش چه بود؟
  2. چرا ترجیح می داد شبانه روز در آنجا زندگی کند؟
  3. کدام یک از همکاران او نسبت به محیط کار، چنین احساسی داشتند؟
  4. مگر آنجا از چه امکاناتی برخوردار بود؟

پاسخ:

او قبل از شروع به کار در این مرکز، با پناه بردن به رویاهای خود، می دیده که در حال گفتگوی تلفنی با افراد مختلف است. حال این رویا به حقیقت پیوسته و به صورت عملی و زنده برایش مهیا گردیده است . او توانسته بود غول لکنت را در محل کارش شکست دهد و در نتیجه با اتکا به کسب توانایی و افتخار به آن، لذت پیروزی بر اهریمن را بچشد. محل کار  برای او به محیطی تبدیل شده بود عاری از چون و چرا، اضطراب، خود کم بینی و عاری از احساس بی کفایتی. از طرفی او تعادل روانی خوشایندی را درآن مرکز تجربه می کرد که تا چندی پیش آن را فقط در آرزوی خود جستجو می نمود.

اگر بخواهیم شرایط روانی ایشان را بررسی نماییم، باید گفت علاقه ی شدید او به محل کارش، «واکنشی است به واکنش لکنت خویش» به بیان دیگر، دو دوستی چسبیدن به برخی شرایط و موقعیت های گفتاری، نشان از واکتش به چاله ی لکنت دارد و این یعنی عدم تعادل بیشتر  در موقعیت های گفتاری دیگر.

بارها دیده شده که فرد لکنت داری در سمت یک مدیر، عده ای را با صرف انرژی زیاد گرد خود جمع کرده و نقش مشاور و درمان کننده ی آنان را بازی می کند.

به تدریج آن ها می آموزند که در نقش درمان کننده، تعادل روانی بیشتری می یابند و گفتار خود را بهتر هدایت می کنند. در اینجاست که او به تحقق پیوستن بخشی از رویاها و آرزوهایش را در گرو بازی در نقش مدیر گروه درمان می بیند، و تلاش می کند با تمام قوا آن را حفظ کند. طبیعی است برای او فعالیت های گروه تا آنجا اهمیت دارد که به حفظ گروه با مدیریت وی گزندی نرساند. به بیان دیگر او غیر از حفظ تعادل روانی خود به چیز دیگری نمی تواند بیندیشد؛ زیرا درد لکنت به  او فرصت نمی دهد  تا به همدردان خود خدمت کند گذشته از این، یاری رساندن به افراد لکنت دار به شناخت، ابزار درمان، پیگیری و تجربه ی کافی نیاز دارد که او غیر از تشکیل جمع (که بخشی از ابزار درمان است) چیز دیگری در اختیار ندارد.

چنین فردی جدا از نیازی که به کارشناسان لکنت زبان برای پیشبرد اهداف خود دارد، به دو دلیل از آن ها متنفر است:

اول: به  دلیل نفس پنهانکاری (در کتاب راز لکنت زبان به تفصیل در این مورد صحبت شده است) 
زیرا حرکت آن ها واکنشی است برای التیام درد لکنت خویش بنابراین روبرو شدن با کارشناس لکنت زبان، به معنی باز شدن  مشت بسته و هویدا شدن سر درون است. 

 دوم: به این دلیل که آنان را رقیبی مزاحم در امر فعالیت جمع خود ارزیابی می کنند.

با این همه، برای این که بتوانند لکنت خود را بهتر دور بزنند و یا جمع را با شعارهای علمی حفظ کنند، اغلب از گفتار درمان های تازه کار یا ناآشنا به ماهیت ذهنی لکنت زبان دعوت می کنند تا زیر نظر مدیران لکنت دار به فعالیت آن ها رنگ و لعاب تازه ای ببخشند! اما کمتر لذتی می تواند مانند «مدیریت بر کارشناس لکنت زبان» این افراد را ارضاء کند. این رفتار چنین احساسی را به آنان القا می نماید: 
«ببینید من چقدر قدرتمندم که حتی یک گفتار درمان هم به من تکیه می کند»

ولی جدا از این همه تلاش، انرژی و صرف وقت بی حاصل، او نه می خواهد و نه می تواند با انگیزه و محرک خود روبرو شود، زیرا هیچ دوستی را بهتر از این واکنش ها و پنهان کاری ها نمی شناسد.

به این ترتیب بسیاری از دوستان لکنت دارما، در پس پرده ی زندگی، نقش «زندگی کردن» را بازی می کنند و با رویاها و واکنش های مشکل خویش به سر می برند.

آیا می بینید لکنت زبان چگونه می تواند زندگی را از انسان بگیرد؟

roy 01 

نویسنده: کامبخش فرهمندپور   


تاریخ:  10/08/1390
یک بازدیدکننده ی وب سایت 
دیدگاه: من گاهی به یکی از این گروه ها در شهر.. مراجعه می کردم. دقیقاً همین خصوصیات را در مدیر آنجا می دیدم. چند نفری هم مثل معاون های او بودند. به نظر من و دو نفر تازه وارد، معاون ها سعی می کردند رضایت مدیر را به دست آورند تا جایگاه خودشان را حفظ کنند. من با درک این رفتارها، حالت افسردگی پیدا کرده بودم اما هنوز برایم مشخص نیست که چرا بعضی از دستیاران مدیر با اطمینان می گفتند 99% خوب شده ایم.

* متن این نامه ویرایش گردید.


 

تاریخ:  10/08/1390
کامبخش فرهمندپور 
دیدگاه: هر گاه چند فرد لکنت دار گرد هم جمع شوند، می تواند بارهای مثبتی را به تناسب ذهنت هر یک برای آن ها به ارمغان بیاورد: 
1- همینکه شخص به جمع افراد لکنت دار می پیوندد، به مفهوم باز کردن بخشی از مشت بسته، وتجربه کردن عدم پنهانکاری لکنت خویش نزد دیگران می باشد. چنین تجربه ای- حتی اگر 10% پنهانکاری را کنار بزند- می تواند برای شخص بسیار لذت انگیز باشد. 
2- مشاهده ی افراد دیگری که هم مشکل انسان هستند، پیغام خاصی دارد: «من تنها نیستم.» که این احساس به خودی خود خوشایند است. 
3- درد دل و صحبت کردن با افراد لکنت دار دیگر، سبب می شود شخص یک نوع ارتباط گفتاری بدون هیجان یا با هیجان کمتری را تجربه کند، که می تواند حس توانایی را در او بر انگیزد. 
4- صحبت کردن در مورد لکنت زبان، اغلب یعنی انجام دادن کاری که قبلاً برای شخص ممنوع بوده. شکسته شدن چنین سدی مانند برداشتن باری از خاطر آزرده ی او می باشد. 
نکاتی که شمرده شد، گر چه برای شخص لذت انگیز است، ولی مانند حباب پایدار نیست. هنگامی که شما احساس اعضای چنین جمعی را بپرسید، اغلب اعضاء با تعصب و اغراق از حرکت مثبت خود صحبت می کند. ولی اگر یک متخصص خبره آنان را ارزیابی نماید، نتیجه ی دیگری ارائه خواهد داد. درست است که این افراد خود را در حرکت می بیند، ولی حرکتی است حول محور یک دایره به همین علت است که هیچ گاه مسیر درمان هر یک از آن ها به انتها نمی رسد. از آنجا که شخص در حرکت دایره ای خود را در حرکت می بیند، احساس خوشایند «تصور درمان» به او دست می دهد؛ ولی «درمان» نیازمند طی مسیر درمان است. 
طی «مسیر درمان» یعنی، این خود شخص لکنت دار است که باید تغییر کند، نگرش و ارتباطات اوست که باید اصلاح شود، دیدگاه و منطق آسیب دیده ی اوست که باید منظم شود. به بیان دیگر، این خود شخص است که باید عوض شود، نه محیط و ارتباطات او .

بسیاری از جوانان بر این باورند که اگر در کشور دیگری زندگی کنند، می توانند لکنت خود را در ایران جا گذاشته و زندگی خوبی را آغاز نمایند. من چندین تن را از نزدیک می شناسم که با همین باور از کشور خارج شده اند ؛ طبیعی است که آنان لکنت را با خودشان برده اند، زیرا لکنت (ذهنی و ظاهری) چیزی جدا از ماهیت و دیدگاه های شخص نیست.

آخرین مطالب

گفتار درمانی متولی لکنت زبان

گفتار درمانی بارها در مورد رشته گفتار درمانی و نقش آن در احیا و درمان اختلالات گفتاری صحبت کرده ای...

مشاهده

30 مهر روز جهانی لکنت زبان

سال پیش انجمن علمی گفتار درمانی ایران به مناسبت روز جهانی لکنت زبان سمپوزیوم با شکوهی برگزار نم...

مشاهده

داستان لکنت زبان یتیم

بی تردید متولیان لکنت زبان و استادان رشته گفتار درمانی طبق معمول مطالب این سایت را مطالعه خواهن...

مشاهده

شبه علم در لکنت زبان

هرگز نشد بخواهم مطلبی در مورد لکنت زبان بگویم، ولی از نقد حرفه های متفرقه، متخصصان گفتار درمانی و مح...

مشاهده

چاپ ششم کتاب راز لکنت زبان همانند گذشته توسط انتشارات نسل نو اندیش منتشر گردید

پس از اتمام چاپ پنجم کتاب راز لکنت زبان نوشته کامبخش فرهمندپور این کتاب توسط انتشارات نسل نو اندیش ت...

مشاهده
مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره