چالش های مسیر درمان لکنت زبان
14 سال پیش
3
چالش های مسیر درمان لکنت زبان
بارها این نکته توضیح داده شده است که « درمان » به فعالیت در گروه نیاز دارد ؛ یعنی طی مسیر درمان لکنت زبان در گروهی که اعضای آن از نظر فرهنگی – اجتماعی ، هماهنگی نزدیکی با هم داشته باشند . با این همه ، اساس تشکیل هر گروهی ، بر پایه اتفاق و اختلاف نظر بین افراد گروه استوار است و اعضای گروه درمان لکنت زبان لازم است با هر دو جنبه روبرو شوند :
- چشیدن طعم شیرین اتفاق و اتحاد در مسیر درمان لکنت زبان ، سبب احساس امنیت و خود باوری می شود .
- مواجه شدن با اختلاف نظرها و چگونگی حل و فصل یا کنار آمدن با آنها ، بر توان ارتباطات شخص می افزاید .
اغلب درمانجویان با پیوند « واقع بینی ذاتی » و همچنین « تغییرات دیدگاهی » در ماههای اول درمان لکنت زبان ، بدون دست اندازها و چالش های برجسته و باز دارنده مسیر درمان لکنت زبان را ادامه می دهند . به طور معمول رفتار این افراد را اینگونه می توان ارزیابی نمود :
رویاپردازی در لکنت زبان
توقع، عامل عدم تعادل
ارزیابی
- با نگاه رو به جلو ، دوری از حاشیه ها و تطبیق خود با اختلاف نظرها ، مسیر درمان لکنت زبان را طی می کنند .
- با افراد گروه رابطه خیرخواهانه و با مسئولیتی دارند و اغلب می دانند حفظ منافع اعضا ، بر اعتبار و تعادل خود آنان می افزاید .
- در برقراری ارتباط با افراد تازه وارد پیشگامند و به آنها مشاوره های صادقانه و مفیدی ارائه می دهند .
- برای ارزیابی و اصلاح دیدگاه های خود ، بدون مقاومت و دلیل تراشی با دوستان گروه مشورت می کنند .
همیشه چنین افراد با تدبیری هستند که با وجود مشکلات خویش ، با حس مسولیت و دوری از واکنش تلافی و جبران ، می توانند در تعیین مسیر درمان لکنت زبان و حتی تغییر نظر و رفتار مربی خود نقش سازنده و پابرجایی داشته باشند .
تشخیص مسیر درمان لکنت
لکنت و ریگ کفش
انواع چالش ها
ولی همیشه چالش درمان لکنت زبان که درمانجویان با آن روبرو می شوند به این راحتی ها نیست . معمولا 10% جوانان در طی مسیر درمان لکنت زبان، دچار دست اندازهای ذهنی بزرگی می شوند که حل آنها به همکاری نزدیک خانواده با محیط درمان نیاز دارد ؛
ولی اگر خانواده به هر دلیلی نتواند نقش مثبتی داشته باشد ، به مفهوم طولانی شدن مدت زمان درمان و گاه متوقف شدن آن خواهد بود . متوقف شدن درمان به این معنی است که شخص گفتار نسبی خوبی به دست می آورد ولی از برخی دیدگاه های اصلاح نشده که شرایط بازسازی آن را نیافته ، همچنان رنج خواهد برد .

چالش ها چگونه پدید می آیند ؟
اگر فاکتورهای زیر را در یک جوان با هم جمع کنیم :
- عوارض لکنت زبان
- ترفندهای پنهانکاری
- خواستن ها و نتوانستن ها
- شکست ها و ناامیدی ها
- تحمل کردن ها و دم نیاوردن ها
- ...
طبیعی به نظر می رسد که برخی از آنان بنا به خصوصیات فردی ، جو آموزشی و جو خانوادگی خود ، دچار نوعی سرخوردگی شوند ؛ و می دانید « سرخوردگی » همچون فنر جمع شده ای در روحیه انسان عمل می کند .
هنگامی که آنان به توانایی های گفتاری و ارتباطی مطلوبی می رسند ، با عطش سیری ناپذیری به جبران نتوانستن ها ، ناامیدی ها و دم نیاوردن ها می پردازند .
نیمی از مسیر درمان
مسیر های اشتباه درمانجویان
آنها در این شرایط پند پذیری و منطق خود را از دست می دهند و ناخواسته به چون و چرا و بهانه جویی از اطرافیان خود می پردازند . میل به پرخاشگری و توقعات بی جا و دور از انتظار ، سبب رنجش و دلخوری اطرافیان می شود ؛ معمولا خانواده ها موضوع را اینگونه بیان می کنند :
دخترم / پسرم گفتارش خیلی خوب شده ، ولی مثل اینکه با همه سر جنگ داره .
معمولا این افراد به این دلیل که محیط درمان را امن ترین مکان برای مانورهایشان می بینند ، و همچنین می دانند دوستان گروه درمان لکنت زبان از گفتار سابق آنان اطلاع دارند ، ناخواسته بیشترین واکنش های پرخاشگری و تخریب را از دید خود ، در همین محیط می آزمایند .
آنها مرتب به طور پنهانی در تلاشند تا افراد ضعیف یا تازه وارد را به عنوان « طعمه » در گروه شناسایی کرده و با دشمن خواندن دیگر اعضا و حتی مربی ، خود را به عنوان تنها دوست و درمانگر دلسوز به آنان تحمیل نمایند .
اگر این پیوند شکل گیرد ، سعی می کند به بهانه تمرینهای کلینیک ، خارج از محیط درمان لکنت زبان با طعمه خود ملاقات کند .
در این صورت رابطه ای شکل می گیرد پر از دروغ ، تضاد و کینه ورزی _ شاید یکی از دلایل این رفتارها را بتوان در فقدان توانایی شخص در تطبیق و تغییر دیدگاه ها دانست ._ در این مرحله شخص گفتار و رفتار بقیه را به میل خود تفسیر میکند :

- لبخند = مسخره کردن
- محبت = منظور داشتن
- راهنمایی = فضولی
- سکوت = بی محلی
- نگاه کردن = خصومت ورزی
- نگاه نکردن = دشمنی
- شوخی = بی ادبی
- ...
پیش چشمت داشتی شیشه کبود زان سبب دنیا کبودت می نمود
ضمن اینکه همیشه در حال بهانه جویی ، پرخاشگری و تخریب هستند ، با این همه ، کمتر ساعتی است که به محیط درمان لکنت زبان، دوستان گروه و مربی خود نیندیشند . آنها به قدری درگیر تغذیه به این خوی تلافی و جبران خویش هستند که کمتر می توانند رفتارهای خود را تجزیه و تحلیل نمایند .
رسیدی به این مرحله
حال اگر طعمه نیز به این مرحله برسد ، پاسکاری مخربی بین ایده ها و خلق و خوی آنان در می گیرد و ندانسته به تخریب یکدیگر می پردازند .
اگر چنین شخصی در این مرحله عاشق شود ، عشق او بیشتر جنبه نمایشی و واکنش به شرایط روانی او خواهد داشت .
تشخیص اینکه کدام یک از دوستان گروه به این دام خواهد افتاد ، بسیار مشکل است . در این شرایط لازم است مربی به دو نکته مهم بپردازد :
- مراقبت از دوستان دیگر _ بخصوص تازه واردها _ در برابر پرخاشگری ها و طعمه یابی این افراد .
- صبر و شکیبایی ، تا شاید جو ذهنی شخص رفته رفته آرام گیرد .
می توان گفت نیمی از این افراد تا کنون با این تدبیر به جمع دوستان باز گشته اند . ولی اگر صبر هم نتواند کارساز باشد ، می شود داستان « تیغی در دست زنگی مست » ... .
مقاومت در برابر درمان
المثنی زندگی نکن
صبر و شکیبایی در چالش درمان لکنت زبان
معمولا افرادی که با صبر و شکیبایی دوستان گروه و مربی از چنین بحرانی بیرون جسته اند چنین می گویند :
- نمی دونم چرا اون کارها رو می کردم !
- الان که فکرشو می کنم از خودم خجالت میکشم
- همش می خواستم یه دشمن بتراشم و باهاش دعوا کنم
- فشارهای درونمو می خواستم رو یکی خالی کنم
- از صبح تا شب از همه بهونه میگرفتم ، پدر ، مادر ، فامیل ، دوست و بخصوص از محیط کلینیک ... .
*********

برخی از دوستان گروه درمان لکنت زبان وقتی می بینند با اجرای تکنیکهای گفتاری ، می توانند گفتار طبیعی را در ارتباطات مختلف تجربه نمایند ، به جای پرداختن به بازسازی دیدگاه ها و ارتباطات خویش _ که اساسی ترین مرحله درمان است _ مانند یک عصا دودستی به تکنیکها می چسبند و به آن تکیه می کنند .
آنها تصور می کنند اگر ضعفی در گفتارشان دیده شود ، به علت فقدان تسلط بر اجرای تکنیکها می باشد . از اینرو اغلب زمان خود را به طور آشکار و نهان ، صرف تقویت اجرای این تکنیکها می کنند .
علت چنین رفتاری را اینگونه میتوان ارزیابی نمود :
- آنها « درمان » را در لکنت نکردن می بینند _ به طور برجسته ای چنین دیدگاهی را در خانواده آنان می توان ردیابی نمود _
- وحشت و هراس از بازگشت لکنت ، قدرت و توان تغییر و تحول شخص را متزلزل می سازد .
در این مرحله اگر دوستان آگاه به مسیر درمان و حتی مربی به او چنین راهنمایی کنند :
« خانم / آقا انقدر به این عصا تکیه نکن ، وقت آن رسیده که مانند یک شکارچی به تعقیب شرایط دشوار بپردازی ، خود را محک بزنی و به ارزیابی ارتباطات و دیدگاه های آسیب دیده توجه نمایی و ... . »
دراین شرایط او به دلیل تراشی روی می آورد ، مقاومت می نماید و در صورت اصرار ، ممکن است گوینده را دشمن خود تصور کند .
اشتباه نشود ، قصد او لجبازی نیست ، بلکه بدون عصای تکنیکها ، چاه عمیقی را سر راه خود می بیند و از لغزش درون آن به شدت می هراسد .
داستان چالش درمان لکنت زبان
کوهنوردی با تجهیزات حرفه ای ، شبانگاه از یال کوهی فرود می آمد که ناگهان پایش در برف می لغزد و توسط طناب مخصوص خود ، بین زمین و هوا معلق می ماند .
در این هنگام از درگاه خداوند کمک می خواهد که ندایی به گوشش می رسد :
« اگر نجات می خواهی ، طناب رابا خنجر ببر »
ولی چون او نمی تواند در تاریکی شب تیره ، موقعیت خود را درک نماید ، امر ندا را نیز نمی تواند اجرا کند .
فردا صبح گروه نجات مرد یخ زده ای را می یابند که با زمین فقط یک متر فاصله داشته است !!












