ارتباطات زبانی

بی تردید بزرگترین دستاورد انسان که موجب دیگر توانایی ها و پیشرفت او شده است، بکارگیری رمزهای ارتباطی با همنوع های خود می باشد. رمزهای ارتباطات را میتوان به خوبی در زبان تصویری، زبان اشاره، زبان نوشتاری و زبان گفتاری آدمی مشاهده نمود؛ که هر یک بر اساس نیاز به ارتباطات ابداع شده اند. بدون این رمزهای زبانی و ارتباطی، هیچ مفهوم، اندیشه و آموزشی نمیتوانست در بین آدمیان مبادله شود. اما در این میان، ارتباطی با ارزش تر و کاربردی تر از ارتباطات گفتاری ( درک و بیان ) نیست.

در کتاب ارزشمند زمینه روانشناسی هیلگارد چنین آمده است:

زبان، وسیله اساسی تبادل اندیشه هاست، و علاوه بر آن، وسیله ایست همگانی و جهانی. همه جامعه های بشری برای خود زبانی دارند و هر کس که از سطح هوش عادی و بهنجار برخوردار باشد زبان مادری خود را فرا میگیرد و بدون تلاش آنرا به کار میبرد.

زبان گفتاری دو وجه دارد:

 تولید زبان و فهم زبان. تولید زبان با پیدایش اندیشه آغاز میشود. این اندیشه به نحوی به صورت جمله در می آید. و سرانجام این جمله در قالب اصوات بیان میشود. فهمیدن زبان با شنیدن اصواتی آغاز میشود که به آنها در قالب واژه ها معنا میدهیم. با ترکیب واژه ها جمله میسازیم، و به نحوی معنای این جمله را استخراج میکنیم.

بنابراین، زبان سامانه ایست چند وجهی برای پیوند دادن اندیشه به گفتار از طریق واحدهای واژه ای و جمله ای ( چمسکی – 1965 ).

سطوح زبان:

واحدهای جمله ای یعنی جمله ها و عبارتها در بالاترین سطح، واژه ها و پاره واژه ها ی معنادار در سطح بعدی، و اصوات گفتاری در پایین ترین سطح قرار دارند.

در فرایند فهمیدن زبان، نخست واجهایی میشنویم، سپس با استفاده از واجها به ساختن واژکها و عبارات جمله میپردازیم، و سرانجام گزاره ای را از جمله بیرون میکشیم. به این ترتیب، از پایین رو به بالا حرکت میکنیم. در تولید جمله، عکس این فرایند روی میدهد. یعنی اول اندیشه گزاره ای به وجود می آید، سپس این گزاره به صورت عبارات و واژکهای جمله در می آید، و اینها نیز در مرحله بعدی به واجها تبدیل میشوند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *