از لکنت زبان تا سخنوری بزرگ: 9 سال پیش جوانی مستاصل و درد کشیده از لکنت زبان وارد کلینیک گفتار درمانی شد.

آشفتگی و استیصال او به گونه ای بود که سعی کردم از پذیرش و ثبت نام او به طرق مختلف سرباز زنم. ولی او با زیرکی ذهن مرا خوانده بود و گفت: « تو در کتاب راز لکنت زبان نوشته ای که 700 تن تا به حال در این کلینیک بهبود یافته اند و من هفتصد و یکمین آن هستم! همین جمله که یک دنیا اراده و عمل پشتش دیده میشد، کافی بود تا نظر مخلص به کلی عوض شود.

از همان روزهای اول متوجه شدم که او محیط کلینیک را به دیده یک مکان مقدس مینگرد و سراپا چشم و گوش است تا بتواند گمشده خویش را با یاری دوستان گروه درمان به دست آورد.

انگار برخلاف معمول که مدتی طول میکشد تا درمانجو مسیر درمان را درک کند، او از همان ابتدا این مسیر پیچیده را به خوبی می شناخت!

او بعد از کسب توانایی های نسبی، با وجود همسر و فرزند، و مدیر و مسئول کارگاه دیزاینر، به دنبال گمشده های خود رفت:

  1. در رشته مورد علاقه و مربوط به حرفه خود یعنی مهندسی طراحی ( دیزاینر ) تحصیل را آغاز کرد
  2. زبان انگلیسی خود را تقویت کرد
  3. با همان روحیه، وزن خود را پایین آورد و همزمان به ورزش بدون وقفه پرداخت
  4. با پایان دانشگاه، کار خود را گسترش داد
  5. ساعت خواب خود را کاهش داد، به طوری که 24 ساعت برایش کم است!

ولی با وجود این همه فعالیت و گرفتاری، و با وجود اینکه 7 سال است دیگر نیازی به این گفتار درمانی ندارد، همچنان با حضور گهگاه خود، همچون نوری در تاریکی به هدایت دوستان گروه درمان می پردازد.

این مرد عزیز و دوست داشتنی کسی نیست جز آقای مهندس براتی که بسیاری از دیدگاه ها و کلمات قصار در جای جای این وبسایت محصول ذهن توانمند ایشان میباشد.

با بهترین آرزوها …

از لکنت زبان تا سخنوری بزرگ

 

جهت مشاهده ویدئو های بیشتر می توانید بر روی برچسب ویدیو کلیک نمایید.
همچنین پیشنهاد می کنیم حتما صفحه اینستاگرام کلینیک گفتار درمانی فرهمندپور را حتما دنبال (Follow) کنید.

دیدگاه در رابطه با “از لکنت زبان تا سخنوری بزرگ

  1. حامد گفت:

    سلام من ۱۷ سالمه و لکنت به شدت زیادی دارم تو این ۷ ماه افسردگی وحشتناک گرفتم وچند بار دست به خودکشی زدم ولی نمردم ولی امروز با یکی از رفیقام رفتیم قلیون کشیدیم بعد اون خیلی بهم امید داد و روحیه داد و منو همین امروز برگردوند تا راه درست رو برم خیلی خوشحال شدم که بعد از یه مدت طولانی ته دلم یه امید به آینده ریشه زد ❤️

دیدگاهتان را بنویسید