پرسش و پاسخ های متداول
مدیر سایت

مدیر سایت

 

بسیاری از درمانجویان قبل از ورود به محیط درمان لکنت زبان، تصور می کنند که با چند فرمول ، راهکار ، سعی کردن ، کتاب خواندن ، نیروی اراده  و انواع شعارها و کلمات قصار میتوانند لکنت زبان خویش را مانند یک کشتی گیر ضربه فنی کنند و در رویای خویش پرچم پیروزی را بالا ببرند  بر همین اساس است که گهگاه جملات زیر از آنان شنیده می شود :

 

- بیایید همه با هم لکنت زبان مان را کنار بگذاریم .

- به امید روزی که همه آن هایی ککه لکنت زبان دارند بر لکنت زبان خود غلبه کنند .

- من تصمیم دارم  لکنت زبان خود را نابود کنم .

- ...

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

 اساس چنین دیدگاهی ، حکایت از درگیری های ذهنی انباشته شده و کلافه شدن شخص دارای لکنت زبان  دارد .

حقیقت این است که آنها نمی دانند « لکنت زبان » عنصری جدا از خود شخص نیست و نمیتوان آنرا نابود ساخت یا بر آن غلبه  کرد ؛ کسی نمیتواند با خودش کشتی بگیرد ، بلکه آنرا باید درمان نمود .

 

 

درمان کامل و ماندگار لکنت زبان در برزگسالان شامل مراحل زیر می باشد:

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

مطالعه کتاب «راز لکنت زبان» ( زیرا این کتاب به پرسش های متعدد آنان پاسخی روشن عرضه نموده است)

.  تست و مشاهده ی ساختار لکنت زبان ، شخصیت و رفتار شخص

بررسی نوع رابطه ی شخص با لکنت زبان خود، افراد خانواده، محیط و نیز گروه درمان بزرگسالان

. بررسی فرهنگ، انگیزه، امکانات رفت و آمد و نیز پیگیری شخص و گاهی خانواده ی او

   ( زیرا درمان لکنت زبان تا مرحله ی تثبیت به 2 سال تلاش نیاز دارد)

 

این مراحل از درمان لکنت زبان که معمولاً دو تا سه جلسه طول می کشد، دو هدف دارد:

  1. آشنایی شخص و خانواده ی او با محیط درمان لکنت زبان، گروه درمان لکنت و نیز کسب اطلاعات مختلف از دوستان گروه درمان لکنت
  2. تشخیص مربی، که آیا مشخصات شخص برای درمان مناسب هست یا خیر؟
    (گاهی لازم می شود مربی با دوستان گروه درمان در این زمینه مشورت نماید)

 

تمرینات تنفسی برای درمان لکنت زبان

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

این تمرینات دو هدف دارند:

1) افزایش حجم تنفس دیافراگمی

 تقریباً تمامی متخصصان لکنت زبان غربی، تنفس دیافراگمی را با تنفس شکمی یکی می دانند. دوستان گروه درمان به خوبی می دانند همین اشتباه کافی است که شخص هیچگاه مسیر درمان را به پایان نرساند.

2) کنترل دم و بازدم  اصلاح دم و بازدم در گفتار:

  • -دم از چه نقطه ای باید شروع شود؟
  • -چه مقدار هوا وارد ریه شود
  • -از چه منطقه ای بلعیده شود؟                                                    
  • -با چه فشاری وارد ریه شود؟
  • -بازدم چگونه باید خارج شود؟
  • -هنگام خروج، دیافراگم در چه شرایطی باشد؟
  • -از چه نقطه ای باید شروع شود؟
  • -چگونه فرود آید؟

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

اجرای صحیح دم و بازدم (که از دم و بازدم طبیعی برداشت شده اند) به طور حیرت انگیزی لکنت فرد را بهبود می بخشد.

 

یادگیری تکنیک های گفتاری

این تکنیک ها که از برجسته تر شدن گفتار افراد بدون لکنت گرفته شده اند، به همراه دم و بازدم صحیح، و نیز تمهیداتی در ارتباطات گروهی، شخص را مجهز به ابزارهای لازم برای گفتار روان می کند.

 

همانطور که یک شاگرد فوتبال می تواند انواع ضربه ها رادر مدت کمی بیاموزد، ولی تا مرحله بازیکن شدن و مسابقه دادن فاصله بسیاری دارد، جوان لکنت دار نیز باید بداند یادگیری تکنیک ها و تنفس ، پایان درمان لکنت زبان نیست، بلکه بی تردید اولین گام در جهت طی مسیر درمان است.

 

گروه درمانی لکنت زبان

گروه درمان جمعی از جوانان است هک دارای لکنت زبان هستند که با یاری یکدیگر  جامعه ی کوچکی را به وجود می آورند ( درست مثل دانشجویان یک دانشگاه) 
آن ها به همراه مربی با هم دوست می شوند، تمرین می کنند، اشکالات تکنیکی و دیدگاه های یکدیگر را اصلاح می کنند.
گاهی افراد خانواده ی آن ها به جمع اضافه می شوند ، گاهی دوستانی که مسیر درمان را بخوبی طی کرده اند در جمع شرکت می کنند و ...

 

یک گروه درمان سازمان یافته بهترین جائی است که شخص می تواند گفتار و ارتباطات خود را اصلاح کرده و لکنت زبان خود را درمان کند و آن را گسترش دهد، و توانایی های کسب شده را به تدریج به خارج از محیط انتقال دهد.

 

تثبیت درمان

بعد از یک سال تلاش ( تمرین ها، فعالیت ها، ازتباطات، تغییر دیدگاه ها و ...) با شخصی روبرو می شویم بسیار متفاوت از قبل:

 

  • -گفتار خوب
  • -ارتباطات سالم
  • -بدون واکنش
  • -ترس و اضطراب پایین
  • -خوش بین و مهربان
  • -...

 

درست مانند کسی که بار سنگینی را از دوش بر زمین گذاشته باشد

                               مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100                                                    مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

مراقبت از درمان لکنت زبان

مراقبت مرحله ای است که شخص کمتر به مربی نیاز دارد اما طی کردن آن بسیار بسیار مهم است.

مرحله ای است برای کشف ضعف های احتمالی و محکم کردن تار و پود درمان ( به فصل نهم کتاب راز لکنت زبان مراجعه نمایید.)

اعضای گروه درمان با کیفیت های ذهنی متفاوتی کلینیک را ترک می گویند؛ ولی هیچگاه خاطرات پر چالشی را که منجر به آزادی آنان شده فراموش نمی کنند.

چندی پیش نامه هایی بین من و یکی از دوستان گروه درمان رد و بدل شد که با کسب اجازه، دیدگاههای این دوست دیرین را منتشر می کنم:

 

 

سلام

اميدوارم من را بياد بياوريد من از اولين مراجعان شما بودم.

فقط مى خوستم از شما و زحمات شما تشكر كنم

در ضمن من ونكور زندگى مىكنم

ارادتمند شما - مصطفی 

 

.................................

 

سلام

خيلى مخلصيم هنوز باورم نمى شه كه من را شناخته باشيد.

من حدودا ٢٨سال پيش بود که میومدم. راستى رويا خانم چطورن؟

از نظر گفتارى خيلى خيلى خوبم .من از وقتى كه مشكل را شناختم و بوسيله شما راه مبارزه رو اموختم زندگى جديدى را شروع كردم .

چند روز پيش جايى توى ونكور با كسى آشنا شدم كه اين جوان حدودا ٣٤ سال دارد .ايشان لكنت زيادى دارد بعد از چند ساعت صحبت از من خواست ادرس شما رو بهش بدم .من هم از طريق اينترنت شمارو پيدا كردم

باورم نميشد كه من اينقدر بى معرفت باشم من را ببخشيد بخاطر اين همه كوتاهى .ما لكنتيها زمانهاى تاريك و سياه زياد داريم وبعد از بهبود هم مى ترسيم كه اون زمانها دوباره تكرارشه مثل ادمهاى معتاد

خلاصه.... ازدوج كردم وفقط يك زن! و دوتا بچه دارم يك پسر١٤ساله يك دختر٢١ساله. هردو سالم و موفق. 

اين دفعه اگر بيام ايران حتما ميام خدمت شما خيلى حرف دارم بزنم.

دوستدار شما مصطفى. مواظب خودتون باشيد

 

.......................................

 

 با عرض سلام جناب آقاى فرهمندپور عزيز.

روزى كه من خدمت شما رسيدم حدود ٩٠ الى ٩٥ درصد لكنت داشتم و چون خيلى خجالتى بودم تا ٢٤ سالگى حرف نمى زدم.

امروز به جرّأت با لكنت هيچ مشكلى ندارم و به عنوان شخصي كه ١٠٠ درصد نزد شما درمان شدم.

علت لكنت را در ذهن ادمها مى بينم نه در زبان انها وهمچنين ابزار و مهارت لازم براى دستيابى به ان را نزد شما يافتم كه با حوصله و پشتكار بر ان چيره مى شويم .

اون سالها وقتى براى درمان مى امدم به خودم قول داده بودم كه بعد از بهبودى با شما همكارى كرده و به دوستان جديد كمك كنم (خيلى سخته حرف دلم را بگم)

از ترس اينكه نكنه دوباره لكنت تكرار شود نتوانستم به قول خود وفا كنم وفرار كردم. تا اينكه يكى دو هفته قبل با دوستى آشنا شدم كه با لكنتى بسيار شديد، داشت  چند ساعت به من چيزى را اموزش مى داد. بعد از اتمام جلسه من راجع به شما و لكنت زبان با ايشان صحبت كردم گفت كه اينجا (ونكور)براى درمان به گفتار درمان مراجعه كرده. من يكى دوتا از دستور هاى اون موقع هاى شما را به ايشان گفتم و چون مؤثر بود نشانى شما را خواست و من از طريق اينترنت سايت شما را پيدا كردم.

از شما بخاطر تمام زحماتى كه براى درمان اين مشكل پیچیده  كشيده ايد سپاسگزارم

مواظب خودتان باشيد. مصطفى

 

.............................................

 

با سلام

جناب آقاى فرهمندپور عزيز

اگر فكر مى كنيد اين مطالب به دوستان نادیده من كمك ميكند نيازى به اجازه من نيست لطفا

در سايت به اشتراك بگذاريد من خودم را مديون شما مىدانم

براى كمك به دوستان هر كارى از دست من بربيايد كوتاهي نمى كنم

دوستدار شما. مصطفى

من با چند تن از همکلاسی هایم از همان ترم اول دوره لیسانس دوست بودم؛ ولی به علت درگیری های ذهنی که لکنت برایم ایجاد کرده بود، اجازه نمی دادند تا طعم شیرین این دوستی ها را درک کنم.

 

با وجود اینکه چند ماهی بیشتر نیست مسیر درمان را طی می کنم، نسبت به این ارتباط احساس دیگری پیدا کرده ام. دوستی ها برایم خیلی عمیق تر و واقعی تر شده اند و از آن براستی لذت می برم...

                                                                                           

                                                                                                            « منصوره »

 

تصور کنید سربازی که یک فرمانده خشن، پرخاشگر و بی منطقی دارد و مرتب توسط او توهین می شنود و کتک می خورد،

چه واکنش هایی می تواند داشته باشد:   

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

اول) تلاش می کند تا آنجا که ممکن است با او روبرو نشود.  

دوم) وانمود می کند سربازی مرتب و سربراه شده تا از تنبیه امان بماند.  

سوم) سعی می کند با احترام و هدیه گرفتن، او را بفریبد.  

چهارم) ...    

 

حال اگر هیچ یک از اینگونه ترفندها چاره گر نشد، احتمال واکنش بعدی چه خواهد بود؟   

او رفتاری وارونه و برعکس گذشته پیش می گیرد:   

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

. تلاش می کند او را در نظر خود خوار و خفیف کند. 

. با عده ای دیگر که هم احساس او هستند، به غیبت و تخریب فرمانده می پردازد.   

. رفته رفته ممکن است او خشم و نافرمانی خود را به فرمانده نشان دهد.  

. و بالاخره با او به طور مستقیم روبرو شود و حتی حمله کند.     

 

بر این اساس، یکی از واکنش های شخص می تواند روبرو شدن با لکنت خویش باشد. هنگامی که او از فرارها و پنهانکاری ها نتیجه نمی گیرد و به شدت کلافه و عصبی است، ممکن است راهکار سرباز را پیش گیرد و با روبرو شدن با لکنت خود، تلاش کند تا در دل مشکل حرکت نماید:   

 

1) مرتب به اطرافیان می گوید « منم داشتم، ولی انقدر سعی کردم و جلوی آینه با خودم صحبت کردم تا خوب شدم؛ به نظر شما من الان گیر می کنم؟   

2) انتقال فشارهای درونی به بیرون از خود از طریق راهنمایی و دستورالعمل صادر کردن به افراد دارای لکنت.   

3) تلاش می کند با تغییر جایگاه « درمان شونده » به جایگاه « درمان کننده » از رویارویی مستقیم با مشکل خود دوری جوید. مانند جوانی که به خاطر لکنتش، رشته روانشناسی را برمی گزیند – تا شاید بتواند با اتکا به این رشته، عوارض لکنت خویش را کاهش دهد- و در بزرگسالی با روشی مجهول و من درآوردی ( شبیه سازی ذهن! ) خود مدعی درمان دیگران می شود.  

4) سعی می کند از طریق فعالیت و نوشتن مطلب در سایتها، مانند قرص مسکن درد خود را تسکین دهد.   

5) ...       

 مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

باید دانست نوع واکنش به لکنت هیچ تاثیری در اصل موضوع و فشار ناشی از عوارض آن ندارد.

آنچه اهمیت دارد رسیدن به راحتی و آزادی است.

یعنی فرمانده جباری به ما دستور ندهد.

یعنی هیچگونه واکنشی به گفتار خود نداشته باشیم.

و این مهم هنگامی حاصل می شود که شخص مسیر درمان را طی کرده باشد. 

 

 

 دنیای این روزهای من

مدت هاست دنبال فرصتی می گردم تا "دل نوشته" ای بنویسم از این روزهایم. از روزهایی که در گذشته برایم آرزو، و در آینده ای نزدیک، بی شک برایم خاطره ای دلنشین خواهند بود.

کمی عقب تر بر می گردم. به روزهایی که گاهی آنقدر از دست لکنت خسته می شدم، که همین خستگی و کم آوردن، بزرگترین انگیزه ام می شد برای پیدا کردن راهی برای درمان.

راهی بدون بازگشت، بدون نقطه سرخط! ، راهی یک طرفه که به درمان ختم شود ومن را دیگر به روزهای تلخ گذشته برنگرداند...!

.
به لطف خدا و با پرس و جوی زیاد با این کلینیک آشنا شدم، روزهای اول تنها کارم سر زدن به این سایت و خواندن نامه های صمیمی و دلنشین دوستانی بود که مسیر درمان را با موفقیت پشت سرگذاشته بودند. "دل نوشته" هایی از جنس درد و امید که چون از دل می آمد، لاجرم بردل نیز می نشست.

امروز، من همه آن دوستانم را از نزدیک می بینم، با آنها صحبت می کنم، حرف هایشان را می شنوم، واین خود بزرگ ترین گواه برای نوشته های صادقانه شان است...

خواندن آن نامه ها، حرف های دکتر، و کتاب راز لکنت زبان، همه در من امید و انگیزه ای به وجود آوردند تا در این راه قدم بگذارم و همه سعی و تلاشم را بکنم تا من هم یک روز دل نوشته هایی بنویسم و از خاطرات تلخ و شیرینی بگویم که شاید روزی خاطرم را مکدر می کرده اند..



چندماهیست درمان را شروع کرده ام، وهرازچندگاهی برمیگردم و به پشت سرم نگاه می کنم.جای قدم های مصمم و موفقیت آمیزی که پشت سرم میبینم امیدیست برای ادامه راهی که پیش رو دارم.

من به این باور رسیده ام که در اینجای دنیا، نتوانستن معنایی ندارد!

من هستم. انگیزه هست. امید هست. فردی هست که دستم را بگیرد، مرا کمک کند و از قعر تاریکی دنیایی بیرون کشد که لکنت برایم ساخته.

دوستانی دارم که مرا در این راه راهنمایی می کنند و تجربیات ارزشمندشان را در اختیارم می گذارند.

خانواده ای دارم که حامی و پشتوانه ام هستند و امیدوارم روزی بتوانم لبخند شادی را بر لبانشان بنشانم.

و بزرگ تر از همه، خدایی دارم که همه چیز را برایم فراهم کرده تا در این راه موفق شوم و تکه های پازل آرامش و خوشبختی را درست سرجایشان بگذارم..



                                                                                                                                                                                               منصوره - دی94

به قدری موضوع لکنت زبان دارای حاشیه می باشد که اغلب از اصل آن غافل می مانیم.

جوان برای حل مشکل خود به درمانگرهای آکادمیک و متفرقه مراجعه می نماید؛ و هر یک به فراخور حال خود انگی بر پیشانی او می چسبانند:  

 

. اثبات شده! که علت لکنت زبان ژنتیکی است و محققان! یکی دو سه ژن آلوده به لکنت را شناسایی کرده اند.    

. دانشمندان قاره هشتم به این نتیجه رسیده اند که علت لکنت، کشمکشی است بین دو نیمکره مغز: نیمکره چپ => من بگم، من بگم،...   نیمکره راست => جون شما نمیشه من باس بگم...   که نتیجه این بگم بگم ها، لکنت زبان است.  

. جمعی از محققان! و دانشمندان! پشت کوه در کنار رود دانوب فاش ساختند که علت واقعی لکنت، ضایعات مغزی، عصبی، روانی، و هورمونی است.    

. ...               

 

خاطره  

هنگامی که زمان اقدام به درمانم مانند میوه رسید، در یک هفته از پنج درمانگر وقت گرفتم تا یکی را انتخاب نمایم. قبل از اینها فکر می کردم چیزی دشوارتر از گیر کردن در حضور مردم نیست؛ ولی بعد از مراجعه به آنها متوجه شدم از این بدتر – خیلی بدتر – هم هست.  آنها علت لکنت مرا ضایعه عضوی ( معلولیت ) می خواندند. از آن به بعد هنگامی که گیر می کردم:  

 tohmat loknat 1

- گاهی می دیدم که آن چند ژن فضول از غشای سلولها سردرآورده اند و به من شیشکی کشدار می زنند!  

- گاهی ذهنم مرتب به دنبال محل دقیق ضایعه مغزی و دیگر اندامهایم می گشت و به بیماری مجهول خود می اندیشیدم!   

- گاهی می دیدم دو نیمکره مغزم دچار لجبازی شده اند و برای یکدیگر سرکشی می کنند و من به نیمکره راست فشار می آوردم تا آرام گیرد و در حرف زدنم دخالت نکند!   

 tohmat loknat 2

رفته رفته عارضه لکنت برایم به یک بیماری مخوف در حد عقب ماندگی ذهنی تبدیل شد و همین نکته سبب گردید تا بیشتر مشکلم را از مردم مخفی کنم. در این دوران، من علاوه بر درد لکنت کردن، پنهانکاری و عوارض آن، درد بسیار بزرگتری را باید متحمل می شدم:  

. درد احساس تفاوت جسمی با بقیه؛ که گاه میل به خودکشی را در من بیدار می کرد.  

. درد اینکه اطرافیان مرا با دید ضایعه مغزی و عقب مانده ذهنی بنگرند.  

....................................

 

بسیار مضحک است که اغلب درمانگران، ابتدا روان و هویت درمانجوی خود را با چنین اتهاماتی خرد می کنند و همزمان از او می خواهند که: اعتماد به نفس داشته باش – شهامت و تماس چشمی خود را حفظ کن – ریلکس باش و...  

 

باید دانست بزرگترین مشکل جوان لکنت دار که سبب پنهانکاری، خجالت و عدم اعتماد به نفس او می شود، تهمت هایی است که دانشمندان بی دانش بیان می کنند و توسط برخی درمانگران انتشار می یابد

 

معمولا هنگامی که شخص به افراد خانواده خود می گوید:  

پدرم/ مادرم/ همسرم، می خواهم برای درمان لکنت زبانم اقدام کنم، اغلب از روی ناآگاهی چنین پاسخ می دهند:   

تو؟! تو که لکنت نداری! پس چرا کسی لکنت ترا ندیده؟! تو که داری به این خوبی حرف می زنی! همه بعضی وقتا تپق می زنند. عزیزم من انقدر دوستت دارم که اصلا برام مهم نیست. زیادی سخت می گیری. تو خیالاتی شدی. انقدر ما تو زندگی مشکل داریم که لکنت تو هیچی حساب نمیشه و...

اینگونه پاسخها هنگامی شدت می گیرند که مخاطب، خود لکنت پنهان داشته باشد و یا شرایط دشوار شخص در محیط خانواده نباشد و نزد آنان کمتر دچار لکنت شود.

pasokh khanevade 

پرسش این است:

چرا کسانی که ما را خیلی هم دوست دارند، ولی نسبت به درمان لکنت ما چنین واکنشهایی نشان می دهند؟ 

 

1) ناآگاهی و عدم شناخت 

یکی از مشکلات همیشگی جوانان دارای لکنت، ناآگاهی خانواده ها در مورد ماهیت و آسیبهای آن می باشد. کمتر والدین یا همسرانی را می توان یافت که رفتاری آگاهانه و کمک کننده داشته باشند؛ ولی اصلا نباید آنها را مقصر یا مغرض دانست – غیر از مخاطبان لکنت دار، که مورد بحث ما نیست. –  مقصران واقعی، نویسندگانی هستند که اخبار و اطلاعات متناقض، نادرست و کریهی از این عارضه منتشر می کنند ( مانند قرار دادن لکنت زبان در زمره اختلالات مغزی و عقب ماندگی ذهنی. همین اطلاعات موهوم و روان پریشانه است که شخص و خانواده او را به عدم پذیرش لکنت زبان وادار می سازد. کیست که مایل باشد به جرگه عقب ماندگی های ذهنی پیوند یابد؟! )   

 

2) انتزاعی بودن لکنت   

معمولا افراد خانواده شخص لکنت دار را از یک دیدگاه وارونه تجزیه و تحلیل می کنند. آنها می بینند که او جسم سالمی دارد، با دوستان خود به کلاسهای ورزشی و تفریحی می رود، تغذیه خوبی دارد و ... فقط گاهی زودرنج می شود، گاهی عصبانی، گاهی بهانه جو و بداخلاق، گاهی گوشه گیر و افسرده و ... و البته گاهی هم کمی لکنت می کند. بسیار دشوار است بتوان به آنها دو نکته زیر را توضیح داد:  

  . پشت صحنه همان لکنت کم، یک دنیا آشفتگی و درگیری ذهنی نهفته است.   

. تمامی این مشکلات را کم و بیش باید زیرمجموعه لکنت او دانست.    

 

  3) قیاس با خود   

اغلب نزدیکان، از آنجا که نمی توانند خود را به جای شخص لکنت دار قرار دهند، شرایط او را با شرایط خود قیاس می کنند و چنین راهنمایی می کنند: عجله نکن – دقت کن – آرومتر – نفس عمیق – اول فکر کن بعد بگو – فکر کن اون از تو پایین تره – اعتماد به نفستو بیار بالا و ... به این ترتیب، رابطه عاطفی خود را با او بیشتر می کنند و سبب می شود شخص مرتب با آزردگی بگوید « خدایا این چه بلایی است که هیچکس نمی تواند آنرا درک کند؟! »

 

4) دلسوزی  

بسیاری از خانواده ها تلاش می کنند با ترحم و دلسوزی، مشکل را کم اهمیت جلوه دهند؛ ولی کسی که مرتب در حال سوختن است، دلسوزی آنها را بنزینی روی آتش خود حس خواهد کرد. 

 

5) نوسان لکنت

از آنجا که لکنت ظاهری شخص مرتب در نوسان است، این نکته برخی خانواده ها را وامی دارد تا به جای درمان، به فراهم آوردن و تحکیم شرایطی باشند که لکنت کمتری مشاهده کرده اند!  

 

6) عدم پذیرش  

یکی از واکنش های عمیق لکنت زبان، عدم پذیرش آن توسط شخص و خانواده اوست. این واکنش مانند گره ای بر سر راه عمل می کند که هر گاه با آن روبرو می شوند، به جای باز کردن گره، آنرا کمی به جلو می رانند و به این ترتیب چرخه اضطراب، تضاد و آشفتگی ذهنی را تقویت می نمایند.   

 

7) پنهانکاری شخص  

گاهی پنهانکاری آنچنان برای شخص حیاتی و عمیق می شود که با اجرای ترفندهای بسیار پیچیده، از لو رفتن لکنت حتی نزد خانواده جلوگیری می کند.   

 

8) پنهانکاری خانواده

 معمولا خانواده هایی که سعی در پنهان کردن لکنت شخص دارند، خود نیز دچار عوارض آن می شوند در نتیجه:  

. از نام لکنت زبان متنفر می شوند. 

. از اقدام به درمان سر باز می زنند.  

. اگر مجبور به تماس با گفتار درمان شوند، ضمن ارتباط غیر دوستانه با گفتار درمان، تلاش می کنند حود هدایت درمان! را به عهده بگیرند. 

. مرتب به او می گویند که تو خیلی خوبی و هیچ لکنتی نداری.    

. گاهی معتقد می شوند که خود آنها بهتر از یک درمانگر می تواند شخص را درمان کند: کلمات قصار، توصیه، دستورالعمل، مطالعه کتابهای موفقیت و خرید کادو.

 

در عالم روانشناسی، « تضاد » به حالتی گفته می شود که شخص بین انتخاب دو یا چند چیز گیر کند و نتواند تصمیم بگیرد.

جوانی می خواهد بین رشته های دانشگاهی عمران و مکانیک یکی را انتخاب کند؛ در این صورت او امکانات و علاقه های خود را سبک سنگین می کند و یکی را برمی گزیند. ولی اگر نتواند به نتیجه معقول برسد، بین دو نیروی متضاد و اضطراب زا گیر می افتد.

یکی از عوارض لکنت زبان که مرتب گریبان شخص را می فشارد و تنش آفرینی می کند، همین تضاد است.

 

مثال1) دانشجو تا یک ماه دیگر باید سر کلاس کنفرانس بدهد، ولی او لکنت دارد: 

- چطوره برم یواشکی به استاد بگم که من چه مشکلی دارم _ ولی خیلی سخته، یعنی بگم که من لکنت دارم! اونوقت کوچیک می شم، ممکنه باور نکنه و فکر کنه که دروغ می گم و...  

- بگم آخرین کنفرانس رو من میدم _ خب بعدش چی؟ دو ماه دیگه چیکار کنم؟  

- بهتره روز کنفرانس غیبت کنم _ اونوقت 5 نمره ازم کم میشه! خدایا چیکار کنم؟! 

 

مثال2) جوانی که سالها از لکنت زبان رنج برده و توانسته آنرا با مهارت پنهان کند، ادامه این وضع برایش دشوار می شود و به فکر درمان می افتد. ماهها، سالها و شاید تا اواخر عمر طول بکشد که او خود را برای روبرو شدن با یک درمانگر آماده سازد. او در این مدت در حالت تضاد و چه کنم- چه کنم به سر می برد:

- مراجعه به گفتار درمان، درد لو رفتن و فاش شدن اسراری را به همراه دارد که سالها آنرا پنهان کرده و برایش زحمت کشیده است.

- عدم مراجعه، تداوم درد و رنجی است که کام زندگی را تا کنون بر او تلخ نموده است و... 

 

آه از انرژی هایی که « تضاد » از نوع بشر می گیرد 

آه از آشفتگی هایی که لکنت زبان برای شخص ایجاد می کند و زندگی را زهرآلود می کند

 

به نام یگانه ی بی همتا

 

اولین روزی که دیدمش توی آسانسور بود. هر دوتامون به هم لبخند زدیم. توی نگاه اول ازش بدم نیومد، اما خب این برای یک رابطه ی دوستانه اصلا کافی نبود.

توی دانشکده  زیاد می دیدمش، بعدا متوجه شدم که اونم مثل من مدیریت میخونه، منتها گرایشمون فرق داشت. اون صنعتی میخوند و من بازرگانی.

احساس خوبی نسبت بهش داشتم. یادمه که یک بار اونم همین رو بهم گفت.

4سال کارشناسی تموم شد.

بعد از اعلام نتایج ارشد باخبر شدم که هر دوتامون یک دانشگاه قبول شدیم.

خوشحال شدم، از این بابت که توی یک محیط جدید ما از قبل همدیگرو میشناسیم.

                                                                                ***

از قبل متوجه مشکلش شده بودم اما هیچ وقت راجع به این موضوع باهم صحبت نکرده بودیم، یعنی پیش نیومده بود یا اینکه احساس میکردم این طوری راحت تره و نمیخواستم قبل از اینکه خودش چیزی بگه در موردش حرفی بزنم.

رفته رفته بهم نزدیک تر شدیم. تا جایی که بهم گفت تو صمیمی ترین دوستمی.

از لکنت و از مسئله هایی که براش پیش اومده  بود، بهم گفت. اینکه به فکر درمانه. راجع به کلینیک باهام صحبت کرد.

مدتی از مطرح کردن موضوع گذشت که ازم خواست همراهش بیام کلینیک.

اولین باری که اومدم کلینیک دقیقا یادمه، چیز زیادی راجع به لکنت نمیدونستم.

یک بار بهم گفت سخته برات که موقعیت من رو درک کنی.

قبول کردم.

این جمله رو فک کنم همه شنیدن و غالبا هم قبولش دارن. اینکه آدم تا زمانی که خودش درگیر موقعیتی نشه حقیقتا اون رو درک نمیکنه.

مثلا فک کن یک عالمه راجع  به سوختگی بهت بگن، اما تا وقتی دستت نسوزه، درد سوزش رو حس نمیکنی.

منم از این جهت بهش حق دادم. اما سعی کردم که درکش کنم.

خیلی در موردش فک کردم.

همه ی ما مشکلات و مسئله هایی رو توی زندگی تجربه میکنیم، شاید مشکلات ما شبیه هم نباشه اما مهم اینه که آزارمون میده ، حالمون رو میگیره، گاهی اینقدر برامون حیاتی میشه که نمیتونیم بهش فکر نکنیم، دغدغه داریم که حلش کنیم.

خدا کنه  مسئله ها و مشکلاتمون  این مدلی باشه، یعنی قابل حل شدن، نه از...

تا جایی که من راجع به لکنت توی این مدت فهمیدم، لکنت هم از همین مسئله هاست.

یک اختلال گفتاری که قابل درمانه.

                                                                  ***

بعدا همه این ها رو بهش گفتم و تصمیم گرفتم تا جایی که میتونم همراهیش کنم.

                                                                  ***

دوست عزیزم

اگه احساس کنی که موفقیت هوشمندی بالایی رو طلب میکنه، بعد از هر بار شکست، اعتماد به نفس و باورت رو کمی از دست میدی.

باور کن که موفقیت نشئت گرفته از تلاش توست، پس هر موفقیت به تو انرژی میده و هر شکست به تو یادآوری می کنه که باید تلاشت رو بیشتر کنی.

موفقیت را ناشی از تلاش بدون و با نهایت توان  پیش برو.

مطلبی رو از بزرگی میخوندم که نوشته بود معیار واقعی بودن تصمیم اینه که دست به عمل بزنی.

از  اینکه با جدیت در مسیر درمان قدم برمیداری خوشحالم.

برای   تو

           دکتر

            و تمام بچه ها

                آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

عاطفه

آذر ماه 1394

 

سالهاست که در پی تحقیقات خود، هر نظریه و هر طرز فکری را در زمینه لکنت زبان آزموده و با صاحبنظران واقعی آن - دوستان گروه درمان – در میان گذاشته ام. نتیجه این است که با تلاشهای زیر نمی توان به درمان پایدار لکنت زبان دست یافت:   

 

1- درمان واکنش

هدف از درمان، اصلاح و بازسازی ذهنیت آسیب دیده شخص است. درمانگرانی که مشکل را در گفتار درمانجو می نگرند، در واقع می خواهند واکنش به لکنت را اصلاح کنند نه خود مشکل را.  

 

2- درمان سریع

« درمان » به زمان نیاز دارد. بنابراین، درمان سریع – چند جلسه ای و چند ماهه – را فقط می توان در تبلیغات سودجویان یافت.  

 

3- مربی و گروه درمان

 طی مسیر درمان، وابستگی حتمی به حضور مربی آگاه و مجرب، و گروه درمان سازمان یافته دارد. اقدامهایی که غیر از این ساختار دارند، تا به حال نتوانسته اند موجب درمان پایدار گردند. نتیجه آنها در بهترین حالت، رسیدن به « تصور درمان » است که بعد از بازگشت، شخص را به شدت آشفته و افسرده می کند.    

 

4- گروه درمان بدون درمانگر مجرب.   

 

5- درمانگر مجرب و آگاه بدون گروه درمان.  

 

6- هنگامی که راهنما یا مشاور، خود لکنت زبان داشته باشد. 

 

7- خود درمانی   8- کتاب درمانی    9- دارو درمانی    10- و از این قبیل بیراهه ها... 

آخرین مطالب

6 روش درمان لکنت زبان

هنگامی که کودکی دچار لکنت زبان میشود، والدین با فرهنگ را به تحقیق پیرامون درمان آن وادار میکند. ولی ...

مشاهده

لکنت زبان و دفاعیه دکتر هلاکویی

نامه نقد در نقد زیر مربوط به مقاله دکتر هلاکویی در دام لکنت زبان، توسط سرکار خانم نوشین زارع دریافت ...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان در کودکان و بزرگسالان!

درمان قطعی لکنت زبان! مدتی است ناظر تبلیغات درمان قطعی لکنت زبان، آنهم از نوع بدون بازگشت آن هستیم...

مشاهده

لکنت زبان عارضه ای ناشناخته

لکنت زبان عارضه ای است که پکیج آن فقط برای افرادی قابل ادراک است که « مسیر درمان لکنت زبان » را طی ک...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان

در سال 1817 ( 200 سال پیش ) یک پزشک فرانسوی به نام Jean marie hard با این تصور که لکنت زبان به علت ض...

مشاهده

خرید کتاب راز لکنت زبان

مدیر سایت | لکنت زبان - فرهمندپور - Results from #100

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره