پیام موفقیت

حامد حاجیان

یکشنبه, 31 مرداد 1395 ساعت 13:06 نوشته شده توسط

 

بیاد می آورم که در دبیرستان نمونه استان همدان درس می خواندم. اغلب شاگرد اول هم بودم، بین بچه ها به خاطر ادب و صداقت و راستی و سادگی معروف و محبوب بودم. دبیر معارفم میگفت، این امتحانم را خیلی ها بیست شده اند اما نمره بیست حاجیان با بقیه فرق دارد. کلمات و سطر بندی جملاتش هم مثل کتابه.

بچه با استعدادی بودم اما مشکلی داشتم که هر روز آزارم می داد.

صدای زنگ مدرسه بلند شد، بچه ها به سمت مدرسه هجوم آوردند. من می دونستم که لحظاتی بعد، در درس علوم نوبت به میز ما میرسد که ...

شاید باور نکنید که از اول صبح به خاطر فکر به این کلاس رفتارم با دوستانم سردتر می شد. می ترسیدم اونروز به اونا نزدیک بشم یا شوخی کنم، شاید اونوقت جسارتش را پیدا می کردن بهم بگن: تو چرا اینطوری کتاب میخونی؟ چرا یکهو تو حرفت قفل میشی؟ از معلم که نمیترسی؟

شایدم به این خاطر که کمتر خجالت بکشم، رفتارم را عوض می کردم. اصلا دوست داشتم فریاد بزنم که بابا من کلا گوشه گیرم کم حرفم، خجالتیم ، پس حرف زدن و خوندن من و رفتارم که تعجبی نداره! منو با این برچسبها بشناسید تا من کمتر خجالت بکشم. (اکثر رفتارهای من برای تایید گرفتن برچسبها، با دیگران بود و کاملا مخالف با خود واقعی من) آخ که چقدر از خود واقعی ام دور شده بودم! آخ که چقدر آرزو داشتم گرامرهای زبان انگلیسی را که حفظ کرده بودم، جلوی بچه ها با همان آهنگ و سر مستی که تو خونه می خوندم بخونم!

سر درس علوم ضربان قلبم را در تمام بدنم حس میکردم. به خودم گفتم سری قبل که نوبت خوندنم بود ،چه کار کردم که توانستم اول جمله را شروع کنم؟ تو قالب شخصیت کسی رفته بودم یا ذکری میخوندم؟ به کدام پا فشار آوردم که اول جمله رد شد؟

رنگم پریده بود. این که فکر میکردم بعضی ها نگاهم میکنن، یا فکر میکنن من از معلم میترسم یا اعتماد به نفس ندارم بیشتر آزارم می داد. نگاه ساعتم کردم. ده دقیقه تا زنگ باقی بود. میز پشت سری ما هم خواندند. دوست کناری من هم خواند. ضربان قلبم تندتر شد. فکر می کردم صدای قلبم را اطرافیان می شنوند. نوبت من شد.

یکی از بچه ها سوال پرسید، دبیر شروع به جواب دادن کرد. کمی آرام شدم، به ساعتم نگاه کردم. 5 دقیقه به زنگ، صدای بعضی از کلاسها که زودتر تعطیل کرده بودند را می شنیدم. اما صدای بچه ها و دبیر کلاس را نمی شنیدم. بچه ها می خندند، فکر کنم باز دوست میز روبرو حرف با نمکی زده بود. من در کلاس نیستم، در خودم هستم. دبیر گفت نفر بعدی، همه جا زود ساکت شد. به زحمت یکی دو جمله را با مکث، تن صدای پایین و با خالی کردن کامل نفسها گفتم. دبیر گفت: باید بیشتر کار کنی، دوست داری نفر بعدی بخونه؟ سرخ شدم. از همه درس خواندن های خودم متنفرشدم. زنگ کلاس به صدا در آمد، خودم را با میز و کیفم سرگرم کردم. نمی خواستم کسی چهره من را ببیند. آخرین نفری که از کلاس بیرون آمد من بودم. نگاهم را سریع توی کوچه چرخوندم. نفسی کشیدم. خواستم فراموش کنم. اما من از خودم بدم آمده بود. ای کاش می تونستم به همه بگم که من کمرو یا خجالتی ، بی عاطفه و گوشه گیر نبودم.

من فقط لکنت زبان داشتم!

راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد
بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
پیام موفقیت - حامد حاجیان | لکنت زبان - فرهمندپور

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

  • علیرم آذری
  • رضا حسینی
  • بی نام
  • کیوان خدا بندهلو
  • شهرام نورایی

نظرات (5)

  • مهمان - علیرم آذری

    لکنت زبان که خجالت نداره!

  • مهمان - رضا حسینی

    لکنت زبان اینقدر حس بدی دارد واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟

  • مهمان - بی نام

    پوزخند های بچه های دیگه خیلی حس بدی به آدم میداد
    نمیدونستند که من لکنت زبان دارم

  • مهمان - کیوان خدا بندهلو

    ماها که لکنت زبان داشتیم همشه تو خودمون بویم
    ممنون از کمکتون

  • مهمان - شهرام نورایی

    استرس های بچه گی که زیاد بود
    بچه هایی که لکنت زبان داشتند هم خیلی استرس و نگرانی داشتند

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

6 روش درمان لکنت زبان

هنگامی که کودکی دچار لکنت زبان میشود، والدین با فرهنگ را به تحقیق پیرامون درمان آن وادار میکند. ولی ...

مشاهده

لکنت زبان و دفاعیه دکتر هلاکویی

نامه نقد در نقد زیر مربوط به مقاله دکتر هلاکویی در دام لکنت زبان، توسط سرکار خانم نوشین زارع دریافت ...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان در کودکان و بزرگسالان!

درمان قطعی لکنت زبان! مدتی است ناظر تبلیغات درمان قطعی لکنت زبان، آنهم از نوع بدون بازگشت آن هستیم...

مشاهده

لکنت زبان عارضه ای ناشناخته

لکنت زبان عارضه ای است که پکیج آن فقط برای افرادی قابل ادراک است که « مسیر درمان لکنت زبان » را طی ک...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان

در سال 1817 ( 200 سال پیش ) یک پزشک فرانسوی به نام Jean marie hard با این تصور که لکنت زبان به علت ض...

مشاهده

خرید کتاب راز لکنت زبان

پیام موفقیت - حامد حاجیان | لکنت زبان - فرهمندپور

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره