از دیدگاه یکی از دوستان گروه درمان ، که خود به خوبی با این مشکل دست و پنجه نرم کرده است

سخنرانی پادشاه

چهارشنبه, 10 آبان 1391 ساعت 00:00 نوشته شده توسط

فیلم سخنرانی پادشاه در استادیوم ویمبلی آغاز می شود . شاید در شروع ، فیلم می خواهد با نشان دادن واکنش پادشاه و استرس های او ، فشاری را که بر یک فرد لکنت دار وارد می شود به بیننده نشان دهد . در قسمت بعدی درمانگری را می بینیم که لکنت زبان را در دهان پادشاه جستجو می کند و می خواهد با گذاشتن تیله در دهان او این مشکل جسمی ! را بر طرف کند و تجویز اینکه سیگار کشیدن به درمان کمک می کند . نکته جالب ، پرسش همسر پادشاه در هدف این کار است که درمانگر اشاره به درمان شدن دموستنس در عصر یونان باستان می کند که واقعا نمی توان گفت که با توجه به فاصله زمانی بسیار زیاد ، این موضوع واقعیت است یا یک افسانه .

در قسمت بعدی رفتن همسر پادشاه به مطب دکتر جدید را می بینیم ؛ بودن او در دستشویی ، نداشتن منشی و عدم تغییر قوانین خود در ارتباط با پادشاه ، این مفهوم را می رساند که درمان باید در شرایط عادی و طبیعی و برابری درمانگر و درمانجو باشد .

در قسمت بعدی پادشاه را در حال قصه گفتن به فرزندانش می بینیم که نشان می دهد فرد لکنت دار در شرایط عادی و غیر آشفته به خوبی صحبت می کند و بر خلاف فیلمهای دیگر که فرد لکنتی را در تمامی شرایط با لکنت کردن نمایش می دهند .

اولین چالش های درمان فرد لکنت دار ( پادشاه ) با درمان شروع می شود ( پادشاه به همسرش : این دکتر را از کجا پیدا کردی ؟ ) اولین لحظه درمان شروع می شود دیدن یک پسر بچه لکنت دار توسط پادشاه و تعجب از اینکه کس دیگری را مثل خودش می بیند و کار زیبای درمانگر از فرستادن بچه برای صحبت کردن .

شروع درمان با صحبت درمانگر آغاز می شود : سر صحبت را باز کن و جک بگو . شاید او به خوبی می دانست که جک گفتن برای یک فرد لکنت دار چقدر سخت است و پنهانکاری پادشاه : وقت این چیزها را ندارم . پادشاه می گوید نمی خوای درمانم را شروع کنی ؟ او منتظر یک درمان فوری و جادویی است . خواسته دکتر از پادشاه برای گفتن اسم کوچک هم بیانگر ایجاد شرایط عادی و طبیعی برای درمان است . پرسش بعدی : اولین خاطره شما چیه ؟ باز هم پادشاه عصبانی می شود ( من برای درمان لکنت اومدم نه چیز دیگه ای )

در قسمت دیگر نصیحتهای پدر پادشاه را می بینیم : تلاش کن ، تمرکز کن ، ریلکس باش . حرفی که همه از پدر و مادرها می شنویم ، که این شاید از عدم شناخت لکنت زبان باشد .

گوش کردن به گفتار خود برای پادشاه که بدون لکنت بود ، آغازگر امید و بهبودی لکنت اوست ، ولی هنوز تا پذیرش درمان و درمان ، راه زیادی مانده . در قسمتی دیگر پادشاه به درمانگر می گوید : در ضبط صدا ، تو منو فریب دادی ؛ درمانگر : تمرین های فیزیکی و حقه ها جزعی از درمان است ، و می پرسد آیا آن چیز که شما دنبالش هستید درمان سطحی و حل لایه بیرونی مشکله ؟ که از اینجا می توان فهمید که درمانگر ، درمان لکنت زبان را در جایی به جز لب و لوچه جستجو می کند . همسر پادشاه خواستار درمان فیزیکی می شود و پادشاه می گوید ما همین تمرینات را می خواهیم . درمانگر با زیرکی می گوید هزینه اش می شود یک شیلینگ . شاید او می خواست بگوید تمرینات خوبند ولی اصل موضوع چیز دیگری است .

جلسه سوم ، پادشاه برای درمان آماده تر شده است : در یک صحنه جالب پادشاه و همسرش را در ماشین می بینیم . شاه آرامتر شده و نقش حمایتگر نسبت به همسر خود پیدا کرده و همسرش که سالها قرزدنهای او را تحمل کرده ، فرصتی برای قرزدن و ناز کردن پیدا نموده است .

در جلسه چهارم درمان ، لکنت کردن پادشاه نزد برادرش و تحقیر توسط او باعث می شود که درمان را بی فایده بداند ، که این نشان می دهد بهبودهای اولیه ، بدون اصلاح ذهن چقدر زود از دست می رود .

در قسمتی دیگر شاه را نشان می دهد که در هنگام عصبانیت و فحاشی ، گفتار عادی و خوبی دارد که به خوبی می توان فهمید لکنت زبان فقط یک عادت شرطی شده است ؛ در همین هنگام درمانگر به پادشاه می گوید : این یه قسمت از وجود توست که ما خیلی ندیدیمش . شاید او می خواست به ما بگوید که لکنت چگونه ما را به انسانی دیگر و با شخصیتی دیگر تبدیل می کند .

در قسمتی از فیلم می بینیم که پادشاه و درمانگر در حال پیاده روی هستند که دوک به خاطر لکنت زبان به راحتی از قید پادشاهی می گذرد . درگیری و چالش دوک با درمانگر در این قسمت فیلم بسیار برجسته به نظر می رسد : ( من پسر پادشاهم و تو پسر بی ارزش یه آبجو ساز ) ؛ و او خواستار پایان جلسات درمانی می شود یعنی * توقف درمان * .

خواندن متن مراسم تاج گذاری و گریه کردن او در حضور همسرش ، اوج استیصال و درماندگی و همچنین آمادگی کامل را برای درمان شدن نشان می دهد . این لحظه ، نقطه عطفی در درمان لکنت است => او با تمام وجودش و برای خودش می خواهد درمان شود .

همسرش می گوید : تو را انتخاب کردم چون فکر کردم لکنت با مزه است و به این دلیل مردم زیاد با ما کاری ندارند باز هم عدم شناخت لکنت زبان توسط مردم عادی را می رساند .

رفتن پادشاه و همسرش به خانه درمانگر و همچنین معرفی درمانگر به اسقف اعظم توسط پادشاه ، نشانگر باز شدن مشت اوست ؛ او دیگر چیزی برای پنهان کردن ندارد .

باز هم در مراسم تمرین سخنرانی تاجگذاری ، بهانه گیریهای پادشاه را می بینیم که این موضوع در تمامی مسیر درمان مشهود است . در پایان فیلم این گفته پادشاه به درمانگر جالب است : سخنرانیم هر جوری که بشه از حمایتت متشکرم .

او باز هم لکنت می کند ولی حالا دیگر رها شده است . همین رها شدگی مرحله دیگری از درمان او را می رساند .

استرس های وحشتناک همسر پادشاه در آخر فیلم بیانگر این موضوع است که :

چقدر لکنت شنیدن برای نزدیکان و دوستان ما سخت است !

نوشته : آقای مهندس رضا جعفری
کارشناس ارشد عمران

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
سخنرانی پادشاه | لکنت زبان - فرهمندپور

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد

این مطلب را به اشتراک بگزارید

آخرین مطالب

6 روش درمان لکنت زبان

هنگامی که کودکی دچار لکنت زبان میشود، والدین با فرهنگ را به تحقیق پیرامون درمان آن وادار میکند. ولی ...

مشاهده

لکنت زبان و دفاعیه دکتر هلاکویی

نامه نقد در نقد زیر مربوط به مقاله دکتر هلاکویی در دام لکنت زبان، توسط سرکار خانم نوشین زارع دریافت ...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان در کودکان و بزرگسالان!

درمان قطعی لکنت زبان! مدتی است ناظر تبلیغات درمان قطعی لکنت زبان، آنهم از نوع بدون بازگشت آن هستیم...

مشاهده

لکنت زبان عارضه ای ناشناخته

لکنت زبان عارضه ای است که پکیج آن فقط برای افرادی قابل ادراک است که « مسیر درمان لکنت زبان » را طی ک...

مشاهده

درمان قطعی لکنت زبان

در سال 1817 ( 200 سال پیش ) یک پزشک فرانسوی به نام Jean marie hard با این تصور که لکنت زبان به علت ض...

مشاهده

خرید کتاب راز لکنت زبان

سخنرانی پادشاه | لکنت زبان - فرهمندپور

شما می توانید هم اکنون به صورت اینترنتی این کتاب را خریداری نمایید

هم اکنون می توانید مشکل خود را با کلینیک لکنت زبان فرهمندپور مطرح کرده و از ما مشاوره بگیرید

درخواست مشاوره